---------------‹ صفحه 324 ›---------------

 بردار واين دودانه را بكوب تا آرد شود وبعد آنرا همراه نفس به بينى بالا بكش زكام برطرف خواهد شد ، اما اگر ميتوانى حالت زكام را بحال خود بگذار زيرا در زكام منفعت هاى فراوانى است . 3 - ضعف ديد وچشم : كسى چشمانش كم نور شده بود پيش امام ( ع ) از آن شكايت كرد ، فرمود : سرمه اى از مرد صبر وكافور بطور متساوى تهيه كرده ، بچشمانت بكش . اين كار را كرد ونتيجه مطلوب گرفت . 4 - سفيدى چشم : مردى لكه سفيدى در چشمش پيدا شد از حضرتش چاره خواست ، فرمودند : فلفل سفيد ودار فلفل از هر يك دو درهم ، نشادر صاف كردهء خوب يك درهم ، سرمهء از تركيب اين سه درست كنند كه اگر بر سوزش آن صبر شود وهر روز سه بار در چشم بكشند سفيدى چشم برطرف وكثافات ودرشتيهاى آن پاك ودردش ساكت ميگردد ، البته بايد از عمل ، چشم را با آب خالص پاك شستشو داد وبا سرمه اثمد * ( هامش ) 1 - اثمد سنگى است كه از آن سرمه تهيه مى كنند وبه چشم ميكشند . ( * ) ( سنگ افتيمون ) اكتحال كرد . 5 - درد شكم : مردى گفت : يابن رسول الله ! دختر من از درد شكم سخت ضعيف ونزار شده است ، فرمود : چرا بوى برنج وپيه نمى دهى ، برنج وپيه را با هم بپزد آن غذا را بخورد . 6 - اسهال : عبد الرحمن بن كثير مى گويد : در مدينه اسهال گرفتم ابوعبدالله صلوات الله عليه فرمودند : آرد گورس را با آب كمون * ( هامش ) 2 - كمون گياهى كه در بيابان مى رويد وهم در باغ وبوستان يافت مى شود . اين گياه داراى دانه وچند قسم است : كرمانى ، فارسى ، شامى  ، حبشى ، ارمنى . ( * ) بياميزم واز آن تناول كنم . 7 - صداى شكم : ذريح از گاز شكم شكايت داشت حضرت فرمودند : چرا از سياه دانه وعسل استفاده نمى  كنى ؟ . 8 - ورم دردناك : جابر بن حسان صوفى بعرض رسانيد كه بادى در بدن من افتاده وميان فرق تا قدم من ميدود ، برايش نوشت از جيوه وعنبر شافى درست كن با استعمالش

---------------‹ صفحه 325 ›---------------

 شفا خواهى يافت . 9 - ضعف بدن : كسى از ضعف بدن شكايت داشت ، امام ( ع ) فرمود شير بخور كه گوشت را مى روياند واستخوان را محكم مى كند گفت من شير خوردم ولى زيان ديدم فرمود شير ضررى ندارد زيان از چيزى بوده كه با شير خورده اى . 10 - تب نوبه : ابراهيم جعفى گويد : خدمت امام رضا ( ع ) رسيدم فرمود : چرا رنگت تغيير كرده ؟ گفتم از تب ونوبه فرمودند : چرا از شربت گوارائى غافلى ، شكر و درجاى ديگر است ( شكر سرخ ) را كوبيده ، در آب حل كن ناشتا بجاى آب وهنگام تشنگى بنوش . در حديث ديگر فرموده براى رفع تب ، قند رابا آب سرد بخوريد البته معلوم است كه مقصود از قند وشكر معالج نه آن ماده ايست كه از جغندر بطرز معمول ميگيرند زيرا قند صنعتى راتا آنجا كه ما اطلاع داريم اگر نگوئيم ضد مرض است شفا هم نيست بلى اگر بطرز طبيعى گرفته شود خصوصا قند طبيعى ( نيشكر ، عسل ، شكر سرخ ) علاج بسيارى از امراض خواهد بود . 11 - اسهال دردناك : خالد بن نجتح مى گويد : بحضور ابوعبدالله ( ع ) از درد شكم شكايت بردم ، فرمودند : برنج رابشوى بعد آنرا بكوب واز كوبيده ى آن هر روز صبح يك كف دست تناول كن . در كتاب ديگر ( طب الصادق ) است برنج كوبيده با هر غذائى مقدارى از آن ( بقدر گودى كف دست ) بخور آنگاه فرمود مبطون را نان برنجى بدهيد كه هيج خوردنى برايش سودمندتر از آن نيست ، معده را دباغى مى كند ومرض را بسهولت از شكمش خارج ميسازد . 12 - لكه هاى تن ( : مردى از اين لكه هاى سفيد ) كه بر تنش پديد آمده بود ، نزد امام شكايت كرد امام ( ع ) فرمودند كه : به حمام برود وبر اين لكه ها نوره وحنا بمالد با اين دستور كه بيش از يك بار عمل نشد آن لكه ها برطرف شدند . 13 - بلغم : راجع به بلغم ، امام ( ع ) فرمودند : از علك رومى  وكندر وصعتر و نانخواه وشونيز به مقدار متساوى اندكى فراهم آوريد وبا هم بكوبيد آن چنانكه مانند نشاسته نرم شوند وبعد ، از پارچه درش كنيد وبعد با عسل خميرش كنيد وهر شب بقدر

---------------‹ صفحه 326 ›---------------

 يك فندق از آن استفاده كنيد انشاء الله سودمند خواهد بود . 14 - تنگى شاش : فضل مى گويد كه من بدين درد مبتلا بودم ودر حضور ابوعبدالله ( ع ) شكايت كردم ، فرمود : در آخر شب از شونيز استفاده كنيد باين دستور چند بار عمل كردم . درمان يافتم . 15 - ضعف باه : مردى بحضرت ابى عبدالله ( ع ) ضعف باه را معروض داشت حضرت فرمودند : تخم مرغ وپياز فراوان بخور . ايضا فرمود : پياز سفيد را قطعه قطعه كن ودر روغن بجوشان وبعد توى ظرفى تخم مرغ بشكن وبر آن اندكى نمك بپاش وآنوقت اين تخم مرغرا روى آن پياز سرخ شده برگردان وبگذار توى روغن بجوشد اين غذا را هر كس بخورد نيروى جنسى خواهد داد .

