|
پاك كننده ها
(مسأ له 116) يازده
چيز, نجاست را پاك ميكند: آب , زمين ,
آفتاب , استحاله , تبخير, انتقال , اسلام , تبعيت , ازاله , قرنطينه , انقلاب .
آب
(مسأ له 117)
آب با پنج شرط, چيز نجس را پاك ميكند: 1. حقيقتا به آن آب گفته شود. پس آب مضاف چيز نجس را پاك نميكند.
2. پاك باشد.
3. در موقع شستن , مضاف
نشود. بلكه بنابر احتياط بايد بو يا رنگ يا طعم آب در اثر نجاست تغيير
نكند
و اگر موقع فشار دادن , آب مضاف از آن بريزد بنابراحتياط پاك نميشود.
4. بعد از آبكشى , عين نجس در آن نباشد.
5. مانعى از
رسيدن آب به چيز نجس وجود نداشته باشد. بنابر اين اول بايدچربى ظرف چرب را
برطرف كرد و بعد آنرا آب كشيد.
(مسأ له 118) ظرف
نجس را با آب قليل , سه مرتبه بايد شست بلكه در كر و جارى نيز بنابر احتياط
سه مرتبه شستن لازم است .
(مسأ له 119) ظرفى
كه سگ ليسيده يا از آن ظرف آب يا چيز روان ديگر خورده ,و يا آب دهان
سگ در آن ريخته
است , بايد اول با خاك پاك خاكمال كرد, بعدبنابر احتياط با كمى مخلوط آب
و خاك آن را ساييد, آنگاه بنابر احتياط سه مرتبه با آب شست .
(مسأ له 120) اگر
دهانه ظرفى كه سگ دهن زده , تنگ باشد و نشود آن راخاكمال كرد, چنانچه
ممكن است بايد
پارچه اى به چوب بپيچند و توسط آن خاك را به آن ظرف بمالند و يا خاك در آن
ريخته و به شدت تكان دهند, درغير اين صورت پاك شدن ظرف اشكال دارد.
(مسأ له 121) ظرفى
را كه خوك , بليسد يا از آن چيز روانى بخورد يا در آن موش صحرائيبميرد
(1), بايد هفت مرتبه
با آب قليل شست . بلكه در آب كر يا جارى نيز بنابر احتياط بايد هفت مرتبه
شست و خاكمالى لازم نيست .
(مسأ له 122)
اگر بخواهند ظرفى را كه به شراب نجس شده است پاك شود, بايدسه مرتبه با آب
قليل , بشويند و بهتر
است هفت مرتبه بشويند و در آب كر وجارى نيز بنابر احتياط سه مرتبه آب
بكشند.
(مسأ له 123) ظرف نجس
را با آب قليل , دو جور ميتوان آب كشيد. يكى آنكه سه مرتبه پر كنند
و خالى كنند, ديگر
آن كه سه دفعه قدرى آب در آن بريزند و درهر دفعه آب را طورى در آن
بگردانند كه به جاهاى نجس آن برسد و بيرون بريزند.
(مسأ له 124)
در غير ظروف اگر بعد از برطرف كردن عين نجاست از چيز نجس ,آنرا يك مرتبه
در آب كر يا جارى فرو
ببرند, يا زير شير آب بگيرند, پاك ميشود و بنابر احتياط در فرش و لباس
و مانند آن
لازم است با فشار دادن يا تكان دادن , آب داخل آن خارج شود. ولى بدن و فرش و
لباس اگر آلوده
به ادرار باشد, در آب كر و جارى نيز بنابر احتياط دو مرتبه بايد شسته شود.
(مسأ له 125) ماشينهاى
لباسشويى در صورتى كه يقين پيدا شود كه آب لوله كشى شهر به لباسها
متصل و بر
همه آنها مسلط شده , پاك كننده است , گرچه غساله آن به تدريج خارج شود.
ولى شستن لباس با
ماشينهايى كه تماس آب با تمام لباس به تدريج و با قطع و وصل و دوران
انجام ميشود,
حكم شستن با آب قليل را دارد و بايد حداقل دو مرتبه شسته شود و غساله آن
خارج گردد.
(مسأ له 126) اگر لباسى
را در آب كر يا جارى بشويند و بعد مثلا خرده گل يالجن يا نان خشكيده
در آن ببينند,
چنانچه احتمال ندهند كه از رسيدن آب جلوگيرى كرده باشد, آن لباس پاك است
ولى
اگر آب نجس به باطن آنهارسيده باشد, ظاهر آنها پاك و باطن آنها نجس است .
(مسأ له 127)
اگر بعد از شستن لباس , خرده صابون يا ذرات پودر لباسشوئى درآن ببيند, در
صورتى كه بداند كه با آب شسته شده است , پاك است .
(مسأ له 128) اگر ظاهر گندم
و برنج و صابون و گوشت و دنبه و مانند اينها نجس شود, با فرو بردن
در آب كر و جارى پاك
ميشود و اگر بخواهند با آب قليل آب بكشند, چنانچه آنها را در ظرفى
بگذارند و سه مرتبه آب
روى آن بريزند وخالى كنند, پاك ميشود ولى اگر باطن آنها نجس شود,
بنابر احتياط پاك نميشود
(مسأ له 129) اگر انسان
شك كند كه نجاست به باطن صابون و مانند آن نفوذكرده است , باطن
آنها پاك است .
(مسأ له 130) هر چيز
نجس تا عين نