اين تأثر قلبي و تصور باطني در ايام جواني بهتر حاصل مي‏شود؛ زيرا قلب جوان لطيف و ساده است و صفايش بيشتر است و واردات آن كمتر و تزاحمات و تراكمات در آن كم‏تر است. پس شديد الانفعال و كثيرالقبول است.(44)
پيامبراكرم‏صلي الله عليه وآله وسلم با اشاره به نازك دلي جوانان، مسلمانان را به احسان و نيكي در حق جوانان دستور داده است:
اُوصيكُم بِالشبّانِ خَيراً فَاِنَّهُم اَرِقُّ اَفْئدَةً.(45)
شما را به احسان و نيكي با جوانان سفارش مي‏كنم؛ زيرا آنان قلبي لطيف دارند.
2 - شادابي، عاشق پيشگي و زيبادوستي‏
جوان به دليل داشتن روحيه‏اي پاك و عاطفي، از شادابي ويژه‏اي برخوردار است. او مانند گل در حال رشدي است كه محيط پيرامون خود را از وجود خويش، معطر مي‏سازد. به گفته‏ي مقام معظم رهبري:
هرجا جوانان هستند، تر و تازگي، طراوت و صفا و نشاط و خوبي است. وقتي با جوانان هستم و در محيط جوانان قرار دارم، احساس من مثل احساس كسي است كه در هواي صبح‏گاهي تنفس مي‏كند؛ احساس طراوت و تازگي مي‏كنم.(46)
جوان، رؤيايي و عاشق‏پيشه است. اين دوره، دوره‏ي شور و نشاط و عشق و اميد است. دوران حساسيت‏ها و آشكار شدن خواسته‏ها و طبيعت‏هاست. دوره‏ي پندارهاي رؤيايي، انديشه‏هاي شاعرانه و دلباختگي است. ممكن است يك كنايه و اشاره، توفاني در او بيافريند و گاه يك رابطه‏ي گفتاري با جنس مخالف، او را به هيجان مي‏آورد.
جواني، دوره‏ي آراستگي و زيبادوستي است.
هم‏چنين حضرت علي‏عليه السلام، زيبايي مؤمن را عنايت خداوندي مي‏داند و مي‏فرمايد:
حُسنُ وَجْهِ الْمُؤمِنِ حُسْنُ عِنايَةِ اللّهِ بِهِ.(47)
روي زيباي مردم با ايمان، عنايت نيكوي خداوند به آنان است.
در گفتار پيشوايان دين، افزون بر توجه به زيبايي‏هاي طبيعي، به زيبا ي مصنوعي و آراستن نيز سفارش شده است. امام حسن مجتبي‏عليه السلام درباره‏ي دليل آراستن خود هنگام نماز اين گونه فرموده است:
اِنَّ اللّه جَميلٌ يُحبُّ الجَمالَ فَاتَجَمَّلُ لِرَبّي وَ هُوَ يَقُولُ خُذُوا زينَتَكُم عِندَ كُلِّ مَسجِد.(48)
خداوند زيبا است و زيبايي را دوست دارد. به اين دليل، خود را در پيشگاه الهي مي‏آرايم كه خداوند دستور داده است با زينت‏هاي خود در مساجد حاضر شويد.
گرايش به زيبايي دوستي و آراستگي از ويژگي‏هاي فطري جوان است. هرچند اين ويژگي، خاص اين دوره نيست. ولي اوج آن در اين دوره است. گفته‏اند اميرالمؤمنين علي‏عليه السلام هنگام انتخاب لباس براي قنبر، لباس زيباتر و فاخر را براي او برگزيد و يكي از دلايل خود را گرايش فطري يك جوان به زيبايي بيان فرمود:
اَنْتَ شابٌّ وَ لَكَّ شَرّة الشَّبابِ.(49)
تو جواني و مانند ديگر جوانان به زيبايي، بسيار رغبت داري.
گفتني است كه فطرت پاك جوان افزون بر كشاندن وي به سوي زيبايي‏هاي ظاهري، مي‏تواند او را به جست‏وجوي زيبايي‏هاي معنوي و اخلاقي وا دارد. امام علي‏عليه السلام فرموده است:
مَيْزةُ الرَجُلِ عَقْلُهُ و جَمالُهُ مُرُوَّتُهُ.(50)
امتياز مرد به عقل او و زيبايي‏اش به مردانگي و فضايل اخلاقي اوست.
امام حسن عسكري‏عليه السلام نيز درباره‏ي زيبايي باطني و ظاهري اين‏گونه مي‏فرمايد:
حُسن الصورة جمالٌ ظاهرٌ و حسن العقل جمالٌ باطنٌ(51).
زيبايي صورت، جمال ظاهري انسان است و زيبايي عقل و انديشه، جمال باطني اوست.
چون در جواني، خواهش جمال روحاني و گرايش به فضايل اخلاقي در نهاد جوانان بيدار مي‏شود، اولياي دين همواره از مبلغان آموزه‏هاي دين مي‏خواهند كه به آمادگي روح جوان براي پذيرش صفات والاي انساني توجه كنند و آن را در راه درست به كار گيرند. امام صادق‏عليه السلام در سفارش به ابي جعفر اَحْوَل كه به تبليغ مذهب تشيع و آموزه‏هاي اهل بيت‏عليهم السلام مي‏پرداخت، فرمود:
عَلَيكَ بِالاَحداثِ، فَاِنَّهُم اَسرَعُ اِلَي كُلِّ خَير.(52)
بر شما باد پرداختن به جوانان؛ زيرا آنان نسبت به ديگران به سوي كار خير شتاب گيرنده‏تر هستند.
3 - توان‏مندي و عدالت‏خواهي‏
اراده‏ي جوان نسبت به دوره‏هاي پيشين و پسين، نيرومند است و به دليل برخورداري از نيروي سرشار روحي، مي‏كوشد همواره آزادي و استقلال خويش را حفظ كند. به طور كلي، جوان، مبارزه‏جو، عدالت‏خواه و به تعهد و وجدان خود پاي‏بند است. جوان با بلندنظري ويژه‏ي اين دوران، دشواري‏هاي زندگي را كوچك مي‏داند و با غرور فراوان مي‏كوشد بر آن چيره شود. چون جوان همواره مي‏خواهد اراده‏ي نيرومند خويش را به ديگران نشان دهد، به هرچيزي پاسخ مثبت نمي‏دهد و در برابر انجام هر خواسته‏اي، پايداري مي‏كند.
پيشوايان ديني ما نيز در جواني اين‏گونه بوده‏اند. براي نمونه، پيامبر اسلام با بستن «حلف الفضول» يا پيمان جوان‏مردان، خاطره‏اي‏ماندگار از خود بر جا نهاد. در اين پيمان، حضرت محمدصلي الله عليه وآله وسلم، جمعي از بني‏هاشم، بني‏المطلب، بني اسد و گروهي از اشراف براي دادگستري و پيش‏گيري از تجاوزگري به مردم، هم پيمان شدند. حضرت پيامبر پس از بعثت، از خاطره‏ي آن دوران اين گونه ياد مي‏كرد:
... ما اُجِبُّ اَنَّ بِه حُمرَ النَّعمِ.(53)
امضاي آن پيمان براي من به اندازه‏اي ارزنده و شادي‏بخش بود كه هرگز آن را با شتران سرخ موي عرب (كه مهم‏ترين ثروت عرب است) مبادله نمي‏كردم.
مقام معظم رهبري درباره‏ي ويژگي‏هاي امام علي‏عليه السلام در دوره‏ي جواني فرموده است:
علي‏عليه السلام در دوره‏ي‏جواني در مكه، يك عنصر فداكار، يك عنصر باهوش، يك جوان فعال، يك جوان پيشرو و پيش‏گام بود. در همه‏ي ميدان‏ها، مانع‏هاي بزرگ را از سر راه پيامبر برطرف مي‏كرد. در ميدان‏هاي خطر، سينه سپر مي‏كرد و كارهاي سخت را به عهده مي‏گرفت. با فداكاري خود، امكان هجرت پيامبر را به مدينه فراهم كرد. بعد در دوران مدينه، فرمانده‏ي سپاه، فرمانده‏ي دسته‏هاي فعال، هوشمند، جوان‏مرد و بخشنده بود. در ميدان جنگ، سرباز شجاع و فرمانده‏ي پيشرو بود. در عرصه‏ي حكومت، يك فرد كارآمد بود. در زمينه‏ي مسايل اجتماعي هم يك جوان پيشرفته به تمام معني بود.(54)
پيامبراسلام‏صلي الله عليه وآله وسلم نيز با توجه به اين ويژگي جوانان، كارهايي را به آنان مي‏سپرد كه مي‏توان به موارد زير اشاره كرد:
الف - فرستادن مصعب بن عمير جوان به مدينه به عنوان نخستين نماينده‏ي رسمي خويش؛(55)
ب - برگزيدن عتاب بن اُسَيْد (21 ساله) براي فرمانداري مكه؛(56)
3 - گزينش اسامة بن زيد (18 ساله) براي فرماندهي سپاه اسلام در جنگ با امپراتوري روم.(57)
4 - نوجويي و نوآفريني‏
«تخيّل به تل ش ذهني گفته مي‏شود كه پديده‏هايي را در ذهن مي‏آفريند بي‏آن كه به طور مستقيم از داده‏هاي حسي بهره گيرد.»(58) قدرت تخيّل در جوانان در اوج قرار دارد و در پرتو اين نيرو، بسياري از دشواري‏ها حل مي‏شود. قدرت تخيل، توان نظريه‏پردازي را به جوان مي‏دهد و او مي‏تواند جنبه‏هاي گوناگون يك قضيه را بكاود و پي‏آمدهاي مثبت و منفي آن را بيان كند. جوان در پرتو تخيل، دنيايي زيبا را در آينده‏اي نزديك براي خود تصوير مي‏كند و خود را در دامن آن مي‏يابد. چنين وضعيتي، بسياري از دردهاي دروني جوان را كاهش مي‏دهد.
تخيل، خلاقيت را در ذهن جوان شكوفا مي‏كند. «اين حالت رواني، قوه‏ي تخيل را توسعه مي‏دهد و به ذهن جوانان، نيروي خلاقه مي‏بخشد؛ حسّ ابداع و ابتكار را در ضمير جوانان بيدار مي‏سازد و آنان را براي نوسازي و به دست آوردن كمال تازه‏تري، آماده مي‏كند».(59)
در دوران جواني كه رشد به درجه‏ي تكامل مي‏رسد، هوش نيز به درجه‏ي پاياني نيرومندي مي‏رسد. به همين دليل، جوان به يادگيري هرچيزي علاقه نشان مي‏دهد. روان‏شناسان درباره‏ي ويژگي‏هاي فرد باهوش گفته‏اند: «فرد باهوش داراي ويژگي‏هايي مانند: سرعت و سهولت در يادگيري، بازشناسي قوي، خلاقيّت و ابتكار، اظهار نظر از روي بينش، توانايي انتقاد از خود، اعتماد به خود و توجه به نيازهاي شخصي و اجتماعي در فعاليت‏هاي خويش است».(60)
5 - جويندگي و پرسش‏گري‏
جوان، دوران بلوغ را پشت سر گذرانده است، ولي پرسش‏هاي آن را هنوز همراه خود دارد. گفتني است اين پرسش‏ها تعديل شده، ولي هم‏چنان گسترده است. شناخت جنبه‏هاي مختلف شخصيتي، زندگي، سرنوشت، زندگي پس از مرگ و... نمونه‏اي از اين پرسش‏هاست. بي‏پاسخ ماندن اين پرسش‏ها، جوان را دچار پوچي و از خود بيگانگي مي‏كند. در ذهن او، شبهه‏ها و استفهام‏هايي پديد مي‏آيد كه مايل است به اين شبهه‏ها و پرسش‏ها پاسخ داده شود. در بسياري از موارد به او پاسخ به‏هنگام و دلنشين داده نمي‏شود. به همين دليل، جوان احساس خلأ و ابهام مي‏كند.(61)
جوان، در اين دوره بر آن است تا از عمق پديده‏ها آگاه شود و همه‏ي حوادث و رويدادها را بررسي و تجزيه كند. از اين‏رو، در برابر همه چيز حساس است. هرچند اين حساسيت در كشف بسياري از نايافته‏ها مؤثر است، ولي گاهي مايه‏ي آزار و دردسر ديگران مي‏شود. اين چراجويي دروني است كه نمي‏توان از پيدايش آن پيش‏گيري رد. پس بايسته است با بردباري با آن روبه‏رو شويم.
6 - حسّ روحاني و گرايش به سلوك مذهبي‏
براساس نظر روان‏شناسان، هم‏زمان با دگرگوني‏هاي دوران بلوغ و پيدايش تمايل‏هاي غريزي، احساس روحي جديد و تمايل شديدي در جوان پديد مي‏آيد كه او را به سوي مذهب و سلوك مي‏كشاند. اين ارتباط و دگرگوني به گونه‏اي است كه اين دوره را دوره‏ي ماوراءالطبيعه ناميده‏اند. اين احساس در دوره‏ي جواني به صورت تعديل شده وجود دارد. «با فرا رسيدن ايام بلوغ، احساسات مذهبي و تمايلات ديني در وجود نوجوانان بيدار مي‏شود و آنان را شيفته‏ي فراگرفتن آموزه‏هاي روحاني مي‏سازد. پس از دوره‏ي بلوغ، از شدت و تمايل اين خواهش فطري شديد و سوزان كاسته مي‏شود و رفته رفته خواهش ايمان و اخلاق به صورت يك تمايل عادي درمي‏آيد».(62)
پيامبر اكرم‏صلي الله عليه وآله وسلم نيز دعوت خود را بر همين اساس از جوانان آغاز كرد:
فَاجْتَمَعَت قُرَيشُ عَلي اَبيطالِب فَقالُوا يا اَباطالِب اِنَّ بنِ اخيكَ قَد سَبَّ الهَتَنا و اَفْسَدَ شَبابَنا و فَرَّقَ جَماعَتَنا.(63)
قريش گرد ابوطالب جمع شدند و گفتند: برادرزاده‏ات، خدايان ما را به بدي ياد كرده و با فاسد كردن جوانان ما، مايه‏ي اختلاف و پراكندگي ما شده است.
اولياي گرامي اسلام نيز با آگاهي از اين موضوع، با عرضه‏ي به‏هنگام احكام شريعت، به اين ميل پاسخ داده‏اند. امام صادق‏عليه السلام فرموده است:
مَن قَرأه القرانَ و هو شابٌ مؤمنٌ اختلط القرآنُ بلحمه وديه.(64)
كسي كه قرآن بخواند، اگر جوان با ايمان باشد، قرآن با گوشت و خونش آميخته مي‏شود و در همه‏ي بافت‏هاي بدنش اثر مي‏گذارد.
جوان، احساس تكليف، قوانين اخلاقي و مسؤوليت را به تدريج درك مي‏كند. او ديگر مانند دوره‏ي نوجواني، تنگ‏نظر نيست و افزون بر شناخت خود، به شناخت ديگران و جهان هستي نيز رغبت نشان مي‏دهد. در اين هنگام، عمل به وظيفه و مسؤوليت، جاي‏گزين خيال‏بافي و پندارهاي نوجواني مي‏شود. توانايي اراده‏ي جوان براي پذيرش مسؤوليت به گونه‏اي آشكار است كه امام باقرعليه السلام جواني را كه از اين توانايي بهره نبرد، سزاوار كيفر مي‏داند:
امام باقرعليه السلام مي‏فرمايد:
اُتيتُ بِشَبابٍّ مِن شَبابِ الشّيعَةِ لايَتَفَقَّهُ فِي الدّينِ لاَوْجَعْتُهُ.(65)
اگر يكي از جوانان شيعه را كه در دين تفقّه نمي‏كند (ع وم و احكام ديني را فرا نمي‏گيرد) نزد من بياورند، او را به وضع دردناكي، مجازات مي‏كنم.
باري، «جوان يا نوجواني كه در برابر هيچ‏كس، سر تسليم، فرو نمي‏آورد و بر همه‏ي قدرت‏ها عصيان مي‏كند، در درون متوجه ضعف‏ها و حقارت‏هاي خود است و عظمت، قدرت و بقا و دوام خود را در مذهب مي‏بيند».(66)
7 - توانايي جسماني‏
رشد جسماني، ساخته شدن ماهيچه‏ها و رشد نهايي استخوان‏ها، بازوان جوان را بسيار پرانرژي و ستبر مي‏كند.
حضرت علي‏عليه السلام در حديثي كه به بيان دوره‏هاي رشد انسان از كودكي تا پايان عمر پرداخته است، 24 سالگي را آخرين دوره‏ي رشد طول قد كودك مي‏داند كه به معناي پايان رشد استخوان‏هاي بدن است. ايشان مي‏فرمايد:
اِنَّ الغُلامَ اِنَّما يَثغَرُ في‏ سَبْعِ سِنينَ وَ يَحْتَلِمُ في‏ اَرْبَعَ عَشَرَةَ سَنَةً وَ يَسْتَكمِلُ طُولَهُ في اَرْبَعَ وَ عِشرينَ، وَ يَسْتَكْمِلُ عَقْلَهُ في‏ ثَمانٍ وَ عِشرينَ سَنَةً وَ ما كَانَ بَعدَ ذَلِكَ فَانَّما هُوَ بالتَّجارُبِ(67).
كودك در ده سالگي، دندان شيري مي‏اندازد. در چهارده سالگي محتلم مي‏شود. در بيست و چهار سالگي از قد كشيدن باز مي‏ايستد. در بيست و هشت سالگي، عقلش كامل مي‏شود واز آن پس هرچه افزوده شود، به كمك تجربه‏هاست.
در اين دوره، انرژي متمركزي در جوان وجود دارد و «احساس مي‏كند مي‏تواند با آن معجزه كند يا كوه را جابه‏جا كند».(68)
استقامت و تعادل در اين دوره جاي‏گزين بي‏صبري و ضعف دوره‏ي نوجواني مي‏شود و بدين‏گونه مي‏توان «استقامت» و «جهاد با نفس» را در او بارور كرد. در اين دوره، نيروي بدني به ويژه در پسران به سرعت افزايش مي‏يابد. چون آهنگ فوق‏العاده سريع رشد دوره‏ي نوجواني تا اندازه‏اي به تعادل گراييده است، خستگي‏پذيري جاي خود را به گونه‏اي استقامت مي‏دهد. استقامتي كه گاه صورت خودآزمايي و خويشتن‏داري پيدا مي‏كند. در اين حالت، جوان آماده است نيروي خود را بيازمايد و گاهي فرهنگ جامعه نيز آن را تأييد مي‏كند. خودآزمايي و سخت كوشي براي ترك لذت‏ها نيز در جوان ديده مي‏شود كه جنبه‏ي ديگري از نياز او به تعالي و آزمايش قدرت خويش و آگاهي از ميزان تسلط بر نفس است. شايسته است از اين ويژگي براي تقويت خويشتن‏داري بهره ببريم.