---------------‹ صفحه 327 ›---------------

 تعليمات بهداشتى رسول اكرم صلى الله عليه وآله وائمهء ( ع ) 1 - از امام صادق ( ع ) : اگر حجامت را به پسين هنگام روز يكشنبه بيندازيد نيكوتر است زيرا كمتر درد ميكشيد وبيشتر سود مى يابيد . 2 - از امام كاظم ( ع ) : در آن وقت كه خون شما در رگها طغيان كند به حجامت بيردازيد از قرآن كريم آية الكرسى را تلاوت كنيد وخون بگيريد . 3 - از امام على النقى ( ع ) : پس از حجامت انار شيرين بخوريد . خون شما از جريان طغيانى خود باز خواهد ماند وانعقاد خواهد يافت . 4 - از امام باقر ( ع ) : برگ كاسنى وسركه پس از حجامت سودمند است . 5 - از حضرت امير المؤمنين ( ع ) : شربتى از آب باران وعسل فراهم سازيد و اين شربت شفا بخش را بجاى شراب بنوشيد . 6 - از امام باقر ( ع ) : چه بسيار دردها راعمل جماع درمان كند كه آن دردها جز اين عمل درمانى ندارد . 7 - از امير المؤمنين ( ع ) : به مردى كه تب داشت دستور فرمود : از سنجد استفاده كن . اين ميوه ى شيرين رنج تب را از پيكرت خواهد برد . 8 - از امام صادق ( ع ) : به پرستار فرمود : نبات را با قند بسائيد وبعد ، از اين سائيده ى شيرين شربتى فراهم سازيد تبدار چون از آن شربت بنوشد صحت خود را بازيابد . 9 - از امام كاظم ( ع ) : عسل را با سياه دانه بياميزيد وبگذاريد تبدار از اين

---------------‹ صفحه 328 ›---------------

 مخلوط لذيذ سه انگشت بدهان گذارد . رنج تب از جانش فرو خواهد ريخت . 10 - از حضرت رسول اكرم صلى الله عليه وآله : سياه دانه جز درد مرگ براى هر دردى درمان است . 11 - از امام على الرضا ( ع ) : سركه اى كه از شراب بدست مى آيد وقتى ناشتا آشاميده شود كرمهاى معده را فرو ريزد . 12 - از رسول اكرم صلى الله عليه وآله : اگر مردم ارزش بهداشتى سنا * ( هامش ) 1 - نگارنده : هر وقت كمرم درد كند سناء مكى را مثل چاى كمرنگ دم كرده يك يا دو استكان كوچك مى خورم فورى بهبود حاصل مى شود . ( * ) را ميدانستند در برابر هر يك مثقالش دو مثقال طلا ميپرداختند . 13 - از امير المؤمنين على ( ع ) : تا درد چشم داريد بر پهلوى چپ مخوابيد و خرما مخوريد . 14 - از امام صادق ( ع ) : براى درد گلو هيچ دوائى سودمندتر از شير نيست . 15 - امام على النقى ( ع ) : براى آن كسانى كه لكه هاى پيس بر بدنشان آشكار شده خوردن چغندر وگوشت گاو ( پخته شده باهم ) سودمند است . 16 - از امام باقر ( ع ) : چون ( سپرز ) شما دردناك شود تره رادر روغن بپزيد و از آن بخوريد آرام خواهيد يافت . 17 - از امام صادق ( ع ) : گردو را بر روى آتش بگذاريد تا مغزش كباب شود ، آن مغز بريان شده براى علاج پيچش شكم سودمند است . 18 - از امام صادق ( ع ) : جراه * ( هامش ) 2 - جراه گياهى است شبيه كرفسى كه آنرا در فارسى ( بپوه زا ) مى گويند ( * ) را با آب سرد بخوريد معده ى شما را تقويت خواهد كرد . 19 - از امام كاظم ( ع ) : به بيمارى كه درد لقوه * ( هامش ) 3 - مرضى در چهره انسان پيدا مى شود ولب ودهان يا فك او كج مى شود ( * ) داشت فرمود : پنج مثقال از قرنفل را در شيشه اى بريزيد ودر آنرا باگل محكم به بنديد وبعد آن شيشه را توى آفتاب

---------------‹ صفحه 329 ›---------------

 بگذاريد اگر فصل تابستان باشد يكروز ، اگر زمستان باشد دو روز اين شيشه در آفتاب بماند وآنگاه قرنفل ها را از شيشه بدر آوريد وخوب بكوبيد تا نرم شود . اين سائيده را با آب باران خمير كنيد وروى موضع درد بماليد ( در اين حالت بايد به پشت خوابيده باشيد ) آن درد برطرف خواهد شد . 20 - از امام باقر ( ع ) : از هليله وبليله وآمله وفلفل ودارچين وزنجبيل 6 مثقال وشقاقل وانيسون وخولنجان ودار فلفل به نسبت مساوى برداريد وبهم بكوبيد وبعد آنرا در روغن گاو بپزيد ، اين معجون وقتى با عسل صاف كرده آميخته شود وهر روز بقدر فندقى از آن بخورند سنگ مثانه را بشكند . 21 - از معصوم ( ع ) : خوردن تره رنج بواسير را از ميان خواهد برد . 22 - از امام على الرضا ( ع ) : هليلهء زرد يك مثقال ، خردل 2 مثقال ، عاقرقرحا يك مثقال برداريد وبعد آن را بخوبى با هم بكوبيد وهر صبح از اين سائيده بر دندانهاى خود بماليد

. . . . . . . . . . . . . . . . .. . . . . . . . . . . . .

‹ پاورقى ص 326 ›

طب وبهداشت در اسلام
. . . . . . . . . . . . . . . . .. . . . . . . . . . . . .

