اين تأثر قلبي و تصور باطني در ايام جواني بهتر حاصل ميشود؛ زيرا قلب جوان لطيف و ساده است
و صفايش بيشتر است و واردات آن كمتر و تزاحمات و تراكمات در آن كمتر است. پس شديد
الانفعال و كثيرالقبول است.(44)
پيامبراكرمصلي الله عليه وآله وسلم با اشاره
به نازك دلي جوانان، مسلمانان را به احسان و نيكي در حق جوانان دستور داده است:
اُوصيكُم بِالشبّانِ خَيراً فَاِنَّهُم اَرِقُّ اَفْئدَةً.(45)
شما را به
احسان و نيكي با جوانان سفارش ميكنم؛ زيرا آنان قلبي لطيف دارند.
2 - شادابي،
عاشق پيشگي و زيبادوستي
جوان به دليل داشتن روحيهاي پاك و عاطفي، از شادابي
ويژهاي برخوردار است. او مانند گل در حال رشدي است كه محيط پيرامون خود را از وجود
خويش، معطر ميسازد. به گفتهي مقام معظم رهبري:
هرجا جوانان هستند، تر و
تازگي، طراوت و صفا و نشاط و خوبي است. وقتي با جوانان هستم و در محيط جوانان قرار
دارم، احساس من مثل احساس كسي است كه در هواي صبحگاهي تنفس ميكند؛ احساس طراوت و
تازگي ميكنم.(46)
جوان، رؤيايي و عاشقپيشه است. اين دوره، دورهي شور و نشاط
و عشق و اميد است. دوران حساسيتها و آشكار شدن خواستهها و طبيعتهاست. دورهي
پندارهاي رؤيايي، انديشههاي شاعرانه و دلباختگي است. ممكن است يك كنايه و اشاره،
توفاني در او بيافريند و گاه يك رابطهي گفتاري با جنس مخالف، او را به هيجان
ميآورد.
جواني، دورهي آراستگي و زيبادوستي است.
همچنين حضرت عليعليه
السلام، زيبايي مؤمن را عنايت خداوندي ميداند و ميفرمايد:
حُسنُ وَجْهِ
الْمُؤمِنِ حُسْنُ عِنايَةِ اللّهِ بِهِ.(47)
روي زيباي مردم با ايمان، عنايت
نيكوي خداوند به آنان است.
در گفتار پيشوايان دين، افزون بر توجه به زيباييهاي
طبيعي، به زيبا ي مصنوعي و آراستن نيز سفارش شده است. امام حسن مجتبيعليه السلام
دربارهي دليل آراستن خود هنگام نماز اين گونه فرموده است:
اِنَّ اللّه جَميلٌ
يُحبُّ الجَمالَ فَاتَجَمَّلُ لِرَبّي وَ هُوَ يَقُولُ خُذُوا زينَتَكُم عِندَ
كُلِّ مَسجِد.(48)
خداوند زيبا است و زيبايي را دوست دارد. به اين دليل، خود را
در پيشگاه الهي ميآرايم كه خداوند دستور داده است با زينتهاي خود در مساجد حاضر
شويد.
گرايش به زيبايي دوستي و آراستگي از ويژگيهاي فطري جوان است. هرچند اين
ويژگي، خاص اين دوره نيست. ولي اوج آن در اين دوره است. گفتهاند اميرالمؤمنين
عليعليه السلام هنگام انتخاب لباس براي قنبر، لباس زيباتر و فاخر را براي او
برگزيد و يكي از دلايل خود را گرايش فطري يك جوان به زيبايي بيان فرمود:
اَنْتَ
شابٌّ وَ لَكَّ شَرّة الشَّبابِ.(49)
تو جواني و مانند ديگر جوانان به زيبايي،
بسيار رغبت داري.
گفتني است كه فطرت پاك جوان افزون بر كشاندن وي به سوي
زيباييهاي ظاهري، ميتواند او را به جستوجوي زيباييهاي معنوي و اخلاقي وا دارد.
امام عليعليه السلام فرموده است:
مَيْزةُ الرَجُلِ عَقْلُهُ و جَمالُهُ
مُرُوَّتُهُ.(50)
امتياز مرد به عقل او و زيبايياش به مردانگي و فضايل اخلاقي
اوست.
امام حسن عسكريعليه السلام نيز دربارهي زيبايي باطني و ظاهري اينگونه
ميفرمايد:
حُسن الصورة جمالٌ ظاهرٌ و حسن العقل جمالٌ باطنٌ(51).
زيبايي
صورت، جمال ظاهري انسان است و زيبايي عقل و انديشه، جمال باطني اوست.
چون در
جواني، خواهش جمال روحاني و گرايش به فضايل اخلاقي در نهاد جوانان بيدار ميشود،
اولياي دين همواره از مبلغان آموزههاي دين ميخواهند كه به آمادگي روح جوان براي
پذيرش صفات والاي انساني توجه كنند و آن را در راه درست به كار گيرند. امام
صادقعليه السلام در سفارش به ابي جعفر اَحْوَل كه به تبليغ مذهب تشيع و آموزههاي
اهل بيتعليهم السلام ميپرداخت، فرمود:
عَلَيكَ بِالاَحداثِ، فَاِنَّهُم
اَسرَعُ اِلَي كُلِّ خَير.(52)
بر شما باد پرداختن به جوانان؛ زيرا آنان نسبت
به ديگران به سوي كار خير شتاب گيرندهتر هستند.
3 - توانمندي و عدالتخواهي
ارادهي جوان نسبت به دورههاي پيشين و پسين، نيرومند است و به دليل برخورداري
از نيروي سرشار روحي، ميكوشد همواره آزادي و استقلال خويش را حفظ كند. به طور كلي،
جوان، مبارزهجو، عدالتخواه و به تعهد و وجدان خود پايبند است. جوان با بلندنظري
ويژهي اين دوران، دشواريهاي زندگي را كوچك ميداند و با غرور فراوان ميكوشد بر
آن چيره شود. چون جوان همواره ميخواهد ارادهي نيرومند خويش را به ديگران نشان
دهد، به هرچيزي پاسخ مثبت نميدهد و در برابر انجام هر خواستهاي، پايداري ميكند.
پيشوايان ديني ما نيز در جواني اينگونه بودهاند. براي نمونه، پيامبر اسلام با
بستن «حلف الفضول» يا پيمان جوانمردان، خاطرهايماندگار از خود بر جا نهاد. در
اين پيمان، حضرت محمدصلي الله عليه وآله وسلم، جمعي از بنيهاشم، بنيالمطلب، بني
اسد و گروهي از اشراف براي دادگستري و پيشگيري از تجاوزگري به مردم، هم پيمان
شدند. حضرت پيامبر پس از بعثت، از خاطرهي آن دوران اين گونه ياد ميكرد:
...
ما اُجِبُّ اَنَّ بِه حُمرَ النَّعمِ.(53)
امضاي آن پيمان براي من به اندازهاي
ارزنده و شاديبخش بود كه هرگز آن را با شتران سرخ موي عرب (كه مهمترين ثروت عرب
است) مبادله نميكردم.
مقام معظم رهبري دربارهي ويژگيهاي امام عليعليه
السلام در دورهي جواني فرموده است:
عليعليه السلام در دورهيجواني در مكه،
يك عنصر فداكار، يك عنصر باهوش، يك جوان فعال، يك جوان پيشرو و پيشگام بود. در
همهي ميدانها، مانعهاي بزرگ را از سر راه پيامبر برطرف ميكرد. در ميدانهاي
خطر، سينه سپر ميكرد و كارهاي سخت را به عهده ميگرفت. با فداكاري خود، امكان هجرت
پيامبر را به مدينه فراهم كرد. بعد در دوران مدينه، فرماندهي سپاه، فرماندهي
دستههاي فعال، هوشمند، جوانمرد و بخشنده بود. در ميدان جنگ، سرباز شجاع و
فرماندهي پيشرو بود. در عرصهي حكومت، يك فرد كارآمد بود. در زمينهي مسايل
اجتماعي هم يك جوان پيشرفته به تمام معني بود.(54)
پيامبراسلامصلي الله عليه
وآله وسلم نيز با توجه به اين ويژگي جوانان، كارهايي را به آنان ميسپرد كه ميتوان
به موارد زير اشاره كرد:
الف - فرستادن مصعب بن عمير جوان به مدينه به عنوان
نخستين نمايندهي رسمي خويش؛(55)
ب - برگزيدن عتاب بن اُسَيْد (21 ساله) براي
فرمانداري مكه؛(56)
3 - گزينش اسامة بن زيد (18 ساله) براي فرماندهي سپاه اسلام
در جنگ با امپراتوري روم.(57)
4 - نوجويي و نوآفريني
«تخيّل به تل ش ذهني
گفته ميشود كه پديدههايي را در ذهن ميآفريند بيآن كه به طور مستقيم از دادههاي
حسي بهره گيرد.»(58) قدرت تخيّل در جوانان در اوج قرار دارد و در پرتو اين نيرو،
بسياري از دشواريها حل ميشود. قدرت تخيل، توان نظريهپردازي را به جوان ميدهد و
او ميتواند جنبههاي گوناگون يك قضيه را بكاود و پيآمدهاي مثبت و منفي آن را بيان
كند. جوان در پرتو تخيل، دنيايي زيبا را در آيندهاي نزديك براي خود تصوير ميكند و
خود را در دامن آن مييابد. چنين وضعيتي، بسياري از دردهاي دروني جوان را كاهش
ميدهد.
تخيل، خلاقيت را در ذهن جوان شكوفا ميكند. «اين حالت رواني، قوهي
تخيل را توسعه ميدهد و به ذهن جوانان، نيروي خلاقه ميبخشد؛ حسّ ابداع و ابتكار را
در ضمير جوانان بيدار ميسازد و آنان را براي نوسازي و به دست آوردن كمال تازهتري،
آماده ميكند».(59)
در دوران جواني كه رشد به درجهي تكامل ميرسد، هوش نيز به
درجهي پاياني نيرومندي ميرسد. به همين دليل، جوان به يادگيري هرچيزي علاقه نشان
ميدهد. روانشناسان دربارهي ويژگيهاي فرد باهوش گفتهاند: «فرد باهوش داراي
ويژگيهايي مانند: سرعت و سهولت در يادگيري، بازشناسي قوي، خلاقيّت و ابتكار، اظهار
نظر از روي بينش، توانايي انتقاد از خود، اعتماد به خود و توجه به نيازهاي شخصي و
اجتماعي در فعاليتهاي خويش است».(60)
5 - جويندگي و پرسشگري
جوان، دوران
بلوغ را پشت سر گذرانده است، ولي پرسشهاي آن را هنوز همراه خود دارد. گفتني است
اين پرسشها تعديل شده، ولي همچنان گسترده است. شناخت جنبههاي مختلف شخصيتي،
زندگي، سرنوشت، زندگي پس از مرگ و... نمونهاي از اين پرسشهاست. بيپاسخ ماندن اين
پرسشها، جوان را دچار پوچي و از خود بيگانگي ميكند. در ذهن او، شبههها و
استفهامهايي پديد ميآيد كه مايل است به اين شبههها و پرسشها پاسخ داده شود. در
بسياري از موارد به او پاسخ بههنگام و دلنشين داده نميشود. به همين دليل، جوان
احساس خلأ و ابهام ميكند.(61)
جوان، در اين دوره بر آن است تا از عمق پديدهها
آگاه شود و همهي حوادث و رويدادها را بررسي و تجزيه كند. از اينرو، در برابر همه
چيز حساس است. هرچند اين حساسيت در كشف بسياري از نايافتهها مؤثر است، ولي گاهي
مايهي آزار و دردسر ديگران ميشود. اين چراجويي دروني است كه نميتوان از پيدايش
آن پيشگيري رد. پس بايسته است با بردباري با آن روبهرو شويم.