8 - پويايي ذهن‏
ذهن جوان به سرعت دگرگون مي‏شود. اين دگرگوني از نوجواني آغاز مي‏شود و در فراز و نشيب زندگي، چهره‏اي عقلاني به خود مي‏گيرد. مغز كه كانون خردگرايي است، رشد نهايي خود را تا 35 سالگي ادامه مي‏دهد. پختگي عقل در 28 سالگي - پايان دوره‏ي جواني - به كمال مي‏رسد. حضرت علي‏عليه السلام در حديثي كه به بيان دوره‏هاي تكامل و رشد انسان پرداخته، كمال رشد عقل را 28 سالگي دانسته است:
وَ يَستَكْمِلُ عَقْلُهُ في ثِمان و عِشْرينَ سَنةٍ.
عقل انسان در 28 سالگي كامل مي‏شود.
حضرت علي‏عليه السلام در حديثي ديگر، آغاز تكامل را 18 سالگي دانسته است:
لايَزالُ العَقلُ وَالحُمقُ يَتَغالَبانِ عَلَي الرَّجلُ اِلي‏ ثَمانِي عَشَرَ سَنَةً، فَاِذا بَلَغَها غَلَبَ عَلَيْهِ اَكْثَرهُما فيه.(69)
پيوسته عقل و حماقت در مزاج نوجوان تازه بالغ، در جنگ و ستيزند تا بحران تكليف را پشت سر بگذار و به 18 سالگي برسد. در آن هنگام هريك كه نيرومندتر باشد (عقل يا حماقت)، همان بر جوان چيره خواهد شد.
انديشه‏هاي جوان، صورت انتزاعي(70) دارند و او اهل انديشه است. اين موضوع، تفاوت اساسي شيوه‏ي انديشيدن نوجوان در اوايل بلوغ را با شيوه‏ي انديشيدن او در دوره‏ي جواني آشكار مي‏سازد. در دوره‏ي نوجواني، ارزش‏ها وقتي ادراك مي‏شوند كه در نمونه‏هاي انساني و قالب اشخاص مجسّم شوند، ولي تخيل نيرومند جوان كه از پشتيباني فكر انتزاعي برخوردار است، آدمي را از مرحله‏ي اعجاب و تحسين در برابر ارزشمندان به مرحله‏ي ادراك و تقويم ارزش‏ها مي‏رساند.(71)
به همين دليل، جوان هرگاه به دور از التهاب و هيجان باشد، مي‏تواند بهتر بيانديشد. انتزاعي بودن انديشه در پسران، فراگير و در دختران، به واقع‏گرايي نزديك‏تر است. به ديگر سخن، پسران بيشتر از دختران، اهل تحليل، بحث و اظهارنظر هستند.
توانايي حافظه نيز در اين دوره رشد مي‏كند؛ زيرا حافظه يك استعداد است و بدين گونه، جوان مي‏تواند مسايل را حفظ كند. اين توانايي در دختران بيشتر است. گفتني است: «پسران در مدركات قوي‏تر هستند. تكميل و رشد حافظه سبب مي‏شود جوان منطقي‏تر و متفكرتر باشد و آموخته‏ها را بهتر به كار بندد.(72)

ب) ويژگي‏هاي ناپسند دوران جواني‏

جديد)
بحران هويت از سال‏هاي نوجواني آغاز مي‏شود و بخشي از نخستين سال‏هاي جواني را نيز در برمي‏گيرد. فرد در نوجواني در دوره‏ي انتق ل به سر مي‏برد و اين ويژگي سبب مي‏شود وي در تشخيص جايگاه اجتماعي خود دچار ابهام شود. اين سرگرداني ممكن است فرد را از همه‏ي نقش‏هايي كه انتظار دارد برعهده بگيرد، دلزده كند. البته ويژگي مثبت آن نيز اين است كه جوان براي آزمودن شيوه‏هاي گوناگون زندگي به تكاپو مي‏افتد. همين تلاش، وي را وامي‏دارد تا پس از آزمايش الگوهاي رفتاري، بهترين ارزش و نگرش را برگزيند. كارشناسان، تلاش جوان براي آزمودن شيوه‏هاي گوناگون رفتاري را در اين دوره «كشف هويت» مي‏نامند.
جوان در انديشه‏ي كشف هويت است و داراي روحيه‏ي تشخص‏طلبي. هنوز دچار تزلزل شخصيت است و استحكام آن را در پايان اين دوره بايد منتظر باشيم. گاهي داراي احساس غلو است و زماني دچار احساس حقارت. اين دوره، دوره‏ي تكوين اعتماد به نفس است. بزرگ‏منش است و كرامت‏خواه. در خط وحدت‏يافتگي، روان است و در جهت دست‏يابي به ثبات، مي‏خواهد قاطعيت داشته باشد، ولي در آن كمتر موفق است. در برابر جاذبه‏ها هنوز ضعيف است و قدرت مقاومت و ايستادگي در برابر زرق و برق را ندارد».(74)
مقام معظم رهبري نيز در اين باره چنين فرموده است:
جوان در حال تكوين هويت جديد خود است. مايل است شخصيت جديد او به رسميت شناخته شود.(75)
واژه‏ي خود را بيشتر مترادف هويت به كار مي‏رود. قرآن كريم، «خسران خود» و «فراموشي خود» را اين‏گونه بيان مي‏دارد:(76)
قَد خَسِرُوا اَنْفُسَهُم وَ ضَلَّ عَنْهُم ما كانُوا يَفْتَرُونَ.(77)
همانا خود را باخته‏اند و معبودهاي دروغين از دست‏شان رفته است.
يا:
نَسُواْ اللّهَ فَأَنَسئهُمْ اَنْفُسَهُم.(78)
از خدا غافل شدند و خدا را از ياد بردند. پس خدا خودشان را از خودشان فراموشاند و خودشان را از خودشان غافل ساخت.
حضرت علي‏عليه السلام در سخني گهربار، گم شده‏ي حقيقي را خود انسان معرفي مي‏كند:
عَجِبتُ لِمَن يَنْشُدُ ضالَّتَهُ وَ قَد اَضَلَّ نَفْسَهُ فَلايَطْلُبُها.(79)
در شگفتم از كسي كه در جست و جوي گم‏شده‏اش برمي‏آيد، حال آن كه «خود» را گم كرده و در جست‏وجوي آن نيست.
ايشان در جاي ديگر، راه برخورداري از رحمت الهي را در شناخت «خود» مي‏داند:
رَحِمَ اللّه عَلِم من اين و في اين و الي اين.(80)
خدا رحمت كند كسي را كه مي‏داند از كجا آمده است، در كجا هست و به كجا مي‏رود.
گذشتن از اين دوره‏ي ب راني و دسترسي به هويت راستين، احساسي عميق، ارزشمند و اعتمادآفرين را در فرد پديد مي‏آورد كه حتي در تنهايي نيز ديگر احساس تنهايي و بي‏كسي نمي‏كند.
2 - تسليم شدن در برابر خواسته‏ها و نيازها
به طور كلي، واژه‏ي جوان، يادآور زندگي پيچيده و پر از خواهش و چشم‏داشت است كه تلاش و كوشش در عرصه‏هاي گوناگون زندگي را به همراه دارد. در اين دوره، خواهش‏هاي گوناگون از نهاد جوان سر بر مي‏آورد كه به كارگيري درست آن‏ها، جنبش و سلامتي جسم و روان را به همراه دارد. با اين حال، گاهي آدمي براي برآوردن اين خواسته‏ها به دست‏اندازي به حقوق ديگران و استبداد كشيده مي‏شود و گاهي نيز به چاپلوسي و پستي تن در مي‏دهد.
غريزه‏هايي هم‏چون غريزه‏ي تهاجم و تخريب، شرآفريني، آزاررساني، مال دوستي و شهرت‏طلبي مي‏توانند جوان را از جاده‏ي اخلاق و انسانيت منحرف كنند. با فراهم بودن زمينه براي جولان دادن اين غريزه‏ها، مقاومت جوان در هم مي‏شكند و به راهي كه شايسته‏ي او نيست، رهنمون خواهد شد. در اين وضعيت تنها ايمان فرد يا ترس جوان از قانون مي‏تواند او را به راه بياورد.
غريزه‏ي جنسي نيرومندترين غريزه‏ي دوران جواني است كه اگر به درستي و در راه فطري آن به كار نرود، به كشنده‏ترين غريزه تبديل خواهد شد. فشار غريزه‏ي جنسي، عفت را كه به طور طبيعي در شمار فضايل اخلاقي است، بي‏ارزش جلوه مي‏دهد و حجاب و حيا را از ميان مي‏برد. نگاه‏هاي شهوت‏آلود جوان، آتش غريزه‏ي جنسي را شعله‏ورتر مي‏كند و تماشاي فيلم‏ها و عكس‏هاي مستهجن، جوان را به بي‏قيدي، هرزگي و ناپاكي مي‏كشاند. در اين بحث بر آن سيستم كه به راه مبارزه با اين غريزه‏ها بپردازيم، ولي به طور گذرا ديدگاه اسلام را در اين باره مي‏آوريم.
مرحوم فلسفي درباره‏ي ناتواني آدمي در برابر غريزه‏ي جنسي مي‏گويد:
اگرچه براي محدود كردن تمايلات نفساني و جلوگيري از اعمال تهاجمي غرايز، عوامل ديگري مانند نظارت، قوانين كيفري و... وجود دارد، ولي در دنياي متمدن كنوني، عقل، علم و تربيت، سه عامل بزرگ براي رام كردن غرايز شناخته شده و مربيان بر آن تكيه مي‏كنند.(81)
ايشان به اين پرسش كه: چرا با وجود اين سه عامل بازدارنده، انسان در برابر هيجان شهواني و خواهش‏هاي غريزي تسليم مي‏شود؟ چنين پاسخ مي‏دهد:
بزرگ‏ترين نيرويي كه مردم را در كارهاي پسنديده و ناپسند به جنبش وا مي دارد، نيروي احساس است. تمايلات غريزي و خواهش‏ها نيز از گروه احساسات بسيار قوي هستند و براي غلبه بر آن‏ها بايد از عاطفه و احساسي قوي‏تر استفاده كرد.(82)
اسلام در صورت فراهم نبودن زمينه‏ي ازدواج، تنها راه چيرگي بر غريزه‏ي جنسي را پناه بردن به مذهب، عشق به خداي بزرگ، محبت به پيامبراكرم‏صلي الله عليه وآله وسلم، ائمه‏ي معصومين و اولياي الهي و دشمن داشتن دشمنان خدا و ايشان مي‏داند.
3 - حس گرايي به جاي خردگرايي‏
آن‏چه از انسان در جنبه‏ي روحي و معنوي به صورت كردار يا گفتار پديدار مي‏شود، از دو قوه‏ي احساس يا عقل برمي‏خيزد. رشد اين دو قوه در دوره‏هاي گوناگون زندگي، متفاوت است. هنگام بلوغ، اين دو قوه همراه با رشد جسماني، رشد مي‏كنند، ولي سرعت رشد احساسات از سرعت رشد عقل بسيار بيشتر است.
مغز آدمي، مركز انديشه است. بررسي سير رشدِ مغز نشان داده است كه در سه سال نخست زندگي، رشد مغز انسان به 85 درصد مي‏رسد و 15 درصد باقي‏مانده تا حدود 35 سالگي كامل مي‏شود. افزون بر اين، آهنگ رشد فكري پس از بلوغ تا دوران كمال عقل، نامحسوس است و تقريباً يك خط افقي را شكل مي‏دهد.(83)
در بخش‏هاي پيشين، دوره‏هاي سني كمال عقل را در آيينه‏ي سخن اميرالمؤمنين علي‏عليه السلام ديديم. بايد دانست نابساماني در رشد فكري ممكن است به جايي برسد كه از آن به جنون جواني ياد مي‏شود. بخشي از اين بيماري و اختلال‏هاي فكري، همگاني است، ولي بخشي ديگر غيرطبيعي است. جنون و مستي جواني در سخنان پيامبر اكرم‏صلي الله عليه وآله وسلم اين گونه آمده است:
الشَّبابُ شُعَبهٌ مِنَ الجُنُونِ.(84)
جواني، شاخه‏اي از جنون و ديوانگي است.