الطب الكبير يا فرشته نجات (فارسي) - محمد سرور الدين - ص 329 - 334

و بشوئيد ، دهان شما را خوشبو ولثه هاى شما را پاكيزه ودندانهايتان را محكم خواهد ساخت ، بعلاوه طغيان بلغم را در مزاجتان فرو خواهد نشانيد . 23 - از امام باقر ( ع ) : حمام ناشتا بلغم را تعديل خواهد كرد . 24 - از امير المؤمنين على ( ع ) : چون به بيمارى تب دچار شديد گل بنفشه را با آب سرد بياميزيد واز اين شربت گوارا بنوشيد . شراره هاى تب در اندرون شما خاموش خواهد شد ، زيرا سواى جراحت منشاء تمام بيماريها اندرون آدميزاد است . 25 - از امام صادق ( ع ) : التهابهاى درونى خود را با شيرينى كه از شكر سفيد و آب سرد وزلال تهيه مى شود فرو نشانيد . 26 - از امام على الرضا ( ع ) : سركه اى كه از شراب بدست مى آيد وقتى ناشتا آشاميده شود كرمهاى معده را فرو ريزد . 27 - از امير المؤمنين على ( ع ) : در فصل تابستان بيماران تب دار را با آب سرد حمام بدهيد .

---------------‹ صفحه 330 ›---------------

 28 - از امام على النقى ( ع ) : در مورد بيماران نوبه ( مالاريا ) چنين فرمود : در روز نوبه پالوده اى از عسل وزعفران به بيمار بخورانيد سعى كنيد كه زعفران در آن پالوده بسيار باشد ولى احتياط كنيد كه در آن روز بيمار غذاى ديگرى نخورد . 29 - از امام صادق ( ع ) : براى تب داران ميوه سودمندتر از سيب نيست . 30 - از امام كاظم ( ع ) : چون به بيمارى ( جرب ) دچار شويد از پاى راست خون بگيريد وچندى به خوردن روغن بادام وآبى كه از نهر مى گذرد مداومت كنيد طى اين مدت از سركه وماهى بپرهيزيد . 31 - از امام على الرضا ( ع ) : پرهيز آن نيست كه مأكولات را بر خويش تحريم كنيد ، پرهيز در حقيقت معنى خود در خوردن ونوشيدن اعتدال را رعايت كردن است بخوريد ولى كم بخوريد . 32 - از رسول اكرم صلى الله عليه وآله : به بيماران خويش جبرا غذا ندهيد زيرا در جريان بيمارى طبيعت بيمار بخود مشغول است . 33 - از امام على الرضا ( ع ) : اگر مردم در خوردن ونوشيدن اعتدال را رعايت ميداشتند هرگز زهر بيمارى را نمى  چشيدند . 34 - از امام كاظم ( ع ) : به سبزه زارها وآبهائى كه در نهرها روانند وچهره هاى زيبا بنگريد تا چشمتان برق وجلا بگيرد . 35 - از امام صادق ( ع ) : حجامت درد دندان را علاج مى كند . 36 - از امير المؤمنين ( ع ) : شربتى كه از عسل وآب باران تهيه شود طغيان اسهال را خواهد نشانيد . 37 - از امام باقر ( ع ) : قدرى از گل ارمنى بر روى آتش تفتيده كنند وبه بيمار اسهال از آن بخورانند ، انقلاب درونيش آرام خواهد گرفت . 38 - از امام باقر ( ع ) : براى رفع سلس البول از اين دوا استفاده شود : اسفند را شش بار با آب سرد ويك بار با آب گرم بشوئيد وبعد در سايه خشكش كنيد آنگاه با روغن كنجد چربش كنيد اين دارو شما را از آن عارضه اى كه در مثانه شماست شفا خواهد

---------------‹ صفحه 331 ›---------------

 داد ( باذن الله تعالى ) 39 - از امير المؤمنين ( ع ) : شير وعسل مواد حياتى را در نطفه تقويت مى كند . آنانكه از نعمت فرزند محرومند سزاوار است از شير وعسل ( آميخته بهم ) بنوشند . 40 - از امام صادق ( ع ) : رنج بواسير را بوسيله ( تره ) برطرف سازيد ، تره داروى بواسير است . 41 - از امير المؤمنين ( ع ) : در طغيان بلغم دانه ى كندر را بجويد . بلغم در مزاج شما آرام خواهد يافت . 42 - از امام صادق ( ع ) : دستور فرمود بر موضع كژدم گزيده نمك بپاشند وآن نمك را با انگشت تا آنجا بمالند كه آب شود وآنگاه فرمود : اگر مردم ميدانستند خاصيت نمك چيست هرگز به ترياق نيازمند نمى شدند . 43 - از امام كاظم ( ع ) : مكه هدف حمله ى ( وبا ) شده بود . امام به ابويوسف قندى كه در مكه بسر مى برد چنين مرقوم فرمود : براى رهائى از اين بلا سيب بخوريد . ابويوسف مى گويد : بدين دستور عمل كرديم ونجات يافتيم . 44 - از امام صادق ( ع ) : قوم يهود از بيمارى خوره ايمن شدند زيرا چغندر بسيار مى خوردند . 45 - از امام صادق ( ع ) : به آنانكه بيمارى واگيردار دارند كمتر بنگريد . تا از خطر واگير ايمن بمانيد . 46 - از امام كاظم ( ع ) : آلوى تازه حرارت معده را فرو نشاند وصفرا را از جوشش باز دارد . وآلوى خشك را نيز فوائد بسيار است . 47 - از امام صادق ( ع ) : برنج طعامى  است كه ما بيماران خود را بوسيله ى آن درمان مى كنيم . برنج براى تقويت روده ها ورفع بواسير بسيار سودمند است . 48 - از امام صادق ( ع ) : باقلا مغز سر را نيرو بخشد وخون را افزون كند و جدارهاى معده را از آلايش فرو شويد وشير را زياد مى كند كه بتجربه رسيده است . 49 - از امير المؤمنين على ( ع ) : براى قلب هاى ضعيف داروئى مانند ( به ) كم است

