---------------‹ صفحه 226 ›---------------

 وبكلى از بين برد . بيست سال پيش بيست سال پيش من در كتاب ( مخزن الادويه ) اين موضوع را بصورت خبر از ائمه اطهار خواندم ، ولى نه تنها باور نكردم بلكه آنرا خبرى نادرست ومطلبى دروغ وجعلى پنداشتم ، زيرا در مدرسه خوانده بودم كه بيمارى جذام داراى ميكربى است شبيه ميكرب سل كه بآسانى از بين نمى رود . اين ميكروب سرسخت را من كرارا در آزمايشگاه زير ميكرسكوپ ديده بودم وتصور اينكه اين بيمارى با خوردن شلغم جلوگيرى مى شود ، براى من غير قابل قبول بود ، ولى اكنون پس از بيست سال مطالعه وتجربه صحت آنرا امضاء مى كنم ولى يقين دارم : كه آقايان پزشكان وهمكاران ودانشمندان اهل فن بآسانى اين مطلب را قبول نمى كنند وشايد آنرا شوخى يا اشتباه تصور نمايند ، اما اگر بدقت به دلائل فنى من كه با زبانى ساده نوشته مى شود توجه فرمايند واين كتاب را سرسرى نخوانند آنها نيز صحت آنرا تصديق كرده ودر اين راه خير با ما همقدم خواهند شد . شلغم چيست ؟ شلغم ميوه است يا سبزى ؟ چند سال پيش يك روز عصر وارد نهاوند شدم ، از هر كس سراغ مهمانخانه را مى گرفتم ميخنديد و مثلى مى گفت كه مفهومش اين بود : ( مسافرت وگردش به نهاوند مثل خوردن شلغم است بجاى ميوه ) . وقتى توضيح بيشتر خواستم گفتند اين شهر مسافرخانه ندارد واز اين رو اين زبان زد خاص وعام شده است . يك مثل ديگر هم خودمان داريم كه مى گويند : شلغم را ببين كه خود را بين ميوه ها جا زده است ! شلغم ميوه نيست ، ولى خاصيت آن كمتر از ميوه نمى باشد . شلغم ريشهء سبزى معروفى است كه انواع واقسام دارد ، مرغوبترين آنها نوع بستانى وپرورش يافته است كه سفيد ودوكى شكل وكوچك است . بزرگ وسرخ رنگ آن بمصرف خوراك چهار پايان مى رسد . عربى آن ( لفت ) بروزن چفت است كه بدر ميكوبند معرب آن ( شلجم ) و در فارسى ( برشاو ) و ( شلم ) نيز خوانده شده است ، وحشى وبيابانى آن بزرگ وبرنگ قرمز يا بنفش است ، مى گويند : انواع شلغم ديده شده است كه هر دانه آن بيست من وزن

---------------‹ صفحه 227 ›---------------

 داشته است ، اين نوع غير خوراكى وتخم آن سياه است ومعمولا در صحراهاى نمناك ونزديك آبها مى رويد . شلغم در غالب نقاط دنيا در صحراها وبستانها مى رويد ولى در كوهپايه ها كمتر بعمل مى آيد واز اين رو دهات جذام خيز كه تماما در كوهستان قرار گرفته‌اند به شلغم دسترسى ندارند . قدرت غذائى پخته آن زياد است يعنى به خوبى گرسته را سير ميكند . شلغم برطرف كنندهء سرفه ، نرم كنندهء سينه ومعده وروده هاست ، اشتها را تحريك ميكند بعلت داشتن ويتامين هاى ( ب ) و ( آ ) نور چشم وقوه بينائى را زياد مى كند . سنگهاى مثانه ، كليه وكبد را خرد مى كند ، ادرار را زياد مى نمايد واين خاصيت در برگهاى آن زياد تر است براى كسانى كه معدهء ضعيف دارند دير هضم ونفاخ است وهر چه كوچكتر باشد وبهتر پخته شود اين عيب در آن كمتر است . براى رفع نفخ شلغم ميتوان از ديك زودپز بپزند وزيره ، فلفل وشيرينيها استفاده كرد ، ريشه هاى نازك وباريك كه روى شلغم ديده مى شود اگر خشك كرده وسائيده وبا عسل مخلوط كرده بخورند براى سپرز وسختى ادرار نافع است وبسيارى از امراض مجارى ادرار را درمان مى نمايد . شلغم تنورى وجوشاندهء كه از مخلوط جميع اعضاء آن درست شود جهت سرما زدگى دست وپا وترك سرماخوردگى بسيار مفيد است وبراى اينكار چنانچه ضمادى از مخلوط برگ وريشه وبذر آن تهيه شود بهتر است . ترشى شلغم كه با سركه تهيه شود وبآن خردل وساير ادويه زده باشند بسيار لذيذ است وهيچگونه نفخى ندارد ورطوبات معده را جمع واشتها رازياد مى نمايد . چنانچه شلغم را در ظروف سر بسته ياجوف خمير بپزند چون آب واسانس هاى آن خارج نمى شود اثر آن در زياد شدن اشتها وشهوت بيشتر مى شود . اثر بذر آن در تقويت قواى شهوانى از اصل آن بيشتر است آب پخته شلغم را ميتوان در انواع گلودرد ومخصوصا عوارض سرماخوردگى غرغره كرد .

---------------‹ صفحه 228 ›---------------

 آب شلغم - اگر با دستگاه هاى آب ميوه گيرى يا رنده وفشار آب شلغم را بگيرند بعلت داشتن انسولين گياهى وويتامين هاى مفيد داروى بسيار نافعى براى مرض قند و سنگ مثانه است وبراى امراض جلدى مخصوصا جوش صورت ( غرور ) بعلت داشتن گوگرد وارسنيك وروبيديم بسيار سودبخش است وبراى درمان اين امراض خوردن آب شلغم از جويدن خام آن كه سابقا تجويز مى شد بهتر وخوش خوراك تر است . اگر شلغم را خورد كرده وبا شير بجوشانند وصبح ناشتا در فصل زمستان گرم گرم بنوشند براى رفع سينه درد مفيد است . تركيبات شلغم براى اينكه ثابت كنيم چگونه وچرا خوردن شلغم از ابتلاء به بعضى از امراض جلوگيرى مى نمايد ، بايد بدانيم كه شلغم چيست ؟ وداراى چه تركيباتى مى باشد ، شلغم گياهى است كه سالهاست در خدمت ماست ولى متأسفانه تا كنون آنرا بخوبى نشناخته ايم وفوايد بيشمار آنرا نمى دانيم ، آنرا خوار وبى مقدار تصور مى كنيم . بسيارى از مردم از اين سبزى مفيد متنفرند وبهيچوجه از منافع سرشار آن استفاده نميكنند . هشت درصد مواد قندى ونشاسته اى دارد وميتوان آنرا بجاى نان خورد وسير شد معذلك براى اشخاص مبتلا بمرض قند نه تنها مضر نيست ، بلكه مفيد است . شلغم داراى مقدار زيادى سلولز است وبهمين جهة خوردن آن كمى  سنگين است وبسيارى از معده ها نمى توانند آنرا بخوبى هضم نمايند . كسانيكه استعداد چاقى دارند ونبايستى مواد قندى ونشاسته اى بخورند بهتر آن است كه يك وعدهء غذاى خود را به شلغم اختصاص دهند ، زيرا چنانچه گفتيم بيش از هشت درصد مواد قندى ونشاسته اى ندارد ، در صورتيكه برنج هشتاد درصد وگندم پنجاه وچهار درصد دارد وروى اين اصل ميتوان با غذائى كه يكدهم برنج نشاسته دارد معده را پر كرده وكاملا سير شد وجلوى اشتها را سد نموده واز چاقى مفرط جلوگيرى كرد . علاوه بر مواد قندى ونشاسته اى شلغم داراى دو درصد مواد سفيده اى است . مواد سفيده اى نخست برشد بدن كمك مى كنند وسپس نسوج بدن را در مقابل حوادث حفظ

---------------‹ صفحه 229 ›---------------

 مينمايند . مواد سفيده اى خوراك مغز ما ، اعصاب ما ، موهاى ما ، خون ما وبالاخره نسوج وپوست ما هستند وبطور خلاصه براى بدن وحفظ سلامتى آن لازم مى باشند . اخيرا ثابت شده است كه قوهء حافظه انسان به يك نوع مخصوص مواد سفيده اى نيازمند است ومن در اينجا بشما مژده ميدهم كه اين اكسير گرانبها در شلغم وجود دارد وخوردن شلغم حافظه را زياد مى نمايد . مواد سفيده اى علاوه بر داشتن خواص ومنافعى كه در بالا نوشتيم منبع حرارت وسوخت نيز مى باشند . شلغم سرشار از ويتامينهاى ( آ ) ، ( ب ) و ( ث ) مى باشد ، بنابر اين ويتامين ( آ ) در آن عامل زياد شدن نور چشم وقوه بينائى است وشب كورى را درمان مى كند واين اعمال را بكمك ويتامين ( ب ) بهتر انجام ميدهد مقاومت پوست ومخاط را در برابر ميكروبها مخصوصا ميكروب سرما خوردگى وجذام زياد مى كند . چون در شلغم گوگرد وجود دارد بكمك ويتامين ( آ ) از پيدايش سنگ در ادرار جلوگيرى مى كند وسنگها را خرد مى نمايد ، شلغم بعلت داشتن ويتامين ( ب ) علاج كم خونى است ، براى بيمارى قند مفيد است ، ضد ورم اعصاب نيز مى باشد ، ويتامين ( ث ) در شلغم آنرا ضد رقيق شدن خون كرده است وبعلت وجود همين ويتامين است كه ضد خونريزى است وخستگى را برطرف ميسازد ، فشار خون را پائين مى آورد ودر تقويت تخمدانها وتحريك نقش مؤثرى بازى مى كند . آب شلغم بواسطهء داشتن ويتامين ( ث ) درمان بيمارى قند است ، ويتامين ( ث ) ضد سرماخوردگى است ومانند پنى سيلين ميكروب كش قوى است وبا كمك عوامل ديگرى كه دارد وبعدا شرح خواهيم داد مهمترين درمان سرما خوردگى مى باشد بطوريكه ميتوانيم بگوئيم اگر سرما خوردگى داروئى داشته باشد همانا شلغم است . شلغم داراى فسفر ، كلسيم ، يد ، وگوگرد است شلغم جزو سبزيهاى نادرى است كه دارا

. . . . . . . . . . . . . . . . .. . . . . . . . . . . . .

‹ پاورقى ص 225 ›

از كتاب خطى كه 400 سال قبل نوشته شده است .
. . . . . . . . . . . . . . . . .. . . . . . . . . . . . .

الطب الكبير يا فرشته نجات (فارسي) - محمد سرور الدين - ص 229 - 234

ك چراغ روبيديم است كه آنرا در بين سبزيها ممتاز كرده است وبا دلائلى كه بعدا خواهيم نوشت اين دو عنصر بكمك گوگرد در جلوگيرى از ابتلا بمرض جذام نقش اصلى را بازى مى كنند ، كلسيم وفسفر براى رشد ونمو واستحكام

---------------‹ صفحه 230 ›---------------

 استخوان بندى براى همه . مخصوصا زنان شيرده وباردار بسيار نافع است واز اين رو ميگوئيم : خوشا بحال جنينى كه ويار مادرش به شلغم باشد زيرا زود رشد مى كند ، بآسانى دندان در مى آورد ، استخوانش زودمحكم مى شود ودر نتيجه زودتر براه ميافتد ، زود حرف ميزند واز همه مهمتر در برابر امراض مقاومت بيشترى دارد ، فسفر غذاى مغز است . شلغم بعلت داشتن فسفر وويتامين ( ب ) مهيج قواى شهوانى وزياد كننده نيروى جوانى است . يد عنصر لازمى  براى غده سيب آدم است . كمى  يد مولد بيمارى گواتر بوده موجد پرش وتشنج است ، كمى  يد شخص را بى قيد وعصبى مى كند تمام اين عوارض با خوردن شلغم برطرف مى شود . دو فلز گرانبها مهمترين عنصر شلغم چنانچه قبلا تذكر داديم ارسنيك و روبيديم مى باشد ، در عالم طبيعت كمتر گياهى وجود دارد كه ارسنيك وگوهر شب چراغ روبيديم را با هم داشته باشد وحضور اين دو عنصر نادر شلغم ، سبب شده است كه آنرا مهمترين غذا ودارو براى كسانى كه به كمبود عوامل غذائى دچار هستند ، قلمداد نمائيم وچون بعدا ثابت خواهيم كرد : كه خوره ، مرض فقر و تنگدستى ونتيجه كمبود عوامل غذائى است ، بنابر اين ثابت خواهد شد كه هر كس شلغم بخورد به اين مرض مبتلا نمى گردد . روبيديم ، گوهر شب چراغ خواص ويتامينها وفلزات موجود در شلغم را شرح داديم ممكن است شما از ما به پرسيد كه اين عناصر در ساير ميوه ها وسبزيها هم وجود دارند ، چرا آنها تا اين اندازه مؤثر نيستند . مثلا فلفل سبز چندين برابر شلغم ويتامين ( ث ) دارد ، ولى ضد سرما خوردگى نيست در اينجا بايد بشما بگوئيم كه وجود گوهر شب چراغ روبيديم سبب شده است كه تأثير اين مواد وعوامل ، چندين برابر شود . اكنون دانشمندان ژاپن وآمريكا متفقا مشغول ساختن عناصر ، راديو آكتيو هستند اين عناصر در معالجات نقش بسيار مهمى  دارند وپس از آنكه خاصيت راديو -

---------------‹ صفحه 231 ›---------------

 آكتيو را پيدا كردند چندين برابر عنصر ساده مؤثر مى شوند ، اين خاصيت را در طبيعت ميتوانيم در بعضى از ميوه ها وسبزيها پيدا كنيم كه يكى از آنها شلغم است . فسفر ، كلسيم ، يد ، ارسنيك وگوگرديكه در شلغم وجود دارند عناصر ساده نيستند بلكه بعلت همجوارى با روبيديم خاصيت راديوآكتيو پيدا كرده وچندين برابر عناصر ساده تأثير دارند وهمچنين است وضع ويتامينهاى آن . پيشگيرى مرض خوره گفتيم كه بيمارى جذام كه بفارسى آنرا ( خوره ) گويند ، داراى ميكرب بسيار قوى است كه شبيه ميكرب سل مى باشد ، ولى شرايط پيدايش آن شبيه بيمارى سل نيست ، بلكه كاملا برعكس است . بيمارى سل در شهرها ونقاط پرجمعيت بيشتر از دهات ونقاط كوهستانى ديده ميشود ، در صورتيكه جذام در شهرها ابدا ديده نمى شود ودر كوهپايه ها ونقاط خوش آب وهو اوجود دارد . در تحقيقاتيكه من ده سال قبل در جذاميخانهء ( بابا باغى ) تبريز نمودم - 91 در صد مبتلايان ، شغلشان چوپانى بود وبا گوسفند سروكار داشتند . خوراك آنها قبل از ابتلاء معمولا شير وساير لبنيات بود ، هيچكدام كمبود كلسيم نداشتند ، در صورتيكه ميدانيم بيمارى سل نتيجه كمبود كلسيم است ودهاتيهائيكه زياد شير وساير لبنيات ميخورند كمتر سل مى گيرند . سل سرايت مستقيم دارد در صورتيكه بيمارى جذام سرايت مستقيم ندارد . نقش ميكربها من بارها ادعا كرده‌ام كه ميكربها بدون جهة متهم شده‌اند ، اينها كه همه ماها از آنها ميترسيم عامل اصلى ايجاد بيمارى نيستند ، بلكه كمبود مواد غذائى است كه ايجاد مرض مى كند ومحيط را براى رشد ونمو ميكربها كه آنها نيز مانند ساير موجودات در تلاش معاش مى باشند ، مستعد ميسازد . اكنون در حدود هفتاد سال از ظهور پاستور وكشف ميكرب مى گذرد ، در اين مدت موضوع ميكرب كه عامل دوم در ايجاد مرض است عاملى اصلى را زير پا گذاشته و توجه اذهان عمومى  مخصوصا دولتها را بخود معطوف داشته است ، بطوريكه هيچيك

---------------‹ صفحه 232 ›---------------

 از مسئولين بهداشت چه در ايران وچه در كشورهاى ديگر هدفى جز مبارزه با ميكربها وويروسها وجلوگيرى از امراض مسرى ندارد ، در صورتيكه عامل اصلى اين بيمارى هاى مسرى ، كمبود عوامل غذائى است وميكرب نقش مهمى  ندارد وبعلاوه بيماريهاى خطرناك ديگر هم وجود دارند كه كسى درصدد جلوگيرى از آنها نيست . سؤال ما از مسئولين بهداشت اكنون موقع آن رسيده است كه ما از وزارت بهدارى وساير مسئولين بهداشت كشور علت اين سهل انگارى را سؤال نمائيم وبه پرسيم ، آيا بعقيدهء شما يبوست ، زخم معده ، فشار خون ، بيمارى قند ، پيوره ، ورم لوزتين ، تصلب شرائين ، سنگهاى كليه وكبد ، تنگ نفس ، سرطان وغيره جزو امراض نيستند ؟ وجلوگيرى از بروز اين امراض بعهده چه دستگاهى است ؟ . اگر در يك نقطه دور از نقاط كشور ، يك بيمارى مسرى پيدا شود بلافاصله زنگها بصدا درميآيد وبلادرنگ دسته هاى مجهز براى خاموش كردن آن ، حركت ميكنند . ميكرب شناسان با ميكرسكوبهاى قوى خود ووسائل ديگر درصدد تشخيص نوع ميكرب برميآيند ، اما هيچكس در صدد تشخيص عامل اصلى يعنى كمبود ماده غذائى كه محيط بدن اشخاص را براى رشد آن ميكرب مساعد كرده است نمى  افتد . هيچكس نيست بگويد اين ميكرب سالهاى پيش هم در اين نقطه وجود داشت ، اما چون محيط بدن ساكنان اين نقطه مساعد نبود احدى مبتلا نگرديد . كسى نيست به پرسد وتحقيق كند چه چيز بدن اين اشخاص را مستعد كرد وچه عاملى سبب بروز اين بيمارى شد . جذاميخانه در مورد جذام ، جذاميخانه ميسازند يعنى در دنيائى كه صحبت از آزادى وحريت است با اينكه ثابت شده است بيمارى جذام سرايت مستقيم ندارد مبتلايان را گرفته ومانند آدم كشها براى ابد زندانى مى كنند و حتى به بچه هاى معصوم آنها نيز رحم نكرده ونميگذارند از حصار تنگ جذاميخانه خارج شده ورنگ دنيا را به بينند ، ولى هيچكس نيست درصدد بيافتد كه اين بيمارى

---------------‹ صفحه 233 ›---------------

 چگونه ايجاد مى شود . هيچكس نيست بگويد بيمارى جذام مسرى نيست بلكه نتيجه كمبود عوامل غذائى مخصوصا ارسنيك وگوگرد است . سابقا كه محروميت وفقر و تنگدستى زيادتر بود ، جذام هم زيادتر وجود داشت وعده اى بغلط تصور ميكردند كه اين مرض هم مانند ساير امراض مسرى سرايت مستقيم دارد . در جذاميخانه ( بابا باغى ) عده اى كارمند وپرستار سالهاست كار مى كنند وبا بيماران تماس مستقيم دارند وتاكنون بطور نمونه حتى يك نفر آنها هم مبتلا نشده است . در جذاميخانه مشهد آزادى بيشترى وجود دارد وغالبا جذاميها در شهر گردش مى كنند ، زيارت مى روند وحتى بينى آلوده خود را جهة گرفتن شفا به ضريح مطهر مى مالند ، ولى تا كنون احدى از اين راه جذام نگرفته است ، كسانى مستعد گرفتن جذام مى شوند كه دسترسى به ميوه وسبزيهاى گوناگون نداشته باشند . كودكانيكه در جذاميخانه متولد مى شوند چون غذاى كافى مى خورند با اينكه در آغوش پدر ومادر جذامى  پرورش پيدا مى كنند معذلك تا كنون هيچكدام مبتلا نشده‌اند ونگاهدارى آنها در جذاميخانه ظلم فاحشى است كه ابدا دليل منطقى ندارد . در تحقيقاتيكه من در جذاميخانه هاى مشهد وتبريز كرده‌ام تمام مبتلايان ساكن دهات كوهستانى بودند كه در زمستان زمين آنها در زير برف مدفون بود وهيچگونه سبزى زمستانى نداشته ونخورده بودند وحتى نام شلغم را نشنيده وآنرا قبل از ورود به جذاميخانه نديده بودند . اكثر آنها چوپان بودند از صبح تا شب بدنبال گوسفند مى گشتند وغذاى آنها از نان جو وشير تجاوز نمى كرد . شير براى كودك غذاى كاملى است ، اما تمام املاح مورد نياز بدن انسان بالغ را ندارد . شير بسيارى از املاح مورد احتياج بدن ما را دارد ، اما همه آنها را ندارد ، مخصوصا گوگرد آن براى كودك كافى است ، اما براى اشخاص بزرگ كافى نمى باشد . يك چوپان كه از صبح تا غروب دنبال گوسفند در كوه هاى فاقد درخت ميوه مى گردد ، نه برنج مى خورد ، نه سيب زمينى باو مى رسد ، نه رنگ سير مى بيند ونه پياز مى خورد از كجا مصرف ارسنيك بدن او كه چند ميلى گرم است بايستى تأمين شود . ممكن است

---------------‹ صفحه 234 ›---------------

 بپرسيد شلغم سبزى ارزان قيمت وفراوانى است چطور ممكن است جذامى  آنرا نخورده باشد ؟ جواب اين سؤال آسان است ، نقاط جذام خيز چنانچه قبلا گفتيم كوهپايه هاى سردى هستند ودر اين نواحى شلغم نمى رويد وبعلت بسته شدن راه ها وعدم توجه به لزوم آن كسى شلغم بآنجا نمى برد ، امااگر مردم بدبخت اين دهات بدانند كه شلغم براى جلوگيرى از ابتلا به جذام نافع است ، بدون شك درصدد تهيه آن برآمده واين مرض را ريشه كن كرده ونسل هاى بعدى را هم نجات خواهند داد ومخصوصا اشخاص خير كه قصد خدمت به جامعه بشريت دارند ميتوانند اين كار را بعهده بگيرند . معالجهء جذام بيشتر داروهائيكه امروز براى بهبود مرض جذام بكار مى برند بر اساس ارسنيك وگوگرد است ، ولى سعى در بهبود وضع غذائى جذاميها مخصوصا خوراندن مواديكه داراى گوگرد وارسنيك هستند نتيجه بيشترى دارد . مخصوصا خوردن شلغم كه علاوه بر داشتن اين دو عنصر مفيد داراى گوهر شب چراغ روبيديم بوده وكمبود عوامل غذائى را جبران مى كند ، بنظر اينجانب بسيار مفيد و لازم است . اثر ميكرب كشى شلغم شما شايد آش ماش شلغم را كه يك غذاى ملى ماست بارها خورده ايد . غذاى بسيار لذيذى است كه در زمستان تهيه ميكنند وميتوان آنرا مدتى نگاهدارى كرد . نه تنها آش شلغم بلكه هر غذائى با شلغم تهيه شود ، مدت مديدى مى ماند وفاسد نمى  شود . خود شلغم نيز در اثر ماندن ممكن است پلاسيده شود ولى هرگز خراب نمى شود اين خاصيت ضد فساد كه در شلغم است بعلت وجود عوامل ضد ميكرب است كه طبيعت در آن خلق كرده است . پس از جنگ خانمانسوز دوم جهانى پنى سيلين وساير داروهاى ضد

الطب الكبير يا فرشته نجات (فارسي) - محمد سرور الدين - ص 234 - 240

ك عوامل را سالهاى پيش در بعضى از غذاهاى ما قرار داده بود . شلغم داراى اثر ضد ميكرب قوى است كه بسيارى از امراض مخصوصا سرما خوردگى

---------------‹ صفحه 235 ›---------------

 را معالجه مى كند واز رشد ونمو بسيارى از ميكربها كه ميكرب جذام هم جزو آنهاست جلوگيرى مى نمايد . خلاصه - حذام مرض فقر وتنگدستى ونتيجه كمبود عوامل غذائى است . شلغم سبزى كم قيمتى است كه اين كمبودى را جبران مى كند ونميگذارد بدن مستعد گرفتن جذام شود وشايد سفارش حضرت امام صادق ( ع ) كه فرمودند شلغم زياد بخوريد واين راز را بدشمنان ما نگوئيد روى همين اصل باشد . كسانيكه در زمستان مرتبا شلغم مى خورند از سرماخوردگى وعوارض آن مصونيت دارند وبعلاوه بسيارى از ناتوانيها وكسالتها كه در نتيجه نقصان عوامل غذائى در زمستان در فصول بعد ظاهر مى شود با خوردن شلغم از بين خواهد رفت . برص وبهق كسى از اين دو بيمارى اظهار نگرانى كرد ، امام صادق ( ع ) فرمود : بحمام برو ، حنا ونوره را با هم مخلوط كن وبر موضع مرض بمال . گويد بيش از يك بار اينكار را نكردم كه بخدا سوگند . . عافيت يافتم . برص يك نوع بيمارى داخلى است كه اثرش از خارش بصورت لكه هاى سفيد روى پوست بدن ديده مى شود . بهق شبيه برص ، لكه هاى سفيد وگاهى آميخته بسياهى يا سرخى است كه تنها روى پوست را مى گيرد وصرفا يك بيمارى جلدى است . طب قديم آنرا بوسيله عصاره ترب وسكنجبين كه توليد قى واستفراغ مى كرد وگاهى بخوراندن شربت ( لوغازيا ) وپرهيز از غذاهاى سنگين معالجه مى نمود واز اين طرز معالجه معلوم مى شود كه قدما ( بهق ) را نيز يك عارضه مزاجى تشخيص مى دادند . در هر حال ايندو بيمارى را امام صادق ( ع ) بطرز مزبور معالجه فرمود . اگر در مورد كسى سودمند نيفتد محمول بر امورى چند است : ممكنست حال شخص بيمار مقتضى آن نحوه معالجه بوده است ، شايد تركيب اين دو بيمارى ياتقارن آن اقتضاى آن معالجه را داشته است ، محتمل است زمان ومكان وجهات ديگرى نيز دخالت داشته است . بعيد نيست تنها يك تصرف روحى وولايتى

---------------‹ صفحه 236 ›---------------

 باشد نه معالجه طبيعى ولى با اينهمه از آزمايش نبايد غلفت ورزيد . در بيان جرب و معالجات آن جرب را بفارسى ( خارش بدن ) نامند ، عبارت از جوشهاى ريزه سرخ رنگ كه با خارش وحدت لذع بهم رسد وبيشتر در دست ها وما بين انگشتان بهم رسد وگاه در تمام بدن خصوصا اسافل اعضاء وپشت شكم وبيضه وكنج ران وران پا باشد ودر شب شدت مى نمايد ، خصوصا وقت خواب وگاه متقرح نگردد وگاه متقرح شود وماده آن اكثر خون فاسد سوخته ، ياخون مخلوط بسودا ويا بلغم شور حاد سوخته است كه حاصل شده از خوردن غذاى گرمى  و ميوه هاى گرم مثل خرما وخربزه وانگور وانجير واشياء تند وشور مثل ماهى بسيار و ماهى نمك سود كهنه وادويه حاره مثل فلفل وزنجبيل وبادنجان بسيار وشيرينى ها ( و اين چندين رقم ا ست ) لذا رقميكه مردم سالهاى متمادى مى باشد كه مبتلا هستند شرح وعلاج آنرا بعرض مى رسانم . ( اولا پرهيز كنند از اشياء نامبرده كه در سابق ميل مى نمودند وسبب مرض نامبرده شده ) . وفعلا مى بايد مدامى  مبردات ميل كنند ، از قبيل آبليمو وآب غوره وزرشك وسماق وآلو وآش تمر هندى ، تمام ترشيهاى نامبرده خوب است ، بشرط اينكه زياد ترش نباشد وترش شيرين باشد وبعد از چند روز كه مبردات ميل كردند ، مسهل زياد ميل كنند و مدامى  شربت افتيمون كه در ( راهنما شماره 2 صفحه 11 ) نوشته همه روزه ميل كند يا اينكه همه روزه عناب وشاهتره خيسانده وبا خاكشير ميل كند . غذا ، آش ماش پوست كنده با اسفناج وكدو وامثال اينها ميل كند . مسهلى كه معده را از اخلاط پاك كند : گلقند 8 مثقال ميل كند بدرقه بيست مثقال سكنجبين غليظ بدون آب ميل كند وتا دو ساعت ابدا آب ميل نكند معده از اخلاط پاك مى شود . واز خارج ابتدا ضماد تبريد بمالد مثل سركه وسفيد آب قلع وآب كاهو وآب