علي‏عليه السلام نيز فرموده است:
يَنْبَغي لِلْعاقِلِ اَنْ يَحْتَرِسَ مِن سُكْرِ المالِ و سُكرِ القُدرَةِ وَ سُكْرِ العِلْمِ وَ سُكْرِ المَدْحِ و سُكْرِ الشَّبابِ؛ فَاِنَّ لِكُلِّ ذلِكَ رِياحَ خَبيثَةٌ تَسْلُبُ الْعَقْلَ وَ تَستَخِفُ الوَقارِ.(85)
شايسته است انسان خردمند، خود را از مستي ثروت، قدرت، دانش، چاپلوسي و جواني، در امان نگاه دارد؛ زيرا هريك از اين‏ها، بادهاي مسموم و پليدي دارند كه خرد را نابود مي‏كند و آدمي را خفيف و بي‏شخصيت مي‏سازد.
به طور كلي، انديشه در دوره‏ي جواني، در سيطره‏ي احساسات آتشين قرار دارد و جوانان نيز كمتر زير بار رهنمودهاي عقل مي‏ر ند. علي‏عليه السلام به دليل ناتواني جوانان در درست به كار بستن قوه‏ي خرد، جوانان را هنگام خطا كردن، معذور مي‏داند.
علي‏عليه السلام فرموده است:
جَهْلُ الشَبابِ مَعذُورٌ و عِلْمُهُ مَحْصوُرٌ.(86)
عذر ناداني جوان پذيرفته است و دانش او محدود و محصور است.
به همين دليل گفته‏اند كه جوانان كم تجربه بايد از گنجينه‏ي تجربه و خرد پيران، مدد گيرند و توانايي جسماني خود را هدر ندهند.
امام علي‏عليه السلام در جايي ديگر فرموده است:
رأْي الشَّيخِ اَحَبُّ اِلَي مِنْ جَلَدِ الغُلام.(87)
انديشه‏ي پيرمرد نزد من از قوت جوان، محبوب‏تر است.
نگاهي گذرا به احكام شارع مقدس نشان مي‏دهد كه شرع با آگاهي از اين مسأله، در امور حساس اجتماعي، شرط رسيدن به بلوغ جنسي را كافي ندانسته و بلوغ عقلي را با تعبير «انس رشد» بر آن افزوده است.
از ابن سنان روايت شده است كه به امام صادق‏عليه السلام عرض كرد: چه هنگام اموال نوجوان در اختيارش گذاشته مي‏شود؟ امام در پاسخ فرمود:
اِذا بَلَغَ و اونسَ مِنهُ رُشْدٌ وَ لَمْ يَكُنْ سَفيهاً اَو ضَعيفاً.(88)
هنگامي كه بالغ شود و رشد عقلي او آشكار شود و سفيه يا كم خرد نباشد.
بايد دانست مشكل نارسايي عقل جوان حتي با رسيدن او به سن رشد عقلي نيز حل نمي‏شود. البته اين رشد براي تصرف وي در اموال‏اش كافي است. زماني مي‏توان از خطر ضعف عقل در امان بود كه جوان به رشد نهايي و شكوفايي كامل عقلي دست يابد كه اين درجه نيز دير به دست مي‏آيد.
سطحي‏نگري كه پي آمد رشد نيافتن عقل است، جوان را در بيشتر امور زندگي اعم از ذهني و رفتاري به گونه‏اي شتاب ناخواسته وا مي‏دارد. او درنگ، انديشه، بردباري و هرآن‏چه را از سرعت او بكاهد، بر نمي‏تابد. به همين‏دليل، عبارت‏هايي مانند «نمي‏شود»، «نبايد» و «سخت است» در نظر او، مفاهيمي ناپذيرفتني جلوه مي‏كند. بديهي است سرعت در كارها تا آن‏جا كه مايه‏ي نشاط، چابكي و ابتكار باشد، سودمند است و پسنديده، ولي چون از اندازه بگذرد، خطرناك خواهد بود. معمولاً شتاب‏زدگي در كارها جز در جايي كه عواملي هم‏چون: ايمان، بصيرت، تدبير و مشاوره با آن همگام هستند، به انحراف خواهد انجاميد.


دوره‏هاي رشد و تكامل ديني در جوانان(89)

بيشتر ويژگي‏هاي انديش ‏ي ديني در مخاطبان جوانِ رسانه، راه را براي گزينش روش‏هاي مناسب آموزش ديني هموار خواهد كرد. چون جامعه‏ي علمي كشور ما كمتر به اين موضوع پرداخته است، ناچاريم به منابع ديگر رجوع كنيم. مفاهيم اسلامي ويژگي‏هاي جامعه‏ي ما با ديگر اديان و جامعه‏ها تفاوت دارد، ولي بسياري از نتايج به دست آمده از پژوهش‏هاي ديگران را مي‏توان براي آموزش ديني جوانان و نوجوانان به كار بست. بسياري از ويژگي‏هاي انديشه‏ي ديني به ويژه دوره‏ي كودكي از ويژگي‏هاي فطري و رواني اثر مي‏پذيرد كه در همه‏ي انسان‏ها مشترك است. افزون بر آن، بسياري از مفاهيم كلي ديني كه در اين پژوهش‏ها بررسي شده‏اند، در همه‏ي اديان الهي مشترك‏اند و كم و بيش همه‏ي جوانان، نوجوانان و كودكان با آن آشنايي دارند.
در اين نوشتار، از ميان انديشه‏هاي نظريه‏پردازاني هم‏چون: پياژه،(90) هارمز(91) و گلدمن،(92) پژوهش‏هاي نظريه‏پرداز اخير را برگزيده‏ايم. اگرچه گستره‏ي پژوهش‏هاي گلدمن در امور كودكان و نوجوان است، ولي نتيجه‏ي آن با بحث ما هم آهنگي دارد.
نظريه‏ي گلدمن‏
گلدمن براساس اصطلاحات موجود در نظريه‏ي پياژه، روند انديشه‏ي ديني را به سه دوره تقسيم كرده‏است:
دوره‏ي اول: انديشه‏ي پيش عملياتي شهودي (تا 7 - 8 سالگي) كه آن را «انديشه‏ي مذهبي شهودي» ناميده است.
دوره‏ي دوم: انديشه‏ي عملياتي عيني (7 و 8 - 13 و 14 سالگي) كه آن را «انديشه‏ي مذهبي عيني» ناميده است.