6 - حسّ روحاني
و گرايش به سلوك مذهبي
براساس نظر روانشناسان، همزمان با دگرگونيهاي دوران
بلوغ و پيدايش تمايلهاي غريزي، احساس روحي جديد و تمايل شديدي در جوان پديد ميآيد
كه او را به سوي مذهب و سلوك ميكشاند. اين ارتباط و دگرگوني به گونهاي است كه اين
دوره را دورهي ماوراءالطبيعه ناميدهاند. اين احساس در دورهي جواني به صورت تعديل
شده وجود دارد. «با فرا رسيدن ايام بلوغ، احساسات مذهبي و تمايلات ديني در وجود
نوجوانان بيدار ميشود و آنان را شيفتهي فراگرفتن آموزههاي روحاني ميسازد. پس از
دورهي بلوغ، از شدت و تمايل اين خواهش فطري شديد و سوزان كاسته ميشود و رفته رفته
خواهش ايمان و اخلاق به صورت يك تمايل عادي درميآيد».(62)
پيامبر اكرمصلي
الله عليه وآله وسلم نيز دعوت خود را بر همين اساس از جوانان آغاز كرد:
فَاجْتَمَعَت قُرَيشُ عَلي اَبيطالِب فَقالُوا يا اَباطالِب اِنَّ بنِ اخيكَ
قَد سَبَّ الهَتَنا و اَفْسَدَ شَبابَنا و فَرَّقَ جَماعَتَنا.(63)
قريش گرد
ابوطالب جمع شدند و گفتند: برادرزادهات، خدايان ما را به بدي ياد كرده و با فاسد
كردن جوانان ما، مايهي اختلاف و پراكندگي ما شده است.
اولياي گرامي اسلام نيز
با آگاهي از اين موضوع، با عرضهي بههنگام احكام شريعت، به اين ميل پاسخ دادهاند.
امام صادقعليه السلام فرموده است:
مَن قَرأه القرانَ و هو شابٌ مؤمنٌ اختلط
القرآنُ بلحمه وديه.(64)
كسي كه قرآن بخواند، اگر جوان با ايمان باشد، قرآن با
گوشت و خونش آميخته ميشود و در همهي بافتهاي بدنش اثر ميگذارد.
جوان، احساس
تكليف، قوانين اخلاقي و مسؤوليت را به تدريج درك ميكند. او ديگر مانند دورهي
نوجواني، تنگنظر نيست و افزون بر شناخت خود، به شناخت ديگران و جهان هستي نيز رغبت
نشان ميدهد. در اين هنگام، عمل به وظيفه و مسؤوليت، جايگزين خيالبافي و پندارهاي
نوجواني ميشود. توانايي ارادهي جوان براي پذيرش مسؤوليت به گونهاي آشكار است كه
امام باقرعليه السلام جواني را كه از اين توانايي بهره نبرد، سزاوار كيفر ميداند:
امام باقرعليه السلام ميفرمايد:
اُتيتُ بِشَبابٍّ مِن شَبابِ الشّيعَةِ
لايَتَفَقَّهُ فِي الدّينِ لاَوْجَعْتُهُ.(65)
اگر يكي از جوانان شيعه را كه در
دين تفقّه نميكند (ع وم و احكام ديني را فرا نميگيرد) نزد من بياورند، او را به
وضع دردناكي، مجازات ميكنم.
باري، «جوان يا نوجواني كه در برابر هيچكس، سر
تسليم، فرو نميآورد و بر همهي قدرتها عصيان ميكند، در درون متوجه ضعفها و
حقارتهاي خود است و عظمت، قدرت و بقا و دوام خود را در مذهب ميبيند».(66)
7 -
توانايي جسماني
رشد جسماني، ساخته شدن ماهيچهها و رشد نهايي استخوانها،
بازوان جوان را بسيار پرانرژي و ستبر ميكند.
حضرت عليعليه السلام در حديثي كه
به بيان دورههاي رشد انسان از كودكي تا پايان عمر پرداخته است، 24 سالگي را آخرين
دورهي رشد طول قد كودك ميداند كه به معناي پايان رشد استخوانهاي بدن است. ايشان
ميفرمايد:
اِنَّ الغُلامَ اِنَّما يَثغَرُ في سَبْعِ سِنينَ وَ يَحْتَلِمُ
في اَرْبَعَ عَشَرَةَ سَنَةً وَ يَسْتَكمِلُ طُولَهُ في اَرْبَعَ وَ عِشرينَ، وَ
يَسْتَكْمِلُ عَقْلَهُ في ثَمانٍ وَ عِشرينَ سَنَةً وَ ما كَانَ بَعدَ ذَلِكَ
فَانَّما هُوَ بالتَّجارُبِ(67).
كودك در ده سالگي، دندان شيري مياندازد. در
چهارده سالگي محتلم ميشود. در بيست و چهار سالگي از قد كشيدن باز ميايستد. در
بيست و هشت سالگي، عقلش كامل ميشود واز آن پس هرچه افزوده شود، به كمك تجربههاست.
در اين دوره، انرژي متمركزي در جوان وجود دارد و «احساس ميكند ميتواند با آن
معجزه كند يا كوه را جابهجا كند».(68)
استقامت و تعادل در اين دوره جايگزين
بيصبري و ضعف دورهي نوجواني ميشود و بدينگونه ميتوان «استقامت» و «جهاد با
نفس» را در او بارور كرد. در اين دوره، نيروي بدني به ويژه در پسران به سرعت افزايش
مييابد. چون آهنگ فوقالعاده سريع رشد دورهي نوجواني تا اندازهاي به تعادل
گراييده است، خستگيپذيري جاي خود را به گونهاي استقامت ميدهد. استقامتي كه گاه
صورت خودآزمايي و خويشتنداري پيدا ميكند. در اين حالت، جوان آماده است نيروي خود
را بيازمايد و گاهي فرهنگ جامعه نيز آن را تأييد ميكند. خودآزمايي و سخت كوشي براي
ترك لذتها نيز در جوان ديده ميشود كه جنبهي ديگري از نياز او به تعالي و آزمايش
قدرت خويش و آگاهي از ميزان تسلط بر نفس است. شايسته است از اين ويژگي براي تقويت
خويشتنداري بهره ببريم.
8 - پويايي ذهن
ذهن جوان به سرعت دگرگون ميشود.
اين دگرگوني از نوجواني آغاز ميشود و در فراز و نشيب زندگي، چهرهاي عقلاني به خود
ميگيرد. مغز كه كانون خردگرايي است، رشد نهايي خود را تا 35 سالگي ادامه ميدهد.
پختگي عقل در 28 سالگي - پايان دورهي جواني - به كمال ميرسد. حضرت عليعليه
السلام در حديثي كه به بيان دورههاي تكامل و رشد انسان پرداخته، كمال رشد عقل را
28 سالگي دانسته است:
وَ يَستَكْمِلُ عَقْلُهُ في ثِمان و عِشْرينَ سَنةٍ.
عقل انسان در 28 سالگي كامل ميشود.
حضرت عليعليه السلام در حديثي ديگر،
آغاز تكامل را 18 سالگي دانسته است:
لايَزالُ العَقلُ وَالحُمقُ يَتَغالَبانِ
عَلَي الرَّجلُ اِلي ثَمانِي عَشَرَ سَنَةً، فَاِذا بَلَغَها غَلَبَ عَلَيْهِ
اَكْثَرهُما فيه.(69)
پيوسته عقل و حماقت در مزاج نوجوان تازه بالغ، در جنگ و
ستيزند تا بحران تكليف را پشت سر بگذار و به 18 سالگي برسد. در آن هنگام هريك كه
نيرومندتر باشد (عقل يا حماقت)، همان بر جوان چيره خواهد شد.
انديشههاي جوان،
صورت انتزاعي(70) دارند و او اهل انديشه است. اين موضوع، تفاوت اساسي شيوهي
انديشيدن نوجوان در اوايل بلوغ را با شيوهي انديشيدن او در دورهي جواني آشكار
ميسازد. در دورهي نوجواني، ارزشها وقتي ادراك ميشوند كه در نمونههاي انساني و
قالب اشخاص مجسّم شوند، ولي تخيل نيرومند جوان كه از پشتيباني فكر انتزاعي برخوردار
است، آدمي را از مرحلهي اعجاب و تحسين در برابر ارزشمندان به مرحلهي ادراك و
تقويم ارزشها ميرساند.(71)
به همين دليل، جوان هرگاه به دور از التهاب و
هيجان باشد، ميتواند بهتر بيانديشد. انتزاعي بودن انديشه در پسران، فراگير و در
دختران، به واقعگرايي نزديكتر است. به ديگر سخن، پسران بيشتر از دختران، اهل
تحليل، بحث و اظهارنظر هستند.
توانايي حافظه نيز در اين دوره رشد ميكند؛ زيرا
حافظه يك استعداد است و بدين گونه، جوان ميتواند مسايل را حفظ كند. اين توانايي در
دختران بيشتر است. گفتني است: «پسران در مدركات قويتر هستند. تكميل و رشد حافظه
سبب ميشود جوان منطقيتر و متفكرتر باشد و آموختهها را بهتر به كار بندد.(72)
ب) ويژگيهاي ناپسند دوران جواني
جديد)
بحران هويت از سالهاي نوجواني آغاز ميشود و بخشي از نخستين سالهاي
جواني را نيز در برميگيرد. فرد در نوجواني در دورهي انتق ل به سر ميبرد و اين
ويژگي سبب ميشود وي در تشخيص جايگاه اجتماعي خود دچار ابهام شود. اين سرگرداني
ممكن است فرد را از همهي نقشهايي كه انتظار دارد برعهده بگيرد، دلزده كند. البته
ويژگي مثبت آن نيز اين است كه جوان براي آزمودن شيوههاي گوناگون زندگي به تكاپو
ميافتد. همين تلاش، وي را واميدارد تا پس از آزمايش الگوهاي رفتاري، بهترين ارزش
و نگرش را برگزيند. كارشناسان، تلاش جوان براي آزمودن شيوههاي گوناگون رفتاري را
در اين دوره «كشف هويت» مينامند.
جوان در انديشهي كشف هويت است و داراي
روحيهي تشخصطلبي. هنوز دچار تزلزل شخصيت است و استحكام آن را در پايان اين دوره
بايد منتظر باشيم. گاهي داراي احساس غلو است و زماني دچار احساس حقارت. اين دوره،
دورهي تكوين اعتماد به نفس است. بزرگمنش است و كرامتخواه. در خط وحدتيافتگي،
روان است و در جهت دستيابي به ثبات، ميخواهد قاطعيت داشته باشد، ولي در آن كمتر
موفق است. در برابر جاذبهها هنوز ضعيف است و قدرت مقاومت و ايستادگي در برابر زرق
و برق را ندارد».(74)
مقام معظم رهبري نيز در اين باره چنين فرموده است:
جوان در حال تكوين هويت جديد خود است. مايل است شخصيت جديد او به رسميت شناخته
شود.(75)
واژهي خود را بيشتر مترادف هويت به كار ميرود. قرآن كريم، «خسران
خود» و «فراموشي خود» را اينگونه بيان ميدارد:(76)
قَد خَسِرُوا اَنْفُسَهُم
وَ ضَلَّ عَنْهُم ما كانُوا يَفْتَرُونَ.(77)
همانا خود را باختهاند و
معبودهاي دروغين از دستشان رفته است.
يا:
نَسُواْ اللّهَ فَأَنَسئهُمْ
اَنْفُسَهُم.(78)
از خدا غافل شدند و خدا را از ياد بردند. پس خدا خودشان را از
خودشان فراموشاند و خودشان را از خودشان غافل ساخت.
حضرت عليعليه السلام در
سخني گهربار، گم شدهي حقيقي را خود انسان معرفي ميكند:
عَجِبتُ لِمَن
يَنْشُدُ ضالَّتَهُ وَ قَد اَضَلَّ نَفْسَهُ فَلايَطْلُبُها.(79)
در شگفتم از
كسي كه در جست و جوي گمشدهاش برميآيد، حال آن كه «خود» را گم كرده و در جستوجوي
آن نيست.
ايشان در جاي ديگر، راه برخورداري از رحمت الهي را در شناخت «خود»
ميداند:
رَحِمَ اللّه عَلِم من اين و في اين و الي اين.(80)
خدا رحمت كند
كسي را كه ميداند از كجا آمده است، در كجا هست و به كجا ميرود.
گذشتن از اين
دورهي ب راني و دسترسي به هويت راستين، احساسي عميق، ارزشمند و اعتمادآفرين را در
فرد پديد ميآورد كه حتي در تنهايي نيز ديگر احساس تنهايي و بيكسي نميكند.
2
- تسليم شدن در برابر خواستهها و نيازها
به طور كلي، واژهي جوان، يادآور
زندگي پيچيده و پر از خواهش و چشمداشت است كه تلاش و كوشش در عرصههاي گوناگون
زندگي را به همراه دارد. در اين دوره، خواهشهاي گوناگون از نهاد جوان سر بر
ميآورد كه به كارگيري درست آنها، جنبش و سلامتي جسم و روان را به همراه دارد. با
اين حال، گاهي آدمي براي برآوردن اين خواستهها به دستاندازي به حقوق ديگران و
استبداد كشيده ميشود و گاهي نيز به چاپلوسي و پستي تن در ميدهد.
غريزههايي
همچون غريزهي تهاجم و تخريب، شرآفريني، آزاررساني، مال دوستي و شهرتطلبي
ميتوانند جوان را از جادهي اخلاق و انسانيت منحرف كنند. با فراهم بودن زمينه براي
جولان دادن اين غريزهها، مقاومت جوان در هم ميشكند و به راهي كه شايستهي او
نيست، رهنمون خواهد شد. در اين وضعيت تنها ايمان فرد يا ترس جوان از قانون ميتواند
او را به راه بياورد.
غريزهي جنسي نيرومندترين غريزهي دوران جواني است كه اگر
به درستي و در راه فطري آن به كار نرود، به كشندهترين غريزه تبديل خواهد شد. فشار
غريزهي جنسي، عفت را كه به طور طبيعي در شمار فضايل اخلاقي است، بيارزش جلوه
ميدهد و حجاب و حيا را از ميان ميبرد. نگاههاي شهوتآلود جوان، آتش غريزهي جنسي
را شعلهورتر ميكند و تماشاي فيلمها و عكسهاي مستهجن، جوان را به بيقيدي، هرزگي
و ناپاكي ميكشاند. در اين بحث بر آن سيستم كه به راه مبارزه با اين غريزهها
بپردازيم، ولي به طور گذرا ديدگاه اسلام را در اين باره ميآوريم.
مرحوم فلسفي
دربارهي ناتواني آدمي در برابر غريزهي جنسي ميگويد:
اگرچه براي محدود كردن
تمايلات نفساني و جلوگيري از اعمال تهاجمي غرايز، عوامل ديگري مانند نظارت، قوانين
كيفري و... وجود دارد، ولي در دنياي متمدن كنوني، عقل، علم و تربيت، سه عامل بزرگ
براي رام كردن غرايز شناخته شده و مربيان بر آن تكيه ميكنند.(81)
ايشان به اين
پرسش كه: چرا با وجود اين سه عامل بازدارنده، انسان در برابر هيجان شهواني و
خواهشهاي غريزي تسليم ميشود؟ چنين پاسخ ميدهد:
بزرگترين نيرويي كه مردم را
در كارهاي پسنديده و ناپسند به جنبش وا مي دارد، نيروي احساس است. تمايلات غريزي و
خواهشها نيز از گروه احساسات بسيار قوي هستند و براي غلبه بر آنها بايد از عاطفه
و احساسي قويتر استفاده كرد.(82)
اسلام در صورت فراهم نبودن زمينهي ازدواج،
تنها راه چيرگي بر غريزهي جنسي را پناه بردن به مذهب، عشق به خداي بزرگ، محبت به
پيامبراكرمصلي الله عليه وآله وسلم، ائمهي معصومين و اولياي الهي و دشمن داشتن
دشمنان خدا و ايشان ميداند.
3 - حس گرايي به جاي خردگرايي
آنچه از انسان
در جنبهي روحي و معنوي به صورت كردار يا گفتار پديدار ميشود، از دو قوهي احساس
يا عقل برميخيزد. رشد اين دو قوه در دورههاي گوناگون زندگي، متفاوت است. هنگام
بلوغ، اين دو قوه همراه با رشد جسماني، رشد ميكنند، ولي سرعت رشد احساسات از سرعت
رشد عقل بسيار بيشتر است.
مغز آدمي، مركز انديشه است. بررسي سير رشدِ مغز نشان
داده است كه در سه سال نخست زندگي، رشد مغز انسان به 85 درصد ميرسد و 15 درصد
باقيمانده تا حدود 35 سالگي كامل ميشود. افزون بر اين، آهنگ رشد فكري پس از بلوغ
تا دوران كمال عقل، نامحسوس است و تقريباً يك خط افقي را شكل ميدهد.(83)
در
بخشهاي پيشين، دورههاي سني كمال عقل را در آيينهي سخن اميرالمؤمنين عليعليه
السلام ديديم. بايد دانست نابساماني در رشد فكري ممكن است به جايي برسد كه از آن به
جنون جواني ياد ميشود. بخشي از اين بيماري و اختلالهاي فكري، همگاني است، ولي
بخشي ديگر غيرطبيعي است. جنون و مستي جواني در سخنان پيامبر اكرمصلي الله عليه
وآله وسلم اين گونه آمده است:
الشَّبابُ شُعَبهٌ مِنَ الجُنُونِ.(84)
جواني، شاخهاي از جنون و ديوانگي است.