---------------‹ صفحه 237 ›---------------

 كاسنى هر كدام كه ميسر بشود . وچون مرض نامبرده بمثل درخت ريشه دارد ، وبعد از برطرف شدن مرض با خوردن غذاهاى نامناسب مجددا عود مى كند ، لذا مى بايد ريشه اش را سوزانيد تا ديگر عود نكند . ( براى سوزانيدن ريشهء جرب ) گوگرد وقدرى كات كبود داخل ماست ياكرهء بى نمك نموده مرهم سازد وبرود درگرم خانه حمام قبل از وارد شدن در آب ، مرهم نامبرده را بمحل جرب بمالد وبسيار سوزنده مى باشد ، بايد تحمل كند كه بسوزاند هر قدر كه طاقت دارد تحمل كند ، بعد بشويد واز حمام خارج شود اگر دو سه مرتبه چنين عمل را انجام دهد ، ريشه اش ميسوزد وديگر عود نمى كند . نسخه ديگر ، گوگرد 4 مثقال ، زاج سفيد 4 مثقال ، كره گاو بى نمك يك سير ( 16 مثقال ) پارچه ايكه با نيل رنگ كرده باشند بسوزاند خاكستر پارچه را داخل گوگرد وزاج وكره نموده مرهم كند وبرود در محل گرم كه مثل حمام باشد ، مرهم فوق را در يك روز دو مرتبه بمحل جرب بمالد وبسيار ميسوزاند ، شخص بايد طاقت بياورد وهر چه بسوزاند خوبست وروز بعد بحمام برود بدنش را بشويد ، مرض بكلى برطرف مى شود كه ديگر عود نمى كند . معالجهء برص يعينى لكهاى سفيد وسياه كه در بدن توليد مى شود وبتدريج زياد مى شود . مرض برص سفيد اگر سوزن بر روى لكهاى سفيد بزنند وخون در بيايد ، اين مرض قابل معالجه مى باشد واگر سوزن بزنند وخون درنيايد ابدا قابل معالجه نمى باشد ( يعنى اين عضو بدن مرده است ) ومرده زنده نمى شود وسبب توليد اين مرض ، خودرن قند وشكر وچاى وغذاهاى نامناسب است كه مكرر بعرض رسيده . دواها براى معالجهء ( برص ) بسيار است ، ليكن بهترين دوا ( اطريلال ) ( غازياقى ) است كه فقط در ماه دوم فصل بهار ( ارديبهشت ) ميسر مى شود ، بعد خشك ونابود مى شود ودر بقيه مدت سال ابدا وجود ندارد .

---------------‹ صفحه 238 ›---------------

 غازياقى همان است كه در ميان سبزى پلو ميپزند وميخورند غازياقى مشهى مدر و تصفيه كنندهء خون است . در بيماريهاى كبد ، استسقاء ، نقرس ، سنگ كليه ومثانه مصرف دارد ، نهادن كوبيدهء برگ هاى تازه غازياقى روى محل گزيدگى حشرات ، سوزش نيش را برطرف مى كند ، كوبيده برگ هاى تازهء غازياقى مخلوط با نمك وسركه زخم و سوختگى وجراحا ت سخت جلدى نافع است . چون ( غازياقى ) در بقيهء مدت سال ابدا وجود ندارد بنده در فصل بهار بمقدار كافى غاز ياقى تهيه وخشك كرده وكوبيده وعلك كرده‌ام وبراى آقايانى كه مبتلا به مرض برص مى باشند بمقدار لزوم مى فروشم از چنين مرض سختى نجات بيابند . دستور خوردن آن اينست كه جهار روز آش هائى كه مكرر گفته شده ( آش آب غوره ) بخورند . بعد از نهار وبعد از شام دو مثقال گل قند بخورند ، روز پنجم دو مثقال گل سرخ پاك كرده با آب دوغ خيار بخورند وبهمين دستور مدام تكرار كنند تا 15 روز ، از روز 16 همه روزه تا يكماه يعنى 15 روز ، روزى دو مثقال غازياقى نرم كرده با قدرى عسل مخلوط نموده بخورند مرض برص برطرف مى شود ، ليكن بدانيد كه غازياقى وعسل در طبيعت گرم است در مقابل ، خنكى هاى بسيار بخورد كه رفع گرمى  غازياقى وعسل بشود در روز 15 ، روز دوم كه غازياقى مى خورد از تمام لبنيات يعنى ماست وشير وغيره وتمام ترشى ها پرهيز كند . در مهاباد يكنفر گارگر مرض اگزما گرفته وسخت ناراحت شده بود . در نقده يك زن را براى معالجه اين مرض باو معرفى كردند ، نقده كه چند فرسخى مهاباد است براى معالجه به آن منطقه رفت وتقريبا در مدت ده روز بهبودى حاصل شد ومعالجه اش اين بود : اول مسهل داده وپس از خوردن مسهل فضلهء گنجشك را با سركه بجاهائى كه خارش گرفته ومبتلا به اگزما بودند طلا كرده بود . ريشه اسپند را جوشانيده هر روز يك استكان ناشتا بخورد تجربه شده است كه براى اگزما منفعت بسيار دارد . از يكنفر اهل مهاباد ( ميرزا مولود ) .

---------------‹ صفحه 239 ›---------------

 نسخهء معالجه مرض اگزما از آلمان يكنفر از اهل تبريز كه به مرض خارش بدن ( مرض جلدى ) مبتلا شده بود ، مدتى طويل براى معالجه اش تلاش كرد . ولى مؤثر واقع نشد بالاخره براى معالجه به آلمان رفت وبنا باظهار خود در آلمان مدتى بدستور چند نفر دكتر آلمانى مداوا نموده باز نتيجه حاصل نشده خواست كه دست خالى از آلمان مراجعت نمايد . از حسن تصادف از يكنفر غير دكتر به نسخهء ذيل موفق شده وبعمل كردن اين نسخه بهبودى حاصل شد . خلاصه نگارنده سه نفر را ميشناسم كه باين مرض دچار شده بودند با عمل به آن نسخه از مرض اگزما خلاص شدند . نسخهء مزبور : شاهتره خشك بسيار نرم باشد وجوش شيرين وماست هر سه را مخلوط نموده ، در حمام به بدن خضاب نمايد بسيار مجرب است . اگر در موقع خارش آب بيايد پودر بى بو بر روى آن بزند ومركوركرم در جاهاى خارش بكشد ، كبد ( جگر سياه ) را با لپه پخته بخورد وپاچه نيز خوب است . هويج وبه وچغندر وسيب زمينى وكلم برگ وسيب ، اين شش قلم را با روغن نباتى يا با مغز استخوان گاو بپزد وميل نمايد ، آب ليمو وروغن ماهى ، سبزى غير از اسفناج وگشنيز هر قدر ممكن باشد بخورد ، اگر گوشت بخورد يا نخود بپزند وميل نمايند و گوشت را سرخ نكند ( خام باشد ) . واين آمپول ها را بقرار ذيل تزريق نمايد : اسپلنو كريزين ( 60 ) 6 عدد 60 ( splenocrisin ) اسپلنو كريزين ( 30 ) 6 عدد يك روز در ميان كالسيم با ويتامين ( ث ) 6 عدد يك روز در ميان ( calsiom ) بايد از غذاهاى زير پرهيز نمايد : خوردن چاى پررنگ واز خوراكيهاى سرخ شده وماست وگوشت قورما ( قيله ) وبرنج ، از شربت زرشك پرهيز نمايد ، ازحمام پرهيز كند ، از آب سرد وهواى سرد