دوره‏ي سوم: انديشه‏ي عملياتي صوري (13 و 14 سالگي به بعد) كه آن را «انديشه‏ي مذهبي انتزاعي» ناميده است.
گلدمن براي شناساندن اين دوره‏ها، پس از تعريف داستان‏هاي ديني براي كودكان، پرسش‏هايي را آورده است. از جمله‏ي اين داستان‏ها مي‏توان به چگونگي نزول وحي بر حضرت موسي‏عليه السلام در وادي مقدس طوي، آتش گرفتن بوته‏ي درخت و شكافته شدن رود نيل اشاره كرد. اينك از ميان دوره‏هاي ياد شده، به دوره‏ي سوم مي‏پردازيم:
دوره‏ي انديشه‏ي مذهبي انتزاعي (13 سالگي به بعد)
اين دوره را دوره‏ي «انديشه‏ي مذهبي شخصي» و اين سنين را «سنين عقلي» گفته‏اند. اين مرحله، آخرين دوره‏اي است كه انديشه در آن به صورت فرضيه‏اي و قياسي و بدون حضور عناصر عيني صورت مي‏گيرد. در اين حالت، فرآيند انديشه به صورت نمادين و انتزاعي انجام مي‏شود و تلاش‏هايي صورت مي‏گيرد تا فرضيه‏ها بيرون از حوزه‏ي ت ربه‏ها، وضع و با استفاده از دليل، پذيرفته يا ردّ شوند. نوجوان مي‏تواند با يك فرضيه آغاز كند و به واقعيت‏هايي برگردد كه حوزه‏ي انديشه‏ي او را بسيار گسترش مي‏دهد.
در اين دوره، ميان نوجوان تازه وارد و افراد بالغ‏تر كه سال‏هاست به اين شيوه‏ي انديشيدن خو كرده‏اند، تفاوت‏هاي آشكاري وجود دارد. با وجود اين، آنان از همان ويژگي رهايي از محدوديت‏هاي عيني، برخوردار خواهند بود. در نتيجه، در پاسخ به اين پرسش كه: «چرا موسي ترسيد به خدا بنگرد؟»، دليل عمومي مطرح شده آن بود كه موسي در احساس گناه با مردم شريك است. بنابراين، از نگاه كردن به خدا شرم دارد؛ يعني «خدا مقدس است و دنيا گناهكار».
در واقعه‏ي شكافته شدن دريا نيز پرسش‏شوندگان ميان توضيح درباره‏ي امور طبيعي و فوق طبيعي - و گاه تركيبي از اين دو - تقسيم‏بندي انجام داده‏اند. اينك براي نمونه، فوق طبيعي بودن شكافتن دريا بدين گونه مطرح شد: «راهي از كف دريا بالا آمد و در مسير موسي قرار گرفت، خدا اين كار را انجام داد.» سپس پرسيده شد! چگونه؟ مخاطب پاسخ داد: «اگر خدا خالق همه چيز است، پس مي‏تواند آن گونه كه مي‏خواهد آن‏ها را خلق كند».
بايد دانست تفاوت‏هاي فردي نيز بر شيوه‏ي انديشه‏ي ديني اثر مي‏گذارد. تفاوت در «سرعت دريافت» به ويژگي‏هاي فردي و تجربه‏ي مذهبي مانند: ارتباط نزديك با مكان‏هاي مذهبي، برپايي مراسم عبادي، خواندن كتاب‏هاي ديني و عادت‏هاي مذهبي پدر و مادر مربوط است.
براساس يافته‏هاي گلدمن، انديشه‏ي ديني، همان گونه‏ها و روش‏هايي را به كار مي‏گيرد كه در ديگر زمينه‏هاي انديشه به كار مي‏رود. اين مسأله، ارتباط نزديك انديشه‏ي منطقي و ديني را تأييد مي‏كند. چون در رشد ديني كودك، ميان عقل و احساس و علم و ايمان گونه‏اي به هم پيوستگي وجود دارد، او تنها متناسب با روند انديشه‏ي عملياتي خود مي‏تواند نگرش الهي خويش را نسبت به جهان شكل دهد.
به يقين، دغدغه‏هاي ديني و اسلامي جامعه، ما را در سامان‏دهي برنامه‏هاي خويش براساس يافته‏هاي كارشناسان ديگر جامعه‏ها به ويژه غيرمسلمانان، تا اندازه‏اي محتاط مي‏كند. به همين دليل، نظريه‏ي گلدمن نيز بايد از بوته‏ي آزمايش ديني ما بگذرد. يكي از پژوهش‏گران ايراني در پژوهش خود به نام «درك كودكان دبستاني از مفاهيم ديني» كه براساس همان برداشت‏هاي ابداعي گلدمن انجام گرفته است، مطرح مي‏كند كه «كود ان ايراني همان مراحل را در سير انديشه‏ي مذهبي مي‏پيمايند كه گلدمن در انديشه‏ي ديني به دست آورده است».(93)

دسته‏بندي جوانان از نظر گرايش و پاي‏بندي به ارزش‏هاي ديني‏

م رابطه با مخاطب است. رسانه براي ايجاد رابطه‏اي دوسويه با مخاطبان خويش بايد بداند دانسته‏هاي ديني، و پندارهاي مذهبي آنان چگونه است؟ آيا آن چه از آنان توقع دارد، منطقي است؟
رفتارهاي ناپسندي كه از نوع انسان به ويژه جوان سر مي‏زند، از دو حال بيرون نيست؛ يا از روي ناآگاهي و كمبود اطلاعات بوده يا نداشتن تعهد، او را به سرپيچي از دانسته‏هايش وادار ساخته است. به ديگر سخن، هنگامي كه انسان به كاري يا عقيده‏اي، گرايش پيدا مي‏كند، مي‏خواهد به آن پاي‏بند باشد. بنابراين، اگر عقيده‏اش او را از كاري بازداشت، آن را ترك مي‏كند و اگر او را به انجام كاري فرا خواند، در انجام آن مي‏كوشد. بدين گونه، براي انجام دادن كاري يا ترك آن، نخست بايد انگيزه و گرايش به آن را پديد آورد و سپس پاي‏بندي به آن را آفريد.