---------------‹ صفحه 332 ›---------------

 ( به ) بقلب قوت بخشد وترس را از دلها بزدايد ، اعصاب را خوانا سازد . 50 - از امام باقر ( ع ) : ميوه ( به ) غبار اندوه را از خاطر محو كند آن چنانكه انگشتان شما چكه هاى عرق را از پيشانى شما ميسترد . 51 - از رسول اكرم صلى الله عليه وآله : ميوه ( به ) جلا دهندهء قلب هاست ، ( به ) دهان شما را پر از گوشت وقلب شما را لبريز از شهامت وچشمان شما را مالامال از مناعت خواهد ساخت . 52 - از امام صادق ( ع ) : توصيه مى شود كه بالنگ را ناشتا بخوريد . 53 - از امام صادق ( ع ) : در طغيان سوداى مزاج از بادمجان استفاده كنيد . 54 - از امام صادق ( ع ) : لقمه ى پنير لقمه ى مباركيست چون طعم دهان را شيرين وبوى آنرا نيكو ومزه غذا را لذيذ سازد . 55 - از امام صادق ( ع ) : بيمارى تخمه وبلغم بوسيله ى پياز برطرف مى شود پياز به نيروى باه مى افزايد ونوعى تب را درمان مى كند ولثه را محكم مى كند . 56 - از امام كاظم ( ع ) : اگر سپرز شما رنجور است از گياه تره بخوريد ، رنج درونى شما بوسيله ى تره آرام خواهد گرفت . 57 - از امير المؤمنين ( ع ) : حليم معجونى مقوى ونشاط بخشى است . 58 - از امير المؤمنين ( ع ) : خربزه در نفس خود داراى ده شخصيت است كه هر ده تاى آن حياتى وغريزى است : 1 - طعام است يعنى خوردنيست 2 - شراب است يعنى نوشيدنيست 3 - ريحان است زيرا معطر است 4 - حلوا است زيرا شيرين است 5 - همچون گياه اشنان مفيد است 6 - همچون خطمى  در تصفيه روده ها مؤثر است 7 - سبزيست زيرا خواص سبزى در آن است 8 - نان خورش مردم است 9 - بجاى دوا قوه ى باه را مى  افزايد ومثانه را مى شويد وادرار را بجريان مى اندازد 10 - در خربزه هيچ درد و بيمارى نيست . 59 - از امام صادق ( ع ) : خرفه سبزى منسوب به حضرت فاطمه ى زهرا سلام الله عليها اگر غذائى بشناسيم كه بر نيروى عقل بيفزايد آن گياه همانا خرفه خواهد بود .

---------------‹ صفحه 333 ›---------------

 60 - از امير المؤمنين ( ع ) : روغن كنجد در تابستان بهترين روغن براى تهيه ى غذاهاست . 61 - از امام صادق ( ع ) : بهترين خورش ها روغن كنجد است براى مردمى  كه سنين عمرشان از پنجاه بگذرد روغن كنجد مايه ى توانائى ونشاط خواهد بود . 62 - از امام صادق ( ع ) : ريحان كوهى سبزى انبيا است . ريحان كوهى طعم گوارا دارد . مسامات بينى را باز مى كند به نفس عطر مى بخشد . بادهاى دردناك را از بدن زائل ميسازد وطعام را لذت مى بخشد ورنج هاى درونى را برطرف مى كند . 63 - از امام صادق ( ع ) : هويج براى تقويت بدن وتوليد مواد حياتى در نطفه بسيار سودمند است . 64 - از امير المؤمنين ( ع ) : سركه بهترين خورش هاست ، سركه اى كه از شراب گرفته شود بر نيروى عقل مى افزايد وطغيان سودا را فرو مى نشاند . 65 - از امام صادق ( ع ) : ما اهل بيت ، بيماران خود را جز با آب سيب درمان نميكنيم . 66 - از امام باقر ( ع ) : ميوه ى سنجد گوشت بر استخوان مى روياند وبه پوست بدن توانائى مى بخشد وقلوه ها را گرم مى كند . ميوه سنجد بر علاج بيمارى هاى بواسير وسلس البول بسيار سودمند است . 67 - از امير المؤمنين ( ع ) : شير گاو براى بيماريها دوا وشفا ودر نفس خود غذائى كامل است . 68 - از امام كاظم ( ع ) : شكر ماده اى سودمند ونافع است . شكر ماده ايست كه هرگز به انسان زيان نمى رساند . 69 - از امام صادق ( ع ) : براى پيش گيرى از بيمارى ( خوره ) شلغم سودمندترين وسائل است . از شلغم بخوريد تا ريشه ى خوره را در بدنتان خشك سازد . 70 - از امام كاظم ( ع ) : عسل براى بيماران شفاى عاجل وقاطع است . 71 - از رسول اكرم صلى الله عليه وآله : عدس بآدميزاده رقت قلب مى بخشد . آنانكه عدس

---------------‹ صفحه 334 ›---------------

 ميخورند به آسانى ميتوانند بگريند وبدين ترتيب عقده ى غم را بگشايند . * ( هامش ) 1 - با اين بيان عدس براى آرامش اعصاب مؤثر است . ( * ) 72 - از امير المؤمنين ( ع ) : عناب براى بيماران تبدار داروئى نافع است . مقرر شده كه عناب خشك از تازه سودمندتر است . عناب مايه ى تريد مزاج ونرمش جهاز هاضمه وصاف كننده ى خون وفرونشاننده ى خشونت در جهاز تنفس است . 73 - از امام صادق ( ع ) : قاوت * ( هامش ) 2 - قاوت كوبيده مطبوع است كه از حبوبات وميوه هاى خشكيده تهيه مى شود . ( * ) غذائى سودمند است كه هم در توليد وتقويت عضلات مؤثر است وهم استخوان را محكم ميسازد . مردميكه از قاوت استفاده مى كنند پيكرى توانا وبازوانى ورزيده وسطبر خواهند داشت . على ابن مهزيار مى گويد : همسر من در جريان قاعده زنان رنجور شده بود ( نزف الدم ) نزديك بود از پاى درش بياورد ، امام صادق ( ع ) دستور فرمود ويرا از قاوت عدس بخورانيد ، خون ريزى آرام گرفت وبيمار از خطر رهائى يافت . 74 - از رسول اكرم صلى الله عليه وآله : قارچ ( من ) * ( هامش ) 3 - لغت ( من ) اشاره به من وسلوى است كه در قرآن كريم از آن ياد شده است ( * ) مقدس است كه از بهشت بدنياى ما آمده گياه قارچ در نور چشم اثرى ثمر بخش دارد . 75 - از امام كاظم ( ع ) : به موسى بن بكر فرمود : براى اينكه از بيمارى تب خلاصى يابى گوشت را درياب اما با اين شرط كه كباب باشد ، كباب مقوى تن وقاطع تب ونشاط بخش خاطر است . 76 - از امير المؤمنين ( ع ) : كشمش اعصاب را

الطب الكبير يا فرشته نجات (فارسي) - محمد سرور الدين - ص 334 - 340

ى تصفيه مى كند ؟ ؟ . 77 - از امام صادق ( ع ) : كاسنى گياهى است كه به نيروى باه مى افزايد ومواد حياتى را در منى رشيد ورونقمند مى كند آنانكه از كاسنى استفاده مى كنند فرزندانشان بيشتر پسر خواهد بود . 78 - از رسول اكرم صلى الله عليه وآله : كرفس سبزى پيامبران است .