عليعليه السلام نيز فرموده است:
يَنْبَغي لِلْعاقِلِ اَنْ يَحْتَرِسَ مِن سُكْرِ المالِ و سُكرِ القُدرَةِ وَ
سُكْرِ العِلْمِ وَ سُكْرِ المَدْحِ و سُكْرِ الشَّبابِ؛ فَاِنَّ لِكُلِّ ذلِكَ
رِياحَ خَبيثَةٌ تَسْلُبُ الْعَقْلَ وَ تَستَخِفُ الوَقارِ.(85)
شايسته است
انسان خردمند، خود را از مستي ثروت، قدرت، دانش، چاپلوسي و جواني، در امان نگاه
دارد؛ زيرا هريك از اينها، بادهاي مسموم و پليدي دارند كه خرد را نابود ميكند و
آدمي را خفيف و بيشخصيت ميسازد.
به طور كلي، انديشه در دورهي جواني، در
سيطرهي احساسات آتشين قرار دارد و جوانان نيز كمتر زير بار رهنمودهاي عقل مير ند.
عليعليه السلام به دليل ناتواني جوانان در درست به كار بستن قوهي خرد، جوانان را
هنگام خطا كردن، معذور ميداند.
عليعليه السلام فرموده است:
جَهْلُ
الشَبابِ مَعذُورٌ و عِلْمُهُ مَحْصوُرٌ.(86)
عذر ناداني جوان پذيرفته است و
دانش او محدود و محصور است.
به همين دليل گفتهاند كه جوانان كم تجربه بايد از
گنجينهي تجربه و خرد پيران، مدد گيرند و توانايي جسماني خود را هدر ندهند.
امام عليعليه السلام در جايي ديگر فرموده است:
رأْي الشَّيخِ اَحَبُّ
اِلَي مِنْ جَلَدِ الغُلام.(87)
انديشهي پيرمرد نزد من از قوت جوان، محبوبتر
است.
نگاهي گذرا به احكام شارع مقدس نشان ميدهد كه شرع با آگاهي از اين مسأله،
در امور حساس اجتماعي، شرط رسيدن به بلوغ جنسي را كافي ندانسته و بلوغ عقلي را با
تعبير «انس رشد» بر آن افزوده است.
از ابن سنان روايت شده است كه به امام
صادقعليه السلام عرض كرد: چه هنگام اموال نوجوان در اختيارش گذاشته ميشود؟ امام
در پاسخ فرمود:
اِذا بَلَغَ و اونسَ مِنهُ رُشْدٌ وَ لَمْ يَكُنْ سَفيهاً اَو
ضَعيفاً.(88)
هنگامي كه بالغ شود و رشد عقلي او آشكار شود و سفيه يا كم خرد
نباشد.
بايد دانست مشكل نارسايي عقل جوان حتي با رسيدن او به سن رشد عقلي نيز
حل نميشود. البته اين رشد براي تصرف وي در اموالاش كافي است. زماني ميتوان از
خطر ضعف عقل در امان بود كه جوان به رشد نهايي و شكوفايي كامل عقلي دست يابد كه اين
درجه نيز دير به دست ميآيد.
سطحينگري كه پي آمد رشد نيافتن عقل است، جوان را
در بيشتر امور زندگي اعم از ذهني و رفتاري به گونهاي شتاب ناخواسته وا ميدارد. او
درنگ، انديشه، بردباري و هرآنچه را از سرعت او بكاهد، بر نميتابد. به هميندليل،
عبارتهايي مانند «نميشود»، «نبايد» و «سخت است» در نظر او، مفاهيمي ناپذيرفتني
جلوه ميكند. بديهي است سرعت در كارها تا آنجا كه مايهي نشاط، چابكي و ابتكار
باشد، سودمند است و پسنديده، ولي چون از اندازه بگذرد، خطرناك خواهد بود. معمولاً
شتابزدگي در كارها جز در جايي كه عواملي همچون: ايمان، بصيرت، تدبير و مشاوره با
آن همگام هستند، به انحراف خواهد انجاميد.
دورههاي رشد و تكامل ديني در جوانان(89)
بيشتر ويژگيهاي انديش ي ديني در مخاطبان جوانِ رسانه، راه را براي گزينش روشهاي
مناسب آموزش ديني هموار خواهد كرد. چون جامعهي علمي كشور ما كمتر به اين موضوع
پرداخته است، ناچاريم به منابع ديگر رجوع كنيم. مفاهيم اسلامي ويژگيهاي جامعهي ما
با ديگر اديان و جامعهها تفاوت دارد، ولي بسياري از نتايج به دست آمده از
پژوهشهاي ديگران را ميتوان براي آموزش ديني جوانان و نوجوانان به كار بست. بسياري
از ويژگيهاي انديشهي ديني به ويژه دورهي كودكي از ويژگيهاي فطري و رواني اثر
ميپذيرد كه در همهي انسانها مشترك است. افزون بر آن، بسياري از مفاهيم كلي ديني
كه در اين پژوهشها بررسي شدهاند، در همهي اديان الهي مشتركاند و كم و بيش همهي
جوانان، نوجوانان و كودكان با آن آشنايي دارند.
در اين نوشتار، از ميان
انديشههاي نظريهپردازاني همچون: پياژه،(90) هارمز(91) و گلدمن،(92) پژوهشهاي
نظريهپرداز اخير را برگزيدهايم. اگرچه گسترهي پژوهشهاي گلدمن در امور كودكان و
نوجوان است، ولي نتيجهي آن با بحث ما هم آهنگي دارد.
نظريهي گلدمن
گلدمن
براساس اصطلاحات موجود در نظريهي پياژه، روند انديشهي ديني را به سه دوره تقسيم
كردهاست:
دورهي اول: انديشهي پيش عملياتي شهودي (تا 7 - 8 سالگي) كه آن را
«انديشهي مذهبي شهودي» ناميده است.