---------------‹ صفحه 240 ›---------------

 وبسيار جاى گرم ، از سركه وترشى دورى نمايد * . اگزما چيست سابقا اگزما را نتيجه بيمارى هاى كبد ميدانستند وچون بيمارى در اواخر زمستان عود كرده ودر تابستان از بين مى رفت ، اينطور تعبير ميكردند كه چون در زمستان ميوه كم است وغذاها اصولا ويتامين كم دارند اين بيمارى ايجاد مى شود . اكنون در اثر پيشرفتهائى كه در حمل ونقل شده در زمستان ميوه هاى چهار فصل پيدا مى شود وعده اى ميتوانند از آنها استفاده نمايند معذلك باز هم بيمارى اگزما در

. . . . . . . . . . . . . . . . .. . . . . . . . . . . . .

‹ پاورقى ص 235 ›

درمان طبيعى * طب الصادق

‹ پاورقى ص 236 ›

فرهنگ خوراكيها

‹ پاورقى ص 238 ›

درمان طبيعى

‹ پاورقى ص 240 ›

* راهنماى نجات از مرگ مصنوعى .
. . . . . . . . . . . . . . . . .. . . . . . . . . . . . .

الطب الكبير يا فرشته نجات (فارسي) - محمد سرور الدين - ص 240 - 246

ه پس بايد دانست كه اين بيماريها نتيجه قليائى شدن پوست بدن مى باشد وچون در زمستان بدن كمتر عرق مى كند وترشى پوست كم مى شود اين امراض پيدا مى شوند وچون تابستان فرا مى رسد وعرق زياد شده وپوست بدن را ترش مى نمايد ، اين بيمارى بهبودى پيداميكند وبه كبد ويتامين ها ارتباطى ندارد . زير بغل وكشاله ران وزير پستانهاى زنان بعلت تبخير نشدن عرق ترش نمى شود وقليائى مى ماند وروى اين اصل است كه در اين قسمتهاى بدن اگزما بيشتر است و ميكربها هم در اين نقاط بهتر مى توانند نفوذ نمايند . جوش غرور نتيجه قليائى شدن پوست هاى چرب است ، زيرا در اثر چربى زياد سوراخ هاى دفع عرق بسته مى شوند وپوست صورت ترش نمى گردد ودر نتيجه ميكربها بهتر نفوذ مى نمايند . خانمهائى كه كرم زياد مصرف مى نمايند وخلل وفرج صورت خود را مستور از چربى مى كنند مبتلا بجوش صورت مى شوند . بوداشتن زير بغل ولاى انگشتان پا نيز بعلت كمى  ترشى آنهاست وقدماء در موقع دوخت لباس زير بغل را سوراخ مى گذاشتند چون عرق آنها خشك مى شد وترشى ايجاد ميكرد وزير بغلشان بو نمى گرفت . شستشوى زياد با صابون ترشى پوست را از بين مى برد وبراى ايجاد ترشى حداقل شش ساعت وقت لازم است ، دست سيمانكاران و رختشويان كه دائما در آبهاى قليائى است وترشى ندارد باگزما مبتلا مى شود . يكى از دوستان اينجانب حاجى عباس ، نيشابورى كه بمرض اگزما مبتلا شده

---------------‹ صفحه 241 ›---------------

 واز مراجعه بدكترهاى ايرانى وحتى آلمانى واستعمال داروهاى فراوان نتيجه اى نگرفته بود . اظهار داشت كه بالاخره پس از استعمال داروى ذيل بهبودى كامل حاصل نمود : 5 گرم اسيد ساليسيليك را با 50 گرم الكل 90 درجه مخلوط كرده روى عضو مريض بمالند ، براى جلوگيرى از خشك شدن عضو بهتر است مقدارى وازلين واسيد ساليسيليك را مخلوط نموده پس از استعمال داروى فوق روى آن بمالند . شلغم شلغم داراى يك ماده ضد ميكرب قوى است وروى اين اصل با اينكه داراى نشاسته ومواد قندى است هيچگاه تحت تأثير ميكربهاى هوا فاسد نمى شود وخوراكيهائى را كه با شلغم مى پزند ديرتر فاسد مى شوند ، شلغم غذاى بسيار مفيد است كه قوه بينائى را تقويت مى كند ومعده را ضد عفونى مى  نمايد . اخلاط را سهل وسرفه را آسان مى كند وبراى رفع سرما خوردگى بسيار مفيد است . اگر سرماخوردگى درمانى داشته باشد همانا شلغم واسانس آن مى باشد . شلغم - فسفر ، كلسيم ، آهن دارد وبراى تقويت باء وتقويت عمومى  مفيد مى باشد . شلغم داراى ويتامينهاى ( ث ) و ( ب ) مى باشد ولى وقتى آنرا مى پزيم مقدارى از ويتامينهاى خود را از دست ميدهد . مى  گويند در بعضى از شهرهاى ايران شلغمهاى بزرگى بعمل مى آيد كه چندين كيلو وزن دارد وبمصرف خوراك دواب مى رسد ، شلغم داراى يك داروى آنتى بيوتيك قوى است ولى تا كنون كشف نشده است . جلوگيرى از اگزماى نوزاد عده اى از كودكان در روزهاى اول عمر مبتلا بزخمهائى ميشوند كه آنها را اگزماى كودكان ورشكا مى نامند . اين زخمها بقدرى دير معالجه مى شوند كه پدر ومادر طفل را خسته و معذب مى نمايد . اين زخمها نتيجهء سوء تغذيه مادر هنگام آبستنى است ، چنانچه مادر هنگام آبستنى ادويه جات تند زياد بخورد مثلا در خوردن خردل يادارچين افراط نمايد نوزاد مبتلا باگزما مى گردد .