---------------‹ صفحه 335 ›---------------

 79 - از امام رضا عليه السلام : حيوانى نيست كه كرفس را دوست نداشته باشد زيرا مواد حيات بخش در اين گياه بسيار است . 80 - از امام صادق ( ع ) : كاهو صاف كننده ى خون است . 81 - از امام باقر ( ع ) : كدو مغز را تقويت مى كند . 82 - از امام كاظم ( ع ) : كدو عقل را رشيد سازد . 83 - از امير المؤمنين ( ع ) : مغز گردو در زمستان نقل مطبوع ومفيدى است . 84 - از امام صادق ( ع ) : گلابى ميوه ايست كه هم به قلب نشاط ميدهد وهم جهاز هاضمه را بكار مياندازد . گلابى را همان بهتر كه پس از غذا تناول كنيد . 85 - از امام صادق ( ع ) : لوبيا شكننده ى بادهاست . 86 - از امام كاظم عليه السلام : ماهى تنها گوشتى است كه اگر بجاى نان هم مصرف شود وظيفه ى نان را در بدن انجام خواهد داد . 87 - از امام حسن عسكرى ( ع ) : دستور فرمود : پس از حجامت ماهى را كباب كنيد وبخوريد تا طغيان صفرا را در مزاج شما فرو بشكند . 88 - از امام كاظم ( ع ) : اين لكه هاى سپيدى كه بر پوست بدن شما پديدار مى شود بوسيله ى ماش برطرف خواهد شد . 89 - از امام رضا ( ع ) : نان برنجى براى بيمارانى كه به اسهال هاى دردناك و پيچش دارد دچارند داروى سودمندى است . 90 - از امام باقر ( ع ) : نمك براى هفتاد بيمارى داروئى اثر بخش است . 91 - از حضرت رسول اكرم صلى الله عليه وآله : پيامبران خدا از درگاه پروردگار نخود ميخواستند زيرا نعمتى به بركت اين گياه نمى شناختند . 92 - از امام على الرضا ( ع ) : براى درد كمر نخود داروئى مجرب است نخود خواه پيش از طعام وخواه بعد از طعام نتايج مطلوب خود را خواهد بخشيد . والحمد لله اولا وآخرا وصلى الله على سيدنا ونبينا محمد وآله .

---------------‹ صفحه 336 ›---------------

 مقدارى از اشعار طب يوسفى وترجمهء آن بعرض مى رسانم : آقايان عظام اگر با دقت كامل ترجمه اشعار ذيل را در سينه حفظ كنيد هر كس بقدر فهم وادراك خود ميتواند طبيب شود ، اول تشخيص ماده مرض را بدهد ، بعد معالجه كند . غرض از طب دو چيز آمده است * * بشنو از يوسفى بسمع رضا حفظ صحت يكى از آن باشد * * ديگرى دفع علت مرضى يادگير از من اى كه مى خواهى * * كه كنى در علاج نشو ونما دفع هر علتى به ضد مى كن * * حفظ صحت به مثل مى فرما يعنى مقصود از طبابت دو چيز است : يكى حفظ صحت بدن است ، ديگرى معالجه مرض است كه مى بايد با اشياء ضد مرض معالجه مرض را نمود . خلط چهار است وزان يكى خونست * * كه بود گرم وتر بسان هوا بلغم است آن دگر كه آب صفت * * سردى وترشيش بود پيدا هست آهن ديگرى چون آتش * * گرم وخشك است نام آن صفرا ديگرى هست سرد خشك چو خاك * * خوانده‌اند اهل حكمتش سودا يعنى خداى متعال چهار خلط در وجود بشر خلق فرموده : اول كه طبيعت خون گرم وتر مى باشد مثل ( هوا ) . دوم بلغم است كه مثل آب مى باشد وطبيعتش سرد وتر ميباشد مثل ( آب ) . سوم صفرا مى باشد كه طبيعتش گرم وخشك است مثل ( آتش . چهارم سودا مى باشد وطبيعتش سرد وخشك است به مثل ( خاك ) . افضل خلط هاست خون كه از او * * بيشتر مى رسد تنت به غذا وانگهى بلغمست واز پى آن * * هست صفرا وبعد از آن سودا سرخى رنگ شد علامت خون * * زردى آن علامت صفرا شد سفيدى علامت بلغم * * تيرگى هم علامت سودا وقتى كه اين چهار خلط را از رنگ صورت وچشم وزبان ومحل درد والم شناختيد وطبيعت اخلاط كه در بدن انسان سبب مرض شده شناختيد فورا با ضد مرض