دورهي دوم: انديشهي عملياتي عيني (7 و 8
- 13 و 14 سالگي) كه آن را «انديشهي مذهبي عيني» ناميده است.
دورهي سوم:
انديشهي عملياتي صوري (13 و 14 سالگي به بعد) كه آن را «انديشهي مذهبي انتزاعي»
ناميده است.
گلدمن براي شناساندن اين دورهها، پس از تعريف داستانهاي ديني
براي كودكان، پرسشهايي را آورده است. از جملهي اين داستانها ميتوان به چگونگي
نزول وحي بر حضرت موسيعليه السلام در وادي مقدس طوي، آتش گرفتن بوتهي درخت و
شكافته شدن رود نيل اشاره كرد. اينك از ميان دورههاي ياد شده، به دورهي سوم
ميپردازيم:
دورهي انديشهي مذهبي انتزاعي (13 سالگي به بعد)
اين دوره را
دورهي «انديشهي مذهبي شخصي» و اين سنين را «سنين عقلي» گفتهاند. اين مرحله،
آخرين دورهاي است كه انديشه در آن به صورت فرضيهاي و قياسي و بدون حضور عناصر
عيني صورت ميگيرد. در اين حالت، فرآيند انديشه به صورت نمادين و انتزاعي انجام
ميشود و تلاشهايي صورت ميگيرد تا فرضيهها بيرون از حوزهي ت ربهها، وضع و با
استفاده از دليل، پذيرفته يا ردّ شوند. نوجوان ميتواند با يك فرضيه آغاز كند و به
واقعيتهايي برگردد كه حوزهي انديشهي او را بسيار گسترش ميدهد.
در اين دوره،
ميان نوجوان تازه وارد و افراد بالغتر كه سالهاست به اين شيوهي انديشيدن خو
كردهاند، تفاوتهاي آشكاري وجود دارد. با وجود اين، آنان از همان ويژگي رهايي از
محدوديتهاي عيني، برخوردار خواهند بود. در نتيجه، در پاسخ به اين پرسش كه: «چرا
موسي ترسيد به خدا بنگرد؟»، دليل عمومي مطرح شده آن بود كه موسي در احساس گناه با
مردم شريك است. بنابراين، از نگاه كردن به خدا شرم دارد؛ يعني «خدا مقدس است و دنيا
گناهكار».
در واقعهي شكافته شدن دريا نيز پرسششوندگان ميان توضيح دربارهي
امور طبيعي و فوق طبيعي - و گاه تركيبي از اين دو - تقسيمبندي انجام دادهاند.
اينك براي نمونه، فوق طبيعي بودن شكافتن دريا بدين گونه مطرح شد: «راهي از كف دريا
بالا آمد و در مسير موسي قرار گرفت، خدا اين كار را انجام داد.» سپس پرسيده شد!
چگونه؟ مخاطب پاسخ داد: «اگر خدا خالق همه چيز است، پس ميتواند آن گونه كه
ميخواهد آنها را خلق كند».
بايد دانست تفاوتهاي فردي نيز بر شيوهي انديشهي
ديني اثر ميگذارد. تفاوت در «سرعت دريافت» به ويژگيهاي فردي و تجربهي مذهبي
مانند: ارتباط نزديك با مكانهاي مذهبي، برپايي مراسم عبادي، خواندن كتابهاي ديني
و عادتهاي مذهبي پدر و مادر مربوط است.
براساس يافتههاي گلدمن، انديشهي
ديني، همان گونهها و روشهايي را به كار ميگيرد كه در ديگر زمينههاي انديشه به
كار ميرود. اين مسأله، ارتباط نزديك انديشهي منطقي و ديني را تأييد ميكند. چون
در رشد ديني كودك، ميان عقل و احساس و علم و ايمان گونهاي به هم پيوستگي وجود
دارد، او تنها متناسب با روند انديشهي عملياتي خود ميتواند نگرش الهي خويش را
نسبت به جهان شكل دهد.
به يقين، دغدغههاي ديني و اسلامي جامعه، ما را در
ساماندهي برنامههاي خويش براساس يافتههاي كارشناسان ديگر جامعهها به ويژه
غيرمسلمانان، تا اندازهاي محتاط ميكند. به همين دليل، نظريهي گلدمن نيز بايد از
بوتهي آزمايش ديني ما بگذرد. يكي از پژوهشگران ايراني در پژوهش خود به نام «درك
كودكان دبستاني از مفاهيم ديني» كه براساس همان برداشتهاي ابداعي گلدمن انجام
گرفته است، مطرح ميكند كه «كود ان ايراني همان مراحل را در سير انديشهي مذهبي
ميپيمايند كه گلدمن در انديشهي ديني به دست آورده است».(93)
دستهبندي جوانان از نظر گرايش و پايبندي به ارزشهاي ديني
م
رابطه با مخاطب است. رسانه براي ايجاد رابطهاي دوسويه با مخاطبان خويش بايد بداند
دانستههاي ديني، و پندارهاي مذهبي آنان چگونه است؟ آيا آن چه از آنان توقع دارد،
منطقي است؟
رفتارهاي ناپسندي كه از نوع انسان به ويژه جوان سر ميزند، از دو
حال بيرون نيست؛ يا از روي ناآگاهي و كمبود اطلاعات بوده يا نداشتن تعهد، او را به
سرپيچي از دانستههايش وادار ساخته است. به ديگر سخن، هنگامي كه انسان به كاري يا
عقيدهاي، گرايش پيدا ميكند، ميخواهد به آن پايبند باشد. بنابراين، اگر عقيدهاش
او را از كاري بازداشت، آن را ترك ميكند و اگر او را به انجام كاري فرا خواند، در
انجام آن ميكوشد. بدين گونه، براي انجام دادن كاري يا ترك آن، نخست بايد انگيزه و
گرايش به آن را پديد آورد و سپس پايبندي به آن را آفريد.