---------------‹ صفحه 242 ›---------------

 بعضى از بانوان هنگام آبستنى بقرص نعناع علاقه زياد دارند ودر خوردن آن افراط مى كنند ، اطفال اين دسته مبتلا باگزما خواهند شد اگر خمير دندانى كه استعمال مينائيد مقدار زيادى اسانس دارد آنرا در موقع آبستنى عوض نمائيد زيرا اسانسهاى تند آن ممكن است نوزاد شما را مبتلا سازد ، از خوردن خوراكيهاى تند وتيز در موقع آبستنى امساك نمائيد تا نوزاد شما باين زخمها مبتلا نشود . ضمنا دقت نمائيد كه هنگام تولد كودك شما را زياد با صابون نشويند زيرا صابون غلاف ترشى پوست بچه را از بين برده او را مستعد گرفتن اگزما مى نمايد . خانم هاى قابله مخصوصا بايد در اين مورد دقت نمايند زيرا تا پوست كودك قليائى نشود محال است به اگزما مبتلا گردد . زن آبستن هنگام باردارى بايد مقدارى كافى ويتامين ( آ ) يا كارتن ميل نمايد يعنى بايد از ميوه ها وسبزيهائى كه داراى كارتن هستند و هم چنين روغن ماهى بخورد تا نوزاد او مبتلا نگردد . پس از تولد نيز در صورتى كه اگزما مشاهده شود بايد از روغن ماهى وكارتن استفاده نمايد يعنى مادر ، اين مواد را بخورد ويتامين ( آ ) در شيرش زياد شود ودر صورت لزوم چند قطره روغن ماهى نيز ميتوان بطفل داد .

---------------‹ صفحه 243 ›---------------

 فوايد پياز پياز بخوريد كه سه فايده بزرگ دارد : فضاى دهانرا خوشبو مى كند ، لثه را محكم وآب كمر ( ماء النسل ) را زياد وامر مجامعت راتقويت مى نمايد . خوردن پياز دهانرا خوشبو ، كمر را محكم ، بشره را لطيف ميسازد . پياز درد ومرض را مى برد وپى را محكم ، نيروى راه رفتن را بسيار ، آب كمر را زياد وتب را برطرف مى كند . اين فرمايش امام صادق ( ع ) است كه در اول قرن دوم بعد از هجرت يعنى تقريبا هزار وسيصد سال پيش در خاصيت پياز بيان شده وقتيكه اكتشافات طبى وعلم گياه شناسى آنقدر دامنه دار نبود ، زمانيكه اصلا پياز جزء خوراكيها محسوب نمى شد . اما امروز تجارب طبى در حول وحوش نباتات وخواص آنها دور ميزندتا باسرار ومانعى كه در كمترين طبيعت آنها نهاده شده پى ببرد . دكتر لاكوفسكى فرانسوى توانست بعد از آزمايشهاى بسيار ، فوائدى از پياز خام وعصاره نجوشيدهء آن تقرير كند كه مهم تر از همه اثر معتنابه وسريع او در مبارزه و معالجه سرطان است ، بلائيكه هميشه در حساب رمز ومعما بوده وتا امروز دانشمندان را در كشف علت خود بزحمت انداخته وروزنهء اميدى از آن گشوده نشده است ، دكتر مزبور مى گويد : ما در كشف فوائد سبزيجات پيوسته بكار آزمايش آنها ادامه داده ايم ونتيجه هائيكه بدست آمده ما را اميدوار كرده كه پياز خام در آينده از مهمترين معالجات

---------------‹ صفحه 244 ›---------------

 طبيعى براى طايفهء از ميكروبها محسوب مى شود . دكتر ( دامر ) گويد در زمان واحد هم غذا وهم دوا است ودكترها آنرا براى استدرار بول وامراض كليه ومرض استسقاء بكار مى برند وخام خوردنش بهتر است . ديگرى گويد پياز متضمن موادى است كه در تخفيف دردهاى بينى وحلق و مجارى تنفس وغيره خيلى موثر است . پياز براى اعصاب وبيخوابى مفيد است وداراى مخمرى است كه براى هضم مواد نشاسته اى لازم است . پياز براى گزيدگى زنبور وپشه ومگس بسيار سودمند است . اگر چند قطره سركه روى پياز رنده شده بريزند وآب آنرا در بينى بچكانند از خون دماغ جلوگيرى مى كند . * ( هامش ) از كتاب طب الصادق وراهنماى تندرستى ( * ) پياز خام پياز خام نيز يكى از غذاهاى ضد عفونى كننده است ومعده و روده ها را از عفونت گوشت پاك مى كند وداراى انسولين نباتى است ومرض قند را معالجه واز ابتلاء بآن جلوگيرى مى كند . هر شخص سالم كه بخواهد سلامتى خود را حفظ كند بايد در 24 ساعت با غذاى خود در حدود نيم سير پياز بخورد . پياز داراى گوگرد است وبراى رشد موهاى بدن بسيار لازمست . پياز داراى ويتامين هاى مختلف مخصوصا ويتامين ( ث ) بوده واز رقيق شدن خون جلوگيرى مى كند . پياز نابود كننده ضد ويتامين ( ب ) مى باشد كه در مغز برنج بوده وويتامين هاى بدن را رسوب ميدهد . پياز داراى فسفر است ، غذاى مغز ومشوق امور آميزشى است ، پياز آهك دارد واستخوان بندى ودندان ها را محكم كرده واز نرمى  استخوان جلوگيرى مى كند . در پياز آنزيم مخصوصى است كه اشك را زيادتر وترشحات داخلى غدد اشك را كه ضد سرطان است زياد مى كند . پياز اشتها بغذا وشهوت را زياد مى كند