---------------‹ صفحه 337 ›---------------

 معالجه مرض را مى كند . واضح تر اينكه وقتى ديديد رنگ صورت وچشم وزبان ومحل درد قرمز است ملتفت مى شويد كه خون در وجود شما غلبه كرده وطبيعت خون گرم وتر است با اشياء سرد وخشك مثل ( سركه ) معالجه بكنيد . وقتى ديديد كه رنگ صورت وچشم وزبان ، زرد رنگ است بدانيد كه صفرا در وجود شما غلبه كرده وطبيعت صفرا گرم وخشك است ، با اشياء سرد وتر مثل آلو معالجه كنيد . وقتى كه ديديد رنگ صورت وچشم وزبان سفيد است بدانيد كه بلغم در وجود شما غلبه كرده وطبيعت بلغم سرد وتر مى باشد با اشياء گرم وخشك مثل ( فلفل كه در فلفل زردچوبه مى باشد ) معالجه كنيد . وقتى كه ديدى رنگ صورت وچشم وزبان شما برنگ ( تيره ) يعنى مايل بسياهى ميباشد بدانيد كه سودا در وجود شما غلبه كرده وچون طبيعت سودا سرد وخشك است با اشياء گرم وتر مثل ( روغن وعسل وشيره ) معالجه كنيد . يكوقت مثل امراض امروزهء مردم ، دو خلط يا چهار خلط با يكديگر شركت ميكنند وسبب مرض مى شوند آنهم وقتى كه با دقت در صورت اشخاص نظر كنيد مى بينيد كه رنگ صورت اشخاص مركب از دو سه رنگ مخلوط شده است ( مثل علم نقاشى و رنگريزى ) مثلا در علم نقاشى رنگ قرمز ورنگ سفيد ورنگ زرد ورنگ سياه را با هم مخلوط كنند يك رنگ ديگرى توليد مى شود كه نه ميتوان باين رنگ گفت قرمز زيرا كه رنگهاى ديگر داخل دارند وهمچنين نمى توان گفت سياه يا زرد يا سفيد و حاليه رنگ صورت عموم ملت ايران يكرنگ قرمز مايل بسياهى يا مايل بزردى ميباشد يعنى خون وصفرا وسودا بايكديگر شركت كرده وسبب مرض مردم شده‌اند . راه معالجه امراض عموم مردم امروز ، اول مى بايد اشياء سرد وخشك مثل آب غوره صفرا را معالجه نمود چونكه زور آتش زياد است اول بايد آتش وجود را خاموش نموده بعد معالجهء بلغم را كه رطوبت است نمود يعنى اينشخص از خوردن ( چاى ) بسيار

---------------‹ صفحه 338 ›---------------

 رطوبت حاره در وجودش توليد شده اتفاقا آب غوره ، هم دفع حرارت وهم دفع رطوبت را مى كند وهم شدت خون را برطرف مى كند وهم بتمام اعضاء بدن قوت ميدهد واين خاصيتهاى نامبرده را در هيچيك از ترشى ها وجود ندارد بغير از آب غوره . پس معلوم شد كه آب غوره براى عموم ملت ايران منفعت دارد ، اما متأسفانه اكثر جماعت بكلى از منفعت آب غوره بى اطلاع مى باشند مگر شهر اصفهان ومشهد كه در ( راهنما ) قرائت كردند كه آب غوره چقدر خاصيت دارد وخورده ومنفعت بسيارى هم از آبغوره ديده‌اند كه اهل اصفهان حاضر شدند ، در موقع آب غوره گيرى بقدر مصرف ساليانه خود براى منزل خود تهيه كنند كه محتاج بطبيب ودوا نباشند . بول چون سرخ آيد از خون است * * زردى آن علامت صفرا ور سفيد است بلغمش سبب است * * ور سياهست باشد از سودا وقتيكه رنگ بول را هم شناختيد مى فهميد كه چه خلطى در وجود شما غلبه كرده وسبب مرض شده ، معالجه اش همانست كه در فوق بعرض رسيد ، ليكن شناختن ماده مرض از بول ، وقت معين دارد كه غذاهاى رنگدار نخورده باشيد تا بعلت رنگ غذاها بول شما رنگين بشود ، ليكن رنگ طبيعى مداومى  دليل است نه رنگ موقتى . غسل كردن پنج كس را از آب سرد * * افكند از رنج وعلت در بلا گويمت هر پنج را پير وصبى * * صاحب اسهال وزكام وامتلا يعنى در آب سرد رفتن براى پنج دسته ضرر دارد : اول - اشخاص پير وكهنسال . دوم - اطفال خردسال . سوم - مريضيكه بمرض اسهال مبتلا مى باشد . چهارم - كسانيكه مبتلا بزكام مى باشند . پنجم - در امتلاء معده يعنى شكم سير يا كسيكه ثقل در معده اش ميباشد جايز نيست در آب سرد برود . درمى  گر كنند ميل اشنان * * نزد دانا چه پير وچه برنا حيض را راند وگشايد بول * * نيك باشد زبهر استسقا يعنى درم ( 16 نخود ) اشنان ( علفى است ، كه ميسوزانند ) و ( قلياب ) كه در صابون وغيره مصرف مى شود توليد مى شود ، قلياب را در لفظ اصفهانى ( كهلد ) مى گويد ، يعنى

---------------‹ صفحه 339 ›---------------

 16 نخود اشنانرا بكوبد وبخورد ، ( حيض ) وبول بسته را باز مى كند واز براى مرض استسقاء نافع است . گر پر مرغ خانگى دو سه روز * * سوزى وسائى از براى دوا بر جراحت نشانيش دو سه روز * * آورد درهم آن جراحت را يعنى اگر پر مرغ خانگى را بسوزانيد بعد بسائيد ودو سه روز از سوخته پر مرغ روى جراحت ها بپاشند جراحت را خوب مى كند . آب ( آبى ) شكند تشنگيت بكند دفع قى ودفع جشا ببرد نفت دم وربو كند * * منع سيلان فضول از احشا آبى ( به ) خوردنى مى باشد آب ( به ) كسى بخورد تشنگى را بر طرف مى كند . قى كردن وآروغ بدبو را دفع مى كند ، خون گلو وسرفه تنگ نفس را برطرف مى كند ريختن ماده مرض را بر اعضاء توى شكم انسان جلوگيرى مى كند . هست ريحان بدل نكو وبود * * بذر وبرگش مقوى امعا ديده از روى منفعت اثرش * * هر كه برداء فيل كرده طلا ريحان همان است كه در سبزى خوردن معروف است ، تخم وبرگ ريحان مقوى روده مى باشد ومقوى قلب است . مرض داء الفيل يك مرضى است كه ساق هاى پا ضخيم وباد دار مى شود كه ساق پا بضخامت پاى فيل مى شود باينجهت مى گويند : ( داء الفيل ) لذا ريحانرا بكوبند بر ساق پا بمالند ، مرض برطرف مى شود ، البته بعد از ترك قند چاى وشكر وپاك كردن معده از اخلاط فاسده . گر خورى يك درم از سكبينج * * پاك سازد ز فضول امعا را ببرد نقرس وقولنج ودوار * * صرع درد سر واستسقا را سكبينج يك صمغى است كه عطارهاى قديمى  دارند يكدرم بخورد روده را از اخلاط فاسد پاك مى كند ( نقرس ) كه مرض سر انگشتان است ، ( قولنج ) دوار ( گرديدن سر ) صرع ( دردسر ) ، استسقاء را برطرف مى كند . سماق وآب او هر يك بمعده * * موافق باشد آرد اشتها را