پيش‏تر به دلايل گرايش نداشتن جوانان به آموزه‏هاي ديني پرداختيم. اينك به تقسيم‏بندي جوانان از نظر گرايش و پاي‏بندي به مفاهيم ديني در وضعيت كنوني كشور مي‏پردازيم. آن‏گاه با بررسي يك پژوهش انجام شده درخواهيم يافت كه از ميان موانعي هم‏چون: تهاجم فرهنگي، مشكلات اقتصادي و...، «فقدان آموزش‏هاي مناسب» و «نگرش نادرست بعضي از جوانان به دين» مهم‏ترين عوامل دوري جوانان از دين به شمار مي‏آيند.
دسته‏ي اول، جوانان گرايش يافته به دين و ارزش‏ها هستند كه خود در دو دسته قرار مي‏گيرند:
1 - گروهي كه پس از گرايش به دين و ارزش‏ها، به اجراي آموزه‏هاي دين و اصول ارزشي، پاي‏بند هستند.
2 - گروهي كه پس از گرايش به دين و ارزش‏ها، به اجراي آموزه‏هاي دين و ارزش‏ها، پاي‏بند نيستند.
دسته‏ي دوم، جوانان گرايش نيافته به دين و ارزش‏ها هستند كه خود به سه دسته تقسيم مي‏شوند:
1 - گروهي از جوانان كه به دليل ناآگاهي يا در دسترس نبودن منابع و مراكز تبليغي، تاكنون با دين و مفاهيم آن آشنا نشده‏اند.
2 - گروهي كه به دليل بي‏توجهي به دين و ارزش‏ها يا تأثيرپذيري از تهاجم فرهنگي بيگانه، هنوز براي آشنايي با مفاهيم ديني و ا زشي، گام پيش ننهاده‏اند.
3 - گروهي از جوانان كه در شمار دشمنان و مخالفان دين، انقلاب، نظام مقدس اسلامي و ارزش‏هايند و با آن مبارزه مي‏كنند.

پژوهش آماري‏

تا 30 ساله‏ي تهراني انجام شده است، نتيجه‏ي زير به دست آمد:(95)
بررسي تصور پاسخ‏گويان درباره‏ي افراد مذهبي نشان مي‏دهد كه در بيشتر پاسخ‏هاي عنوان شده، موضع‏گيري خاصي وجود ندارد كه ذهنيت يا گرايش پاسخ‏گو را به طور مستقيم نسبت به افراد مذهبي نشان دهد. پاسخ‏گويان، فرد مذهبي را با ويژگي‏هايي هم‏چون «مؤمن و با خدا، اهل روزه و انجام واجبات، معتقد به دين، مسلمان و شيعه» معرفي كرده‏اند.
از اين پاسخ‏ها مي‏توان نتيجه گرفت كه نگرش پاسخ‏گويان نسبت به مذهب و باورهاي مذهبي لزوماً مجموعه‏ي همگني را تشكيل نمي‏دهد. در برخي جنبه‏ها، گرايش‏ها مثبت يا نسبتاً مثبت و در برخي زمينه‏ها، جهت مخالف دارد. اين ناهمگني را مي‏توان به دليل نوع برداشت و شناخت آنان از دين و مذهب دانست.
هم‏چنين براساس اين پژوهش، بيشتر پاسخ‏گويان، يادگيري آموزش‏هاي مذهبي را براي زندگي خود، كارآ و سودمند دانسته‏اند. بنابراين، ريشه‏ي اين تفاوت‏ها را بايد در نوع آموزش، فرآيند فرهنگ‏پذيري جوانان در زمينه‏ي مسايل ديني، شرايط سني، شيوه‏ي آموزش، ارايه‏ي اطلاعات درست، شرايط زماني و... جست‏وجو كرد.
6 - بسيار زياد
5 - زياد
4 - متوسط
3 - كم‏
2 - بسيار كم‏
1 - هرگز

نمودار شماره (1) ميزان شركت پاسخ‏گويان در مراسم و مجالس مذهبي گوناگون براساس نمره‏ي ميانگين رتبه‏اي(96)
01/5
19/4
7/3
24/3 36/3
9/2
3/2
نماز جمعه نماز جماعت روضه‏خواني‏ها هيأت‏هاي مذهبي دوره‏اي مجلس دعا و نيايش زيارت قبور امامان يا امام‏زاده‏ها مراسم عزاداري امام حسين(ع) در ماه محرم‏
اين پژوهش، ميان رفتار علمي پاسخ‏گويان با باورها، پندارها و رايش‏هاي مذهبي آنان، ارتباطي معنادار را نشان مي‏دهد. البته شدّت پاي‏بندي پاسخ‏گويان دقيقاً با شدت باورها يا سليقه‏هاي مذهبي آنان هم‏آهنگ نيست. اين امر به‏ويژه درباره‏ي ميزان شركت در مجالس و مراسم مذهبي گوناگون، بيشتر به چشم مي‏خورد. در اين حالت، شركت در برخي مراسم‏ها و مجالس بسيار پايين است.
مقايسه‏ي نتايج به‏دست‏آمده براساس مشخصات فردي نشان مي‏دهد كه گروه سني 25 - 30 ساله، باورهاي مذهبي‏تري نسبت به سنين پايين‏تر دارند. هم‏چنين زنان بيشتر از مردان و صاحبان تحصيلات ابتدايي و راهنمايي بيش‏تر از سطح‏هاي تحصيلي بالاتر مي‏خواستند به عنوان فردي مذهبي شناخته شوند. در زمينه‏ي گرايش‏ها، تفاوت‏هاي چنداني ميان گروه‏هاي پاسخ‏گو ديده نمي‏شود. شركت در مجالس و مراسم مذهبي، برخي تفاوت‏ها را نشان مي‏دهد. ميزان شركت مردان و صاحبان تحصيلات دبيرستان و ديپلم در مراسم عزاداري امام حسين‏عليه السلام در ماه محرم بيشتر از ديگران است. در مقابل، زنان افراد متأهل داراي تحصيلات راهنمايي و پايين‏تر بيشتر در روضه‏خواني‏ها شركت مي‏كنند. صاحبان تحصيلات ابتدايي و راهنمايي، بيشترين ميزان شركت هيأت‏هاي مذهبي دوره‏اي را داشتند. درباره‏ي نماز جمعه، كمترين ميزانِ شركت، به پاسخ‏گويان 15 - 19 ساله مربوط است. (نمودار 1)