پيشتر به دلايل
گرايش نداشتن جوانان به آموزههاي ديني پرداختيم. اينك به تقسيمبندي جوانان از نظر
گرايش و پايبندي به مفاهيم ديني در وضعيت كنوني كشور ميپردازيم. آنگاه با بررسي
يك پژوهش انجام شده درخواهيم يافت كه از ميان موانعي همچون: تهاجم فرهنگي، مشكلات
اقتصادي و...، «فقدان آموزشهاي مناسب» و «نگرش نادرست بعضي از جوانان به دين»
مهمترين عوامل دوري جوانان از دين به شمار ميآيند.
دستهي اول، جوانان گرايش
يافته به دين و ارزشها هستند كه خود در دو دسته قرار ميگيرند:
1 - گروهي كه
پس از گرايش به دين و ارزشها، به اجراي آموزههاي دين و اصول ارزشي، پايبند
هستند.
2 - گروهي كه پس از گرايش به دين و ارزشها، به اجراي آموزههاي دين و
ارزشها، پايبند نيستند.
دستهي دوم، جوانان گرايش نيافته به دين و ارزشها
هستند كه خود به سه دسته تقسيم ميشوند:
1 - گروهي از جوانان كه به دليل
ناآگاهي يا در دسترس نبودن منابع و مراكز تبليغي، تاكنون با دين و مفاهيم آن آشنا
نشدهاند.
2 - گروهي كه به دليل بيتوجهي به دين و ارزشها يا تأثيرپذيري از
تهاجم فرهنگي بيگانه، هنوز براي آشنايي با مفاهيم ديني و ا زشي، گام پيش
ننهادهاند.
3 - گروهي از جوانان كه در شمار دشمنان و مخالفان دين، انقلاب،
نظام مقدس اسلامي و ارزشهايند و با آن مبارزه ميكنند.
پژوهش آماري
تا 30 سالهي تهراني انجام شده است، نتيجهي زير به دست آمد:(95)
بررسي تصور
پاسخگويان دربارهي افراد مذهبي نشان ميدهد كه در بيشتر پاسخهاي عنوان شده،
موضعگيري خاصي وجود ندارد كه ذهنيت يا گرايش پاسخگو را به طور مستقيم نسبت به
افراد مذهبي نشان دهد. پاسخگويان، فرد مذهبي را با ويژگيهايي همچون «مؤمن و با
خدا، اهل روزه و انجام واجبات، معتقد به دين، مسلمان و شيعه» معرفي كردهاند.
از اين پاسخها ميتوان نتيجه گرفت كه نگرش پاسخگويان نسبت به مذهب و باورهاي
مذهبي لزوماً مجموعهي همگني را تشكيل نميدهد. در برخي جنبهها، گرايشها مثبت يا
نسبتاً مثبت و در برخي زمينهها، جهت مخالف دارد. اين ناهمگني را ميتوان به دليل
نوع برداشت و شناخت آنان از دين و مذهب دانست.
همچنين براساس اين پژوهش، بيشتر
پاسخگويان، يادگيري آموزشهاي مذهبي را براي زندگي خود، كارآ و سودمند دانستهاند.
بنابراين، ريشهي اين تفاوتها را بايد در نوع آموزش، فرآيند فرهنگپذيري جوانان در
زمينهي مسايل ديني، شرايط سني، شيوهي آموزش، ارايهي اطلاعات درست، شرايط زماني
و... جستوجو كرد.
6 - بسيار زياد
5 - زياد
4 - متوسط
3 - كم
2 - بسيار كم
1 - هرگز
نمودار شماره (1) ميزان شركت پاسخگويان در
مراسم و مجالس مذهبي گوناگون براساس نمرهي ميانگين رتبهاي(96)
01/5
19/4
7/3
24/3 36/3
9/2
3/2
نماز جمعه نماز جماعت روضهخوانيها
هيأتهاي مذهبي دورهاي مجلس دعا و نيايش زيارت قبور امامان يا امامزادهها مراسم
عزاداري امام حسين(ع) در ماه محرم
اين پژوهش، ميان رفتار علمي پاسخگويان با
باورها، پندارها و رايشهاي مذهبي آنان، ارتباطي معنادار را نشان ميدهد. البته
شدّت پايبندي پاسخگويان دقيقاً با شدت باورها يا سليقههاي مذهبي آنان همآهنگ
نيست. اين امر بهويژه دربارهي ميزان شركت در مجالس و مراسم مذهبي گوناگون، بيشتر
به چشم ميخورد. در اين حالت، شركت در برخي مراسمها و مجالس بسيار پايين است.
مقايسهي نتايج بهدستآمده براساس مشخصات فردي نشان ميدهد كه گروه سني 25 -
30 ساله، باورهاي مذهبيتري نسبت به سنين پايينتر دارند. همچنين زنان بيشتر از
مردان و صاحبان تحصيلات ابتدايي و راهنمايي بيشتر از سطحهاي تحصيلي بالاتر
ميخواستند به عنوان فردي مذهبي شناخته شوند. در زمينهي گرايشها، تفاوتهاي
چنداني ميان گروههاي پاسخگو ديده نميشود. شركت در مجالس و مراسم مذهبي، برخي
تفاوتها را نشان ميدهد. ميزان شركت مردان و صاحبان تحصيلات دبيرستان و ديپلم در
مراسم عزاداري امام حسينعليه السلام در ماه محرم بيشتر از ديگران است. در مقابل،
زنان افراد متأهل داراي تحصيلات راهنمايي و پايينتر بيشتر در روضهخوانيها شركت
ميكنند. صاحبان تحصيلات ابتدايي و راهنمايي، بيشترين ميزان شركت هيأتهاي مذهبي
دورهاي را داشتند. دربارهي نماز جمعه، كمترين ميزانِ شركت، به پاسخگويان 15 - 19
ساله مربوط است. (نمودار 1)