---------------‹ صفحه 340 ›---------------

 شكم بندد كند به ريش روده * برد تشويش ذو سنطاريا را آب سماق وآش سماق خوردن موافق معده است واشتهاى غذا مى آورد واسهال را بند مى آورد ، حتى چلو با سماق بخورد اسهال را بند مى آورد . زخم وخراش روده را برطرف مى كند . ( ذوسنطاريا ) يك رقم اسهال سخت مى باشد كه از مرض جگر ( كبد ) توليد مى شود ، برطرف مى كند . گر دماغ خويش را خواهى سلامت گوش دار * نكته ئى از من كه خوشتر باشد از در خوشاب محترز باش از غذاهائى كه انگيزد غبار * شب مبر بسيار بيدارى مكن در روز خواب اگر م

. . . . . . . . . . . . . . . . .. . . . . . . . . . . . .

‹ پاورقى ص 335 ›

از كتابهاى طب الصادق وطب وبهداشت در اسلام
. . . . . . . . . . . . . . . . .. . . . . . . . . . . . .

الطب الكبير يا فرشته نجات (فارسي) - محمد سرور الدين - ص 340 - 346

ى سلامت باشد از غذاهائيكه بخار بكند وبرود سمت كله پرهيز كنيد مثل اشيائيكه در طبيعت گرم است وغيره ، در شب ، زياد بيدار نباشيد ودر روز خواب نكنيد ( باستثناء خواب قيلوله ) والا آنهم ضرر دارد . خوردن خرچنگ از بهر سعال * واز براى قرحهء شش نافع است زهر كژدم را كند بى شبه دفع * ور نهى برزخمش آنهم دافعست خرچنگ معروف است ، در آبها سكونت دارد از براى سرفه وزخم ريه يعنى مرض سل نافع است . خوردن خرچنگ زهر عقرب را دفع مى كند ، اگر خرچنگ را بكوبد بمحل نيش عقرب بمالد ، زهر عقرب را دفع مى كند . معده هاى گرمرا چيزى كه قوت مى دهد * آب ليمو وسماق تمر هندى وبه است وان چه از وى معده هاى سرد مى گردد قوى * زنجبيل ودار فلفل نانخواه ومصطكى است يعنى آن چيزهائيكه معده هاى گرم را قوت ميدهد ، معده هائى كه از شدت حرارت بى قوه شده است : آب ليمو ، سماق ، تمبر هندى ، به ، اين ها معده هائيرا كه حرارت زياد دارد قوت ميدهد مخصوصا براى بسيارى از مردم امروزه منفعت دارد .

---------------‹ صفحه 341 ›---------------

 آن معده هائيكه از شدت رطوبت ضعيف شده است يعنى غذاهاى مرطوبى زياد خورده است : زنجبيل ، دارفلفل ، زنيان ، مصطكى مى باشد . زنيان عطارهاى قديمى  دارند بلفظ اهل مشهد مى گويند ( خردو ) يعنى نان خواه . باقلا چون طلا كنى بر روى * وسخ از روى در زمان ببرد ور مكرر كنى ز رخسارت * اثر زخم وغيره آن ببرد يعنى باقرا بكوبد وخمير كند وبر صورت بمالد چرك صورت را فورا برطرف كند اگر بهمين دستور تكرار كنيد ومدام بر صورت بماليد اثر زخم وغيره كه در صورت باشد برطرف كند . نيم مثقال كندر اسفيد * زن چون با شهد شربتى سازد پس كند گرم وناشتا خوردش * بچه ى مرده را بيندازد يعنى نيم مثقال كندر سفيد كوبيده با عسل شربت كند ، بعد گرم كند در روى آتش بعد ناشتا بخورد ، بچه مرده در رحم مادر مياندازد . گچ گذارى بسركه چون بر سر * خون بينى همان زمان بندد ور بود خون ز زخم تازه روان * چون فشانى بر آن روان بندد يعنى گچ را بكوبد با سركه خمير كند ، بر سر بمالد خون بينى ( دماغ ) كه جارى باشد فورا بند مى آورد ، اگر خون از زخم تازه جارى باشد قدرى گچ كوبيده روى زخم بپاشند فورا خون زخم بند مى آيد . شبت پزندهء غلط ومسكن درد است * فواق را ببرد وطبع خشك را راند شود چو ريش ذكر كهنه زود گردد به * به سوزد از كسى از او بروى افشاند شبت ( شود ) همان است كه در آش وپلو مى پزند وميخورند ، يعنى شبت اخلاط بدن را ميپزد ( مثل منضج است ) ودردهاى بدن را ساكت مى كند ، فواق ( زيرورو شدن غذا در معده ) را برطرف مى كند ، طبيعت را كه خشك است يعنى وجود عمل نمى كند ، نرم مى كند ووجود عمل مى كند اگر زخم احليل كهنه شده باشد ، شبت را بسوزانند خاكستر شبت را بر زخم احليل بپاشند مرض بزودى برطرف مى شود .

---------------‹ صفحه 342 ›---------------

 آب انار شيرين در شيشه ريز وبگذار * در آفتاب گرمش تا با قوام آيد ميكش به ميل آنگه در چشم خود كه بى شك خارش برد ز ديده نور بصر فزايد يعنى آب انار شيرين را در فصل گرمى  هوا بريز در شيشه وتقريبا يكماه يا بيشتر بگذار در آفتاب كه آب انار بقوام آيد بعد از پاك كردن معده از اخلاط فاسد از آب انار نامبرده باميل در چشم بكشيد ، خارش چشم را برطرف مى كند ونور چشم را زياد ميكند . هر قدر آب انار نامبرده كهنه تر بشود بهتر وخاصيتش زيادتر است . سپستان * ( هامش ) 1 - درختى است بلند گلهاى سفيد خوشه اى خوشبو از درختان گرمسيرى است ميوهء آن بيضى شكل وزرد رنگ باندازهء آلو وداراى شيرهء لزج وبى مزه پس از خشك شدن سياهرنگ مى شود . در طب براى معالجهء بعضى امراض ريوى بكار مى رود ( سگ پستان وسنگ پستان ) نيز گفته شده ( * ) از براى سرفه نيك است * برد تب را عطش را هم نشاند نشاند خلط صفرا را ز سينه * كند نرم وطبيعت را براند سپستان معروف است ( براى سرفه خوب است ) ، تب را برطرف مى كند ، عطش را رفع مى كند خلط را از سينه ساكت وطبيعت را نرم مى كند . شلغم زبراى سينه نيك است * بولت رود اشتهايت آيد طبع تو شود از او ملايم * انگيزه كند ، منى فزايد ( شلغم ) معروف است آش شلغم بخورد براى سينه خوب وبول را زياد مى كند ، اشتهاى غذا مى آورد ، وجود عمل مى كند احليل را بحركت مى آورد ومنى را زياد مى  نمايد . مكن در صحتت پرهيز زنهار * بصحت گر تنت را كار باشد كه پرهيز تو در هنگام صحت * چو ناپرهيزى بيمار باشد يعنى در موقع سلامت بدن ابدا پرهيز نكنى وهر غذائى را در فصل خودش ميل كن كه اگر پرهيز كردى ونخوردى مثل ناپرهيزى كردن مريض است در حال مرض .

---------------‹ صفحه 343 ›---------------

 زنجبيلى كه نبودش ريشه * نبود كهنه هم جديد بود بادهاى غليظ را شكند * فالج ولقوه را مفيد بود زنجبيل كهنه نباشد ريشه هم نداشته باشد ، براى بادهاى غليظ وفالج ولقوه بسيار خوب است ، ليكن بدانيد مريض هاى فالج ولقوه امروزه اين مردم از اثر زياد خوردن قند وشكر وچاى وگرمى  ها مى باشد پس براى فالج ولقوه بايد شير خشت وآب غوره بخورند وآب غوره از خارج بر بدن بمالند واگر زنجبيل نخورند مرضشان زيادتر ميشود وضرر دارد . اما يكدسته از مردم كه رطوبت حاره در وجودشان مى باشد يعنى چاى وغيره زياد خورده‌اند كه رطوبت با حرارت شركت كرده‌اند بد است وسبب مرض شده است يعنى اگر گرمى  بخورد براى مريض ضرر دارد واگر سردى بخورد براى مريض ضرر دارد غذاى اين دسته مردم آش آب غوره با زنجبيل مخلوط يا با زيره سياه مخلوط كرده بخورند وبدرقه غذا گلقند بخورند وروز پنجم نان ودوغ گلسرخ بخورند وبهمين دستور مدام تكرار كنند تا مرض برطرف بشود بسيار خوب است بشرط پرهيز از قند و شكر وچاى وغيره ، اشخاص مرطوبى اگر هر روز زنجبيل بخورند قوه باه را زياد مى كند زنجبيل براى محرورى مزاج ضرر دارد . هر گه كه رسد زعقرب از بى خبرى * زخمى  كه كند آن دلت از عيش برى چون قصد تو بيهوده بود سير نمك * ميساز طلا كه ره بمقصود برى اول آنكه بدانيد كه كسى را كه عقرب گزيده اگر كرفس بخورد فورا بهلاكت ميرسد . اى آنكه بشيوهء خرد ره بردى * گويم بتو گر برزگرى رگر مردى عقرب چو ترا گزد بهر رنگ كه هست * هش دار كرفس را كه خوردى مردى اگر كسى راعقرب بگزد سير كوبيده با نمك مخلوط كنند بر محل نيش عقرب بمالند همچنين دواهاى ديگر بسيار است وابدا كرفس نخورد .

---------------‹ صفحه 344 ›---------------

 براى معالجه زنبور گزيده ( گليز ) ازجمله خواص زنبور اين استكه اگر زنبور بر روى موش مرده نشيند بعد اشخاصى را بگزد در همان روز شخص بهلاكت مى رسد . آنرا كه گزد گليز اگر سر برهى * بايد كه زروى دست از بهر بهى سيبوس سكنجبين دهى وپس از آن * بر موضع زخم دردى سركه نهى يعنى كسى را كه زنبور بگزد سبوس گندم بخورد وگل سركه از خارج بر محل نيش زنبور بمالد . براى معالجه سگ ديوانه گزيده علامت سگ ديوانه ( هار ) اينستكه كه چشمش سرخ است ولعاب از دهن سگ ميريزد وسرش را بزير مقابل دودستها مى اندازد ، دمش را در ميان هر دو پاها مخفى ميكند وبر زمين ميكشد مثل اشخاص مست را ه مى رود واگر گرسنه شود هيچ غذا نخورد بهرچه برسد حمله كند وصدا نكند ، سگهاى ديگر از سگ هار فرار كنند و چون بسگ هار برسند بحركت دادن دم وغيره تملق كنند . كسى را كه سگ ديوانه گزيده وبعد از يكهفته حالتى عارض شود مثل ديوانگى از دوست داشتن بتنهائى وگريزان بودن از روشنائى وترسيدن از هر چه ببيند ، خاصه از آب ونمودن صورت سگ در پيش نظر آن . هر گه كه تن تو را در اين وحشت جاى * زخم سگ ديوانه كند غم فرساى از بهر طلاى ساى سيرو پس از آن * خاكستر تاك سركه بروى افزا يعنى كسى را كه سگ هار گزيد ، سير كوبيده با خاكستر چوب درخت مو با سركه بر محل گزيدن سگ بمالند . روغن گاو دفع زهر كند * زهر اگر چند زهر مار بود ببرد سرفه را زخوردن آن * سرفه را باكسى چكار بود درد امعا * ( هامش ) 1 - معده ( * ) فرار گيرد از او * درد هر چند بى قرار بود