---------------‹ صفحه 367 ›---------------

 شسته اضافه نمايند . ضماد بواسير - وشقاق معقد وقرجهء آن واسهال بواسيرى است ونزف حيض . صفت آن : سفيداب ، موم سفيد ، حضض هر يك جزوى گل خطمى  ، مقل هر يك دو جزو وپيه بزسه جز ، روغن گل پنج جزو ، با زرده تخم مرغ استعمال نمايند . ضماد ديگر - جهت درد وسوزش معقد . صفت آن : كنجد را كوبيده ، با روغن گل وسفيده تخم مرغ ضماد نمايند . وبدستور زردهء تخم مرغ وآرد جو وروغن گل همين اثر را دارد . وبه دستور پياز را داخل خاكستر گرم كرده پخته با هموزن روغن تازه گاوى ضماد كنند . ضماد جهت خنازير حاره - مرصاف يكجزو ، حضض دوجزو با آب گشنيز ضماد نمايند وبعد از هر سه روز تازه بايد نمود . ضماد جهت گشودن خون بواسير - شحم الحنظل 3 مثقال ، مغز بادام تلخ 4 مثقال ، بخور مريم مونرج ، سرگين كبوتر فته با زهرهء گاو فتيله كرده پنجعدد در پنج ساعت استعمال كنند وهرگاه فتيله را بروغن گل ، آلوده سازند رفع سوزش مى نمايد . ضماد بواسير بارده ومفاصل ورياح مجرب است . صفت آن : سير را كوبيده در روغن بزرگ بچوشانند تا بنصف رسد پس صاف نموده ورغن را طلا وسير را ضماد كنند . ضماد جهت ورم سپرز كه از حرارت باشد از مجربات است . صفت آن : برگ درخت گز را كوبيده با آرد جو وسركه استعمال نمايند . ضماد جهت خزار - كه بفارسى كچلى نامند بغايت آزموده است . صفت آن : سر را تراشيده بروغن كنجد چرب كنند وكشك سوخته وپشم سوخته وجو سوخته را بالسويه بپاشند . ضماد ريختن مژگان ومنع سقوط موى - مجرب است . صفت آن : استخوان خرما سوخته وسنبل الطيب ، سرگين موش ، صدف سوخته وفلفل از هر يك جزوى ، سرمه 3

---------------‹ صفحه 368 ›---------------

 جزو قلعى سوخته مغسول 6 جزو ، زعفران نيم جزو . ضماد سناء - جهت جرب وحكه مجربست . صفت آن : سناء مكى پوست هليله زرد ، مردار سنگ سفيداب قلعى بالسويه با روغن گل وروغن بنفشه ضماد نمايند . ضماد منضج - دمل وساير اورام . صفت آن : اكليل الملك حلبه تخم كتان ، دانه تمر هندى ، سرگين كبوتر ، آرد گندم بالسويه با روغن كنجد وموم ضماد نمايند واگر اجزا را با آب وشير پخته طلا كنند ومكرر تغيير دهند بغايت مؤثر است . ضماد جهت گشودن دمل - از مجربات است ، دانه تمر هندى را كوفته ، نيم مثقال پيه حيوان در آب بروى آتش گداخته مخلوط سازند ونيمگرم كرده طلا كنند وچون بذرقطونا * ( هامش ) 1 - اسفرزه . ( * ) را با آب دهن تر كرده بر دمل به بندند مانع تزيد ومسكن است . ضماد جهت رفع ادرار وحيض - آزموده است : پوست انار ، سماق ، گلنار ، جقت البلوط ، زاج ، كندر ، زيره كرمانى ، تخم مورد با آب مورد يا آب ( به ) طلا كنند . چون رموز مستعمل زرگرانست با سفيده تخم مرغ بر كمر وپشت وزهار طلاكنند بغايت مفيد است . ضماد جهت زياد كردن شير - ورفع ورم پستان : آرد باقلا 10 مثقال تخم باد روج 5 مثقال با آب باد روج با آب ريحان بسريشند ضماد جهت زكام ازمجرباتست : شونيز را نيمكوب كرده چند قطره آب نمك بر آن پاشيده نيمگرم بر سر به بندند واگر بدون كوبيدن بدستور ، گرم كرده استعمال نمايند بغايت مفيد است . ضماد جهت ورم گوش - آرد جو ، باقلا ، بابونه ، خطمى  ، اكليل الملك در آب پخته با روغن بنفشه مخلوط كرده بر مثانه ضماد نمايند . قطورات عبارت از چيزيست كه بر عضو بچكانند ودر عرف اطباء مخصوص است بچشم وگوش .

---------------‹ صفحه 369 ›---------------

 قطور - جهت دودى وسده از اجتماع چرك وطنين نافع وسمى  بقرص حزيق است . صفت آن : حزيق سفيد 2 - بورهء سرخ 5 - زعفران 3 - با سركه حل نموده بچكانند . قطور جهت كرى كه دفعة واقع شده باشد - طبيخ افشين را با زهرهء گاو استعمال كنند وزهرهء سنگ پشت با روغن بابونه بغايت نافع است دو قطره از قطران كه با نفت يا بروغن قسط حل كرده باشند ، صبح وشام مداومت نمودن جهت جميع امراض گوش ومواد از مجرباتست . قطور ديگر جهت كشتن حيوانى كه در گوش رفته باشد . صفت آن قطران را با آب برگ شفتالو حل نموده نيمگرم بچكانند . قطور جهت اخراج كرمهاى متولده در گوش - شراب كهنه 2 - عسل 3 - روغن گلسرخ 10 ، سفيده تخم مرغ 2 عدد ، پشميرا آغشته در گوش نيم گرم كرده بگذارند و ساعتى بهمان جانب تكيه كرده پس يكدفعه بسرعت بيرون آورند . قطور ديگر جهت چرك ودرد قرحهء گوش - مرصاف ، صبر زرد وزعفران با روغن بادام شيرين تقطير نمايند وجهت تسكين درد افيون بغايت نافع است وجهت پاك كردن چرك ، آب برگ زيتون با عسل نافعست وبدستور انزروت با ماء العسل بسيار نافع است . قطور جهت رفع سيلان رطوبات اطفال نافع است شب يمانى ، زعفران ، بورهء سرخ از هر يك دانگى ، عسل وشراب هريك 5 مثقال قطور كنند ويا به پشمى  آلوده بگذارند . قطور ديگر كه منع سيلان خون كه نسبت صدمه وضربه از گوش كند ، پنير مايه خرگوش را با سركه حل نموده بچكانند وبدستور ، گردهاى گاو نر را با قدرى پيه كباب نيم پخت كرده ، آب آنرا فشرده در گوش بچكانند از مجربات اكثر اطبا است .

---------------‹ صفحه 370 ›---------------

 موادى كه در بينى بچكانند يا بخور دهند سعوط ( عبارت از چيزيست كه در بينى كنند ) جهت تقويت قوهء حافظه وگويند مداومت او موى سر وريش را سياه كند . صفت آن : مغز سر كلنگ ( اسم فارسى درنا ) * ( هامش ) 1 - درنا از پرندگان وحشى حلال گوشت داراى پاهاى بلند وگردن دراز ودم كوتاه بيشتر در كنار آبها مى نشيند او را كلنگ هم مى نامند ، بعربى ( كركى ) مى گويند . ( * ) وزهره ء او يكقراط نرم سائيده با روغن زنبق سعوط نمايند وساعتى به پشت بخوابند . سعوط زهرهء خطاف - ( بفارسى پرستوك وبتركى قرلانقوع از طيور معروفست ) را جهة سياه كردن ورويانيدن موى سفيد مجرب دانسته‌اند . عطوس ( آنچه عطسه آورد ) جهة فالج ولقوه وامراض دماغى . صفت آن : صبر زرد ، حزيق سفيد ، نوشادر ، مرزنجوش ، بوره ارمنى ، شطرج هندى ، مشك بالسويه استعمال نمايند . لخلخه ( آنچه از مايعات خوشبو در ظرفى نموده بو كنند ) جهت منع بخارات به دماغ وسرسام حاره واختلاط عقل نافع است - آب گشنيز ، آب برگ بيد 10 مثقال ، سركه 10 مثقال ، روغن گلسرخ 5 مثقال ، صندل سفيد 1 مثقال بدستور ، لخلخه نمايند . لخلخه - جهت ضعف دل ومواد بارده - قرنفل كباب يكدانك ، بسباسه يك دانك ، مشك يكدانك با گلاب وعرق بهار لخلخه نمايند . نشوق

. . . . . . . . . . . . . . . . .. . . . . . . . . . . . .

‹ پاورقى ص 365 ›

از كتاب حكيم مؤمن

‹ پاورقى ص 369 ›

از كتاب تحفه حكيم مؤمن .
. . . . . . . . . . . . . . . . .. . . . . . . . . . . . .

الطب الكبير يا فرشته نجات (فارسي) - محمد سرور الدين - ص 370 - 377

( كنند ) چهت تقويت دل وخفقان - آب مورد

---------------‹ صفحه 371 ›---------------

 وصندل سفيد يكدانك ، گلاب ، سركه ، كافور ، عود استنشاق نمايند . بخور جهت صداع مزمن وشقيقه ومواد بارده دماغى از مجربات است - آجر آب نديده چند عدد را سرخ كرده در شراب انداخته سر را بخار آن بدارند واگر ماده بسيار غليظ نباشد بجاى شراب آب كنند وبدستور آب ممزوج بسركه نيز جايز است . بخور جهت زكام سياه دانه را بروى سنگ تافته ريخته ودود او را استنشاق نمايند وجهت حبس كردن مادهء زكام كه قطع سيلان رطوبات كند بخور سندروس مجربست .

---------------‹ صفحه 372 ›---------------

 خضابها وداروهاى دهنيه جهت موى سر ادويه اى كه مخصوص است بموى مثل خضابات وآنچه موى را دراز كند وآنچه موى را بروياند وآنچه بسترد وامثال آن . بدانكه اطباء در باب ادهان خضابيه اختلاف نموده‌اند واكثر را اعتقاد آنستكه دهنيه مانع ايصال قوت سابقه است ، بعضى را اعتقاد آنستكه خضاباتيكه در فعل او بقاياى اثر چند ماه باقى باشد امكان ندارد . وبرخى تصريح نموده‌اند كه بحدى ثبات دارد كه در هيچوقت زايل نمى گردد وآنچه بتحقيق اقربست آنستكه چون تكون موى از بخار دخانى غليظ است ، هر گاه نافذه وقوه سابقه خضاب بحدى باشند كه تأثير تام در رطوبات تحت جلد كه مادهء بخار دخانى وتكون مو است تواند نمود وافناى بياض او كرد وامكان دارد كه بعد از سفيدى ، موى سياه تكون نمايد والا فلا وچون خضاب جلد را سياه كند طلاى روغنهاى نيمگرم رفع آن بنمايد خصوصا ادهان حاره . خضاب - منقول از حكماى هند وروم است ودر منجوك وترجمهء باهر تصريح شده ، مجربست وگويند كه در سن پيرى موى سياه مى روياند سيصد وپنجاه سال . صفت آن : سركه انگورى ومثل او شير تازه گاوى را با هم بجوشانند تا قريب بانعقاد گردد پس بگذارند تا سرد شود وپوست انار وآمله مقشر وهليلهء سياه كوفته وپخته اضافه نمايند ودر شيشه كرده سه ماه در سرگين اسب دفن كنند پس موى را بآب ليمو شسته خضاب كنند .

---------------‹ صفحه 373 ›---------------

 خضاب ديگر - ايضا منقول از حكماى هند است ومدعى آنند كه هفت سال اثر او باقى است . صفت آن : كلده بانجان ، ريشه درخت انار ، توبال نحاس 3 مثقال ، هليله سياه 1 مثقال ، زيبق 1 مثقال ، مازوى سبز سه عدد ، نخود سياه 7 عدد پوست دار كوبيده وپخته باسه قاشق سركه انگور وروغن كنجد سياه سرشته ، در ظرف آهنى كرده چهل روز در ته آب دفن كنند پس استعمال نمايند . خضاب ديگر - ايضا منقول از حكماى هند است كه تا شش ماه اثرش باقى است : نارجيل را سوراخ كرده ، مغز او را بيرون آورده هر هفته با چيز آهن در هم او را باد و يكدرهم بوره نرم كوبيده ، در ميان نارجيل كنند وسوراخ او را با همان پارهء كه از او برداشته مسدود نموده بگل حكمت گرفته بيكساعت در تنور بگذارند بحديكه به سوختن نرسد پس روغنى كه در او جمعشده باشد استعمال نمايند . خضاب ديگر - منقول از ايلدقى وجامع ادويه وكتب معتبره ودر تقويت وتسويد موى بيعديلست . صفت آن : آمله 5 مثقال ، آب مورد تازه 15 مثقال ، آب صاف 35 مثقال آبرا با ادويه بجوشانند تا بنصف رسد پس صاف نموده با 5 مثقال خطمى  و 5 مثقال وسمه ومثل اوسنا و 2 مثقال مازوى بريان كرده كه با روغن زيتون آلوده باشند و 5 مثقال صمغ عربى و 2 مثقال زاج جوشانيده تا منعقد گردد وبمشك وقرنفل معطر ساخته استعمال نمايند . از اهل تحربه مكرر يافته‌اند وتصريح كرده‌اند واز متقدمين نيز منقول است كه چون هر روز بروغن زيتون صحرائى تدهين نمايند موى سفيد نمى گردد . وبدستور هر روز يكعدد هليله سياه تناول نمايند وهميشه هليله سياه در دهان نگاه دارد وباعث سياهى مو است وآنچه سفيد شده باشد بعد از مداومت يكسال شروع بسياه شدن مى كند واين از مجرباتست . دوائى كه بر موضع موى مقلوع بمالند سفيد برنيايد علق را با سركه در شيشه كرده چهل روز در سرگين اسب دفن نمايند وبعد استفاده كنند . وايضا حجر البقر * ( هامش ) 1 - سنگى است كه در زهره وشيردان گاو پيدا مى شود . ( * ) را با شراب بر موضع موى مقلوع برص وداء الثعلب بمالند

---------------‹ صفحه 374 ›---------------

 بجاى موى سفيد سياه بر مى آيد ومجربست . دوائى ديگر منقولست ازو كه زمان طويل سياهى او مى ماند روغن نارجيل كهنه ، هليله سياه ونوشادر . دواى ديگر منقول است از او كه دست وجلد را سياه نمى كند وموى سر ولحيه را بغايت سياه مى كند ومجرب دانسته‌اند برگ ( نمام ) * ( هامش ) 1 - سوسنبر . ( * ) را شسته وبعد با آب بقدرى كه يك بند انگشت او را بپوشاند بجوشانند تا پخته شود وقطرهء أز آب او بروى كارد ويا صفحه آهن صيقلى بريزند چون آهن را سياه كند آنگاه صاف نمايند وماداميكه سياه نكند بايد جوشانيد ، پس آب صاف او را بجوشانند تاقريب الانعقاد گردد وجرم نمام را پخته بر سر ضماد نمايند وآب منعقد را بآب گرم حل نموده بر اصول شعر بمالند وروز ديگر بشويند والا در حمام تا شش ساعت مكث نمايند . دواى ديگر از اسرار عجيبه است چه ضماد آن موى را سفيد مى گرداند وچون باتوتيا بشويند باز سياه مى شود طلق محلول را بآب شكر سرشته طلا نمايند . اديه اى كه موى را بروياند شونيز ( بفارسى سياه دانه نامند تخمش سياه ومغزش سفيد نان پزها به نان ميپاشند ) پخته بآب طلا كنند : بدستور ديگر سر مگس وسم سوخته بز سياه وسم الاغ مفردا ومجموعا با روغن زيتون استعمال نمايند ، بدستور دگير كندش * ( هامش ) 2 - بيخ نبات است شبيه به كنگر وبرگش ما بين سرخ وسفيد ودر شام لباس پشمينه را به آن ميشويند . ( * ) را با روغن تخم مرغ ضماد نمايند ، در همه اعضاء موى مى روياند حتى در كف دست . وبدستور ديگر ، دو عدد گردكان با پوست او ودانه خرما يكمثقال بسوزانند به مرتبه اى كه توان سائيد نه آنكه بسيار بسوزد وبا روغن زيتون يا روغن گلسرخ وپانزده عدد فلفل بمالند در رويانيدن موى ابروى وغيره عديل ندارد . وبدستور ديگر ، بادام تلخ وفندق در تابه بسوزانند وبا روغن زيتون استعمال نمايند .

---------------‹ صفحه 375 ›---------------

 وبدستور ديگر ، چون بورهء ارمنى ونوشادر را بسوزانند وبا سركه كهنه طلا نمايند موى را در سه روز ( بشرط تكرار در هر سه ساعت ) مى روياند وآزموده است ( هر گاه از ماليدن ادويه جراحات وآبله حاصل شود بمرهم اسفيداج وموم روغنها معالجه كنند . اما آنچه موى را مجعد وپيچيدگى كند ، ضماد برگ چغندر با مازو است . ادويه كه موى را بسترد - اين دوا بغايت قويست ، آهك تازه را در شش برابر او آب تا سه روز گذاشته صاف نموده ، سه بار آهك را تجديد نمايند پس در آب صاف كرده ، بقدر ثلث آهك زرنيخ زرد اضافه نموده ، در آفتاب گذارند بحديكه چون پر مرغ باو رسد بسترد سپس استعمال نمايند . هر گاه بگذارند تا منعقد وخشك گردد در حين احتياج قدرى از آن در آب وامثال آن مانند آب برنج وشيرهء آرد جو حل نموده وطلا كنند وهر گاه خواهند كه موى را رقيق گرداند در تودهء خاكستر چوب رز يا بوره كنند وچون صبر اضافه كنند باعث سرعت فعل او مى شود وچون خواهند كه بد بوئى او كم شود ، زعفران وسعد مخلوط نمايند جهت رفع بدبوئى بعد از تنور برگ شفتالو عجيب الفعل است . ديگر گل خوشبو وبرگ رز وشاهفرم مسحوق وحنا گلسرخ مؤثر است . دوائيكه چون بر عضو بمالند ويكساعت صبر كنند موى بآسانى قلعشود وباعث درد نگردد وبغايت مجربست ، اشق * ( هامش ) 1 - معرب از اوشنه فارسى است وآن صمغى است مايل به زردى نبات او شجرى وكوچك وساقش باريك است . ( * ) را در سركه حل كرده استعمال نمايند وچون يك كف بيد انجير را كوبيده داخل نوره كنند منع بردن موى مى نمايد .

---------------‹ صفحه 376 ›---------------

 معالجات گوناگون غسول جهت صاف كردن رخسار : اشنان سبز ، آرد باقلا ، ترمس ، نخود با پوست ، مغز دانه به ، تخم خربزه ، تخم خيار ، زبد البحر ، گل ارمنى بالسويه با شير تازه وقدرى عسل شب طلا كنند وروز بشويند . نسخهء ديگر - زعفران ، روناس ، كندر ، مصطكى بالسويه با آب پياز سرشته قدرى از آن را بآب گرم بمالند وبعد از سه ساعت بشويند . نسخهء ديگر - رويرا بغايت سرخ كند ومجربست ، خردل سفيد ، زرنيخ بالسويه با شير تازه تا هفت روز استعمال نمايند . غمره كه در سرخ كردن روى عديل ندارد : كندش ، زعفران ، روناس ومرصاف ، مصطكى بالسويه با آب پياز طلا كنند . نان خواه - نانخواه گرم وخشك است چون با شكر بخورد معده را قوى كند و طعام بگذارد وبادها بشكند وكرم اندر شكم بكشد وبلغم را دفع كند وبوى دهن را خوش كند وآب رفتن از دهان را باز دارد وگرده را قوى كند وريگ مثانه را پاك كند وباد حصبه را ببرد ودرد معده را بنشاند وبادهاى مخالف را دفع كند وشهوت را بيفزايد وجگر را قوى كند وآب تاختن بسيار سود دارد . جالينوس گويد : اگر سرگين گرم اسب بگيرند ودر جائى بندند وبفشارند و اندك زعفران بر آن مخلوط كنند يكهفته درگوش چكانند كرى ده ساله را ببرد . معجون ، معجونيكه معده را قوى گرداند وباه را قوت دهد وبلغم راببرد وبوى

---------------‹ صفحه 377 ›---------------

 دهانرا خوش كند وآب رفتن باز دارد وسرديها ببرد وشهوت بيفزايد واشتهاى طعام آورد . جالينوس گويد : عجب دارم از كسى كه در سالى يكهفته از اين معجون بخورد واو را رنجى وعلتى پديد آيد ومريض شود . صفت آن : تخم بودينه 5 م تخم سيب 5 م تخم هويج ( زردك ) 5 م مصطكى 5 درم ، ترسار 5 م قرنفل 5 م ، جوزبويا 5 م لسان العصافر 5 م ، عود خام 5 م ، زنجبيل باديان رومى  5 م ، باديان رسمى  5 م ، همه را با عسل بپزند هر روز قدرى بخورد بسيار فايده بيند . معجون نوع ديگر - معده را قوى كند وبلغم را ببرد وبوى دهان خوش كند و سرديها بنشاند وباد بواسير وباد مخالف را ببرد وقوت باه را زياد كند واشتهاى طعام آورد . افلاطون گويد : عجب دارم از كسى كه سالى يكهفته از اين معجون بخورد واو را بطبيب احتياج بود وشهوترا زياد كند وفوايد بسيار نوشته ، در اينجا مختصر شد . صفت آن : تخم ترپ 5 م ، قدرى تخم كرفس ، تخم زردك ( هويج ) 5 م ، تخم سيب 5 م ، عود خام 5 م ، مصطكى يكدرم با سه چندان عسل معجون كند وهر روز سه سنگ بخورد . معجو

. . . . . . . . . . . . . . . . .. . . . . . . . . . . . .

‹ پاورقى ص 371 ›

از كتاب تحفه حكيم مؤمن .

‹ پاورقى ص 377 ›

از كتاب خطى 400 سال قبل .
. . . . . . . . . . . . . . . . .. . . . . . . . . . . . .

الطب الكبير يا فرشته نجات (فارسي) - محمد سرور الدين - ص 377 - 383

ن مفيد ودست رس همه است ( مرحوم بابايم حاجى مير محسن آقا هميشه موجود نگاه مى داشت وفعلا بنده هم موجود دارم هر وقت خوراك زياد باشد استفاده مى كنم فورى خوراك حل مى شود ) براى معده وروشنى چشم بسيار مفيد است . صفت آن : زنجبيل 5 م ، سناى مكى 5 م ، كندر 5 م ، مصطكى 5 م ، همه را آرد نموده باعسل معحون كند هر وقت احتياج باشد استفاده نمايد . براى سوزش وزيادى بول وسلامتى روده ها خيلى مجرب است چوب گيلاس و تل ذرت هر دو را مساوى مثل چاى دم كرده ، بخورد .

---------------‹ صفحه 378 ›---------------

 براى ترس - مختصر آدى بيوك تناول نمايد . مرهم براى جراحت - زردچوبه ، مرده سنگ با هم كوفته با روغن زيتون و سركه مرهم ساخته بر جراحت بمالند . براى سرفه وگشادن آواز - انجير را بجوشانند وآبش را بخورد سرفه را ببرد وآواز را بگشايد وگرده را قوى وشهوت را بيفزايد . جهت باد خايه - تخم پياز با روغن گل بريان كند بخورد . جهت باد فتق - زهرهء گاو سرخ با روغن بجوشاند به خايه طلا كند . آب زهره بز با نشادر بسايند هر جا كه طلا نمايند موى نيايد . جهت بار گرفتن زنان - چون گرده گوسفند را بريان كنند زن بخورد وديگر خايهء خرگوش يا ناف خرگوش اگر زن شياف كند بار گيرد اگر ناف خرگوش نر باشد بچه پسر واگر از نا ف خرگوش ماده باشد دختر مى شود . ايضا - جوزبويا وزعفران هر دو با هم بسايند وزن برگيرد آبستن شود . اگر بچه در شكم مادر مرده شود - كنجد را بريان كنند زن بخورد بچهء مرده ، بيايد . ايضا - اگر سرگين اسب رادر زير زن دود كنند بچهء مرده بيايد . ايضا - اگر سم اسب در زير ران زن دود كنند خلاص شود . زنيكه دشوار زايد - اگر كف دريا بر ران زن بندند زود خلاص شود . ايضا - اگر سرگين گربه سياه را در زير زن دود كنند زود خلاص شود . ايضا - گشنيز را با بيخ اش با هم بكوبند زن براى خود بندد زود خلاص شود . حيض بسته رابگشايد - كنجد را بريان كرده بخورد . ايضا - روغن جوز وآب سداب بخورد . ايضا - شب برگ را بسوزاند در پنبه بردارد . جهة دفع خون از شكم - شكم مرغرا پر از كاسنى بريان كند بخورد . ايضا - شلغم بخورد اگر شلغم سفيد باشد بپزند ، بخورد . اگر از قضيب كسى خون آيد - سه روز كاهو را با سركه بخورد .

---------------‹ صفحه 379 ›---------------

 ايضا - تره تيزك را با سركه بخورد ، اما زياد نخورد اگر بسيار خورد بچشم زيان دارد . اگر از قضيب كسى چرك آيد - سعد مكى زرد پنج مثقال وقند سوده پنج مثقال بناشتا بخورد . ايضا - معجون فلاسفه خوب است براى بول كردن به رختخواب - يك مثقال گشنيز خشك ويكمثقال شكر سفيد برابر بكوبند طفل بخورد در رختخوابش بول نكند . ايضا - اگر شيردان خرگوش را بكوبند طفل بخورد به رختخواب بول نكند . ايضا - پوست تخم مرغ را سوخته وبكوبند نرم شود با كشمش بخورد . خاصيت گل نرگس وبوئيدنش - حديثيكه از حضرت پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله نقل شده در اين كتاب شماره حديث 84 نوشته شده است وديگر در كتاب خطى فوق الذكر مى گويد : بدانكه هر كس گل نرگس را بسيار ببويد مغز را قوى گرداند وخواب خوش آورد واگر نرگس را بكوبند ودر چشم كشند شبكوريرا ببرد واگر بكوبند وبرزهار طلا كنند بول را بگشايد . وهر زنيكه آبستن نشود نرگس را بكوبند وفتيله بآب آن تركند ودر وقتيكه مرد با او نزديكى كند بخود برگيرد وهركس نرگس را بجوشاند وآبش در موى طلا كند موى دراز شود . حكايت طبى - يكنفر صحبت كرد پاهاى پدرم با شدت درد كرد عسل بدون موم و تخم خواجه باشى را مخلوط كردم تقريبا يكماه صبح يك قاشق از آن ميل كرد بهبودى حاصل شد . درد پا ودست وكمر ومفاصل - ( خواه گوشت وخواه استخوان باشد ) هليله سياه 5 م ، پوست هليله زرد 5 م ، سورنجان 5 م ، مقل ازرق 5 م ، ازواى زرد خزينه 5 م ، همه را مثل آرد كنند وحب بسازند در هر شب چند دانه ميل نمايد . ايضا - براى وجع مفاصل : روند چينى ، صمغ عربى ، مصطكى ، ازواى خوب خزينه مساوى مثل آرد نموده با آن حب سازند پيش از طعام پنج عدد بخورد بزرگى حب مثل

---------------‹ صفحه 380 ›---------------

 نخود معمولى . ايضا - براى درد كمر كه تجربه شده گل ارمنى با سركه كهنه طلا نمايند . شاش بند - آب گل نرگس كه در صفحه قبل ذكر شد . ايضا مغز آلو بالو را با نشادر بكوبند در راه بول نهند بول رابگشايد . ديگر - فضله موشرا اگر به بولگاه داخل كنند بگشايد . جهت درد دل وشكم - زيره سياه را بكوبد ، بخورد ، نافع است . خواب نيايد - اگر پى روباه را در پيشانى طلا كند خواب نيايد . هر كه مغز زاغ سياه را با سرمه بياميزد ودر چشم كشد تا اثر آن سرمه در چشم او باشد خوابش نيايد . اگر كسى را مار يا كژدم گزيده باشد مغز سر خروس بر آنجا نهند درد ساكن شود . اگر آب از چشم آيد زهره خروسرا خشك كنند وبسايند ، در چشم كشند باز آب از چشم نيايد . سنگ دان خروس - اگر كسى چوب يا استخوان يا غير او در اعضاى او مانده باشد سنگدان خروس را دو نيم كنند وگرم به آنجا نهند بيرون آيد . حكايت - معالجه شب كورى در تبريز يكى از دوستان صحبت كرد كه من شبها نابينا شدم يكنفر از تجربه ديده ها گفت شش ( جگر سفيد ) را بدون نمك در روى آتش بگذارد تا نزديك پختن باشد آب آنرا مثل سرمه بچشم خود بكش وخود شش را بدهان بگير ، آبش بخور همين كه آبش تمام شد بينداز بلع نكن اگر خوب نشود ، بدانكه از رطوبت است ودر اين صورت جگر سياه را به همين دستور فوق عمل كن ، آن شخص گفت من اول جگر سفيد را امتحان نمودم نتجه نداد معلوم شد كه از رطوبت است بعد جگر سياه را دو يا سه دفعه آبش را مثل سرمه به چشم كشيدم وخودش را خوردم روز اول نتيجه داد دفعه دوم ، اثرى از شب كورى نماند .

---------------‹ صفحه 381 ›---------------

 حكايت - براى معالجه تب ونوبه تقريبا ده سال قبل همشيرهء نگارنده به مرض تب ( مالاريا = نوبه ) مبتلا شد معالجه كردند بهبودى حاصل شد ، اما معالجه اش از يكماه يا دو ماه زياد طول نكشيد باز گرفتار شد تقريبا دو سال به اين قرار در زحمت بود ، خلاصه يكنفر ارمنى تجربه ديده يا دكتر ، دستور ذيل را داد از آن دستور بهبودى تمام حاصل شد واز آنوقت صدها نفر به اين دستور از مرض مالاريا يا تب ونوبه بهبودى يافته‌اند ، اينكه برگ درخت گل ياسمن براى آدم بزرگ دوازده عدد اگر آدم كوچك باشد با نسبت سن آن وبراى بچه ها از دوازده عدد كم مثلا شش عدد برگ درخت ياسمن را در سه استكان آب بجوشانند تا يك استكانش بماند آنرا سرد كنند صبح ناشتا بخورد . ايضا از كتاب خطى قديم - براى معالجه مالاريا ( تب نوبه ) برگ وپوست درخت بيد را تقريبا يك مشت گندم با هم بجوشانند تا گندم پخته باشد ، بعد آب آنرا خالص كرده سپس آب خالص شده را آنقدر بجوشانند كه سفت شود ، از آن حب درست كنند هر روز يكى صبح يكى عصر ويكى شب بلع كند . حكايت - يكنفر زن يكنفر زن در اثر مرض روماتيسم تقريبا يكسال قادر بحركت نبود واز پا افتاده بود ومعالجه ها نتيحه نداده بودند پس از يكسال ، مرهم ذيل سبب شد كه بهبودى حاصل شد . صفت مرهم : برگ موت واسفند و مغز گردوى كهنه . اسفند ومغز گردو را در روى آتش سرخ كنند بعدا هر سه را مساوى نرم كنند بعد با روغن زيتون مثل مرهم آنرا در جاى گرم به بدن خود بكشد كه سه روز در بدن بماند بعد از سه روز آنرا شسته دوباره وسه باره تقريبا هفت بار به اين قرار به بدن خود بكشد . ايضا معالجه رماتيسم يكنفر گفت مرض رماتيسم مرا چنان عاجز كرد كه يكسال خانه نشين شده از كار ماندم ومعالجه ها چندان ترتيب اثر نداد ، پس از يكسال پوست درخت چنار را سوخته با آب به بدن خود كشيدم واز سه ربع ساعت زياد نتوانستم متحمل بشوم وتنم هم زخمى  شد اما از زحمت رماتيسم نجات

---------------‹ صفحه 382 ›---------------

 يافتم وبهبودى تمام حاصل شد واظهار نمود آن كس كه اين دوا را بمن آموخت او هم گفت از يكساعت زياد خوب نيست پس از يكساعت بشوى ( اگر با روغن زيتون باشد از آب بهتر است ) . دفع آماس روى كه آنرا مبارك گويند نخود وگل ارمنى سرخرا باماست تازه وبى نمك مخلوط نموده ورو را طلا نمايند وبا دستمال نازك ببندند بهبودى حاصل ميشود . از براى سرگيجه وباد نفخ معده وروده وقلب - اگر معده سالم باشد تمام اعضاء بدن سالم واگر معده مريض باشد ، تمام اعضاء بدن مريض است لذا سرگيجه از ثقل معده مى شود وباد ونفخ معده وروده اين مردم از حرارت ودر رطوبت مركب است لذا وقتيكه چهار روز آش آبغوره با زيره سياه ميل كنند وبعد از هر غذا دو مثقال گلقند بخورند وروز پنجم دوغ با گل سرخ ميل كنند وشب ششم پوست نارنج خشك كرده كوبيده ، يك مثقال با آب ميل كند وبهمين دستور مدامى  آش آبغوره با زيره سياه ميل كنند وپنج روز يكمرتبه دوغ با گل سرخ ميل كنند ومكرر پوست نارنج ميل كنند تمام امراض معده ونفخ وسوزش وجانور معده وسرگيجه همه را برطرف مى كند اگر چه مرض ده ساله باشد ، ليكن بشرط پرهيز مخصوصا از غذاهاى ثقيل چون معده هائى كه سالها مريض بوده حاليه طاقت هضم غذا ثقيل را ندارند وهمان غذاى ثقيل سبب زياد شدن مرض مى باشد . مرض صداع ( دردسر ) بدانكه انواع دردسر ، بسيار است وهر كدام معالجه مخصوص ضد هم دارد واين كه مردم تا سردرد مى گيرند قرص سردرد ميل مى كنند بسيار خلافست اگر دردسر وسط سر باشد دليل بر غلبه حرارت است معالجه اش ، پارچه كتانرا بروغن گلسرخ يا سركه ويا شير دختر تر كنند بر سر گذارند و ماليدن سركه ونمك همچنين ماليدن پوست نارنج وسركه بر سر بسيار مفيد است . اگر از غلبه خون باشد ، علامتش سرخى رنگ وشيرينى دهن ودرد پيش سر

---------------‹ صفحه 383 ›---------------

 مى  باشد ، بايد گلاب وقند وآبليمو وشربت ميل كنند وآب آلو وتمر هندى مفيد است و ظهر شربت عناب وگشنيز وشام آش ماش وعدس ميل كنند . اگر از غلبه صفرا باشد علامت آن : تلخى دهن وزردى رنگ وصورت وزردى بول باشد ، صندل بآب گشنيز بمالند وگل نيلوفر بو كنند وتمر هندى وآلو بخارا وخيار ترشى وشربت نارنج هر كدام موجود باشد ميل كنند وغذا آش كشك يا آش جو ميل كنند وروغ

. . . . . . . . . . . . . . . . .. . . . . . . . . . . . .

‹ پاورقى ص 377 ›

از كتاب خطى 400 سال قبل .

‹ پاورقى ص 380 ›

از كتاب خطى 400 سال قبل .

‹ پاورقى ص 382 ›

راهنماى نجات .

‹ پاورقى ص 383 ›

راهنماى نجات .

ن بنفشه بادام بمالند نمك بر كفبمالند نافع است . اگر از بلغم باشد پشت سر درد كند ، علامتش سفيدى رنگ وبسيارى آب دهن است ، مرباى هليله ميل كنند ، غذا آش بخورد وسكنجبين با آب ترب بخورند وقى كنند وبعد آب شبت ميل كنند وحمام بروند . اگر از سودا باشد ، علامتش گرفتگى رنگ ، مايل بسياهى است ، شربت افتيمون وهلييله سياه ميل كنند ( دستور شربت افتيمون براى جميع امراض سوداوى نافع است هفت مثقال افتيمونرا خرد كرده در يك پياله آب بجوشانند تا مزه افتيمون پس بدهد بعد هفتاد مثقال قند صاف كرده مخلوط كنند ، بقوام آورند هر صبح يك قاشق در هفت قاشق آب حل كرده ميل كنند بعد پالوده بخورد ، شام نخود آب ميل كنند وروغن بادام بر سر طلا كنند ( بمالند ) . اگر دردسر از آفتاب باشد ، گل خطمى  ولعاب اسفرزه ( قارنى يارق ) ( شكم پاره ) بمالند . اگر از حمام باشد شربت ليمو ميل كنند . اگر درد سر از سرما باشد ، مرمكى با روغن زيتون يا روغن كنجد حل كنند بمالند براى رفع سر درد شديد ، سركه را با قهوه مخلوط كنند ميل نمايند . درد سر كهنه قديمى  مرمكى را در آب حل كنند بر سر بمالند . دردسر شقيقه اكليل الملك * ( هامش ) 1 - نباتى است برگش مدور وبقدر درهم وشاخه هاى باريك دارد . ( * ) كوبيده با آب خيس كنند بر سر بمالند .

---------------‹ صفحه 384 ›---------------

 براى دردسر - ضماد تازه گلسرخ براى دردسر نافع است . ايضا براى درد سر - اغلب اشخاصى را كه دردسر عارض مى شود غير از رطوبت پاها علتى ندارد ، قدرى خردل مسحوق رادر كفش يا جوراب ها پيش از پوشيدن بريزند صداع رفع مى شود .

---------------‹ صفحه 385 ›---------------

 علاج جراحات وزخمها ، وشكسته بندى براى جراحات تازه وكهنه تنكار كه آهنگران ودوات گران مصرف مى كنند ، تنكار را بسايند بر جراحت ريزند وبرهم آورند زخم را ببندند كه محتاج به دوختن نباشد وهنوز خون نيامده باشد نيز استعمال كنند زخم را خراشيده بعمل آرند ، اگر ماده است چرك دارد سدر بر جراحت بريزند زود پوست بروياند در جراحات وقروح خبيثه پشتم شتر سوخته ببندند وديگر باز نكنند بلكه هر روز بآتش گرم كنند . برگ گشنيز خشك ساييده بپاشند بر جراحت . پر مرغ خانگى را سوخته بپاشد بر جراحت . براى معالجه جراحت اين نسخه از اسرارست : گلنار وزرور 1 * ( هامش ) 1 - يعنى دانه هاى زرد كه در وسط گلسرخ وشبيه تخم مى باشد . ( * ) وكندر ، مرمكى ، مساوى بكوبند علك كنند بر زخم بپاشند ( ودر كتاب تحفه ، صبر زرد عوض زرور و مرمكى مى باشد ) براى جراحات سريع الاثر است . نسخهء ديگر كه عجيب است گوشت بر زخم مى روياند وجراحات تازه را ميچسباند وخون را بند مى كند : كندر ، صبر زرد ، انزروت ( خون سياوش ) اين سه قلم را مساوى بسايند وبر جراحت بپاشند وببندند . نسخهء ديگر كه ريشه هاى فاسد زخم را خوب كند : صبر زرد ، مرمكى ، انزروت از هر يك ، يك جزو وكندر 2 جزو ، همه را ساييده بر زخم بپاشند .

---------------‹ صفحه 386 ›---------------

 در زخم ها واورام وشير در پستان بسته شده مغز حرام ، ملين صلابات سخت در برآوردن چرك زخمها بيعديل است . سبوس گندم ضماد مطبوخ سبوس با شراب وامثال آن براى تسكين درد پستان وورم آن كه شير در آن بسته باشد . سبوس با نمك گرم كرده براى گزيدن افعى وتحليل باد اعضاء نافع است . مطبوخ سبوس آرد سركه براى چرب متقرح اورام حاره با روغن زيتون وسركه براى ضربان مفاصل مفيد است . پوست تخم مرغ را بسوزانند وبپاشند بر زخم حبس خون جراحت ورويانيدن گوشت زخم ها وجيرها وكسر اعضاء مجرب است . فرزجه پوست تخم مرغ ( زن از جلو بردارد ) قاطع خون حيض است . اسطوخودوس 16 نخود با عسل در بينى بچكانند پاك كننده قواى دماغ است . غذاى كسانيكه زخم در باطن بدن دارند وهمچنين شكستن استخوان ، خوردن پاچه گوسفند است ، همچنين نان برنجى براى چسباندن مغز سر مخ كه از ضربه وسقط حادث شده باشد . يك درهم ( 16 نخود ) اسطوخودوس با آب عسل ميل كنند . زخم وقروحيكه علاج پذير نباشد - معالجه آن سم خوك بازفت بسوزانند ، سوخته سم خوك را با روغن گلسرخ طلا كنند خشك مى كند . براى غددها وصلابت ؟ ؟ عظيم كه از معالجه آن مأيوس شده‌اند ، خمير ترش دكان نانوائى را با حنا وروغن ونمك بر غددها وصلابات ضماد كنند معالجه مى شود ، وچون نمك خمير ترش زياد باشد مفتح پزنده وسرباز كننده دمل ومحلل اورام بارده ومسكن درد آنست . براى هر زخميكه كرم در آن گذاشته باشد ( پونه ) را خشك كرده ، نرم كنند بر زخم بپاشند زرور كند . دستور ساختن روغن گلسرخ - برگ خود گلسرخ ( نه برگ درختش ) را در روغن كنجد كرده در آفتاب بگذارند چند روز بعد كه سفيد شد بردارند از برگ گلسرخ بآن روغن بگذارند تا هفت مرتبه عوض كنند آن روغن ، روغن گل سرخ مى شود .

---------------‹ صفحه 387 ›---------------

 نسخهء ديگر - برگ تازه گلسرخ را بكوبند آب آنرا صاف كنند با روغن كنجد روى آتش بقدرى بجوشد كه آب سوخته شود وروغن بماند ، مى شود روغن گل سرخ . شكسته بند - اظهار يكنفر مهآبادى يكنفر صحبت كرد بازوى خانم من شكسته بود ، يكنفر شكسته بند آنرا درست كرده وبست پس از يكماه باز كرديم شكسته خوب شده بود ، اما بازويش كج شد ، به شكسته بند ديگرى رجوع كرديم معاينه كرد يك عدد ماهى خواست ، ماهى تهيه كرديم با خرما كوبيد آن كوبيده را چهار روز وشب بجاى آن شكسته بست پس از چهار روز باز كرد وبدون زحمت همين جا را مثل اول شكست بعد دوباره درست كرده ودست خوب شد ، آن شكسته بند گفت اگر ماهى پيدا نشود با دنبه وخرما اين عمل مى باشد . در خواص مرزه ( آويشم ) صعتر همان مرزه است كه در دكان سبزى فروشى ها موجود مى باشد و داخل غذاها مى كنند وبلفظ اصفهانى وغيره ( آويشم ) برى وبستانى ميباشد بستانى مرزه وبرى را بلفظ تركى ( كليك اودى ) مى گويند ، طبيعت آن در آخر درجه دوم گرم وخشك است وافعال وخواص آن مفتح سدد وباز كننده سده ومقطع ومجفف قطع كننده وخشك كننده ومحلل رياح ( بادها ) وبلغم ها وغذاى غليظ مثل كله پاچه را لطيف مى كند وقوه باه را زياد واشتهاى غذا مى آورد وپاك كننده ريه ومعده وجگر وروده از رطوبات وبلغم ها ومانع صعود بخارات به دماغ ومخ ومسكن درد دندان از رطوبت ومسكن درد مثانه ورحم ومدر بول ( ادرار بول وحيض زنها را زياد مى كند ) وباقوت ترقيات دفع سم از بدن مى كند . وخوردن مرزه با آب انجير براى سرفه وتنگ نفس . مرزه با انجير خشك بخورند عرق آورد ورنگ صورت نيكو كند وخوردن دواهاى مسهل با آب جوشانده ، مرزه رافع تخمه وعفونت غذا وترش شدن غذا ودرد فؤاد وقولنج ريحى وثقلى وبلغمى  وقولنجى كه از بادو ثقل معده باشد . ومغض

---------------‹ صفحه 388 ›---------------

 درد باطن ، مخرج اقسام كرم معده ، كرم كدو وبه دستور نامبرده با عسل بخورد اگر پيش از دواى مسهل بخورد باعث تهيه اخلاط است ، براى دفع شدن اخلاط فاسد از بدن بطور سهل وآسان . مرزه با آب كرفس بخورند جهة حصاة وعسر بول . مرزه را با سكنجبين بخورند براى رفع مضرات جنين ، مرزه را با روغن زيتون براى انواع مغض درد باطن . مرزه را در سركه بخيسانند واز آن سركه سكنجبين بسازند ( اگر سرفه در وجود مريض نباشد ) براى سپرز مجرب است . مرزه با پنير تازه بخورد براى فربهى بدن خوب است وجهت گرانى گوش خوب است . مرزه با سركه بهترين نان خورش مى باشد . دو مثقال مرزه با عسل براى گزيدن عقرب وساير هوام مفيد است . مرزه با سركه وزيرهء سياه مضمضه كند ، براى درد دندان وگلو ، آب مرزه براى رفع لك سفيد چشم وشب كورى نافع است . آب مرزه را يك قطره در گوش بچكانند براى رفع سنگينى گوش . آب مرزه باشير در گوش بچگانند ، براى تسكين درد گوش نافع است . مرزه كوبيده با عسل ضماد كنند براى دردپا ووجع وعرق النساء مفيد است . مرزه كوبيده با روغن زيتون وزيره سياه مخلوط ضماد كنند براى بر آمدگى ناف اطفال ورفع بادهاى باطن آنان خوب است . مرزه را بپزند در حمام ضماد كنند ( به بدن طلا كنند ) براى جرح وحكه ويرقان وخارش بدن وزردى يرقان ، گل مرزه ، مسهل سودا وبلغم است ، اما از افتيمون ضعيف ؟ ؟ تر است . گل مرزه دو مثقال با سركه ونمك بخورند مسهل سودا وبلغم است وادرار بول وحيض كند ( بول وحيض را باز كند ) . مرباى مرزه با شكر يا عسل بدستور گلقند بسازند دو مثقال از آن مرباى مرزه بخورند ، براى سميات وامراض بارده ونزول آب وتقويت ذهن ونيكو كردن رخسار وساير امراض قوى الاثر است .

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

راهنماى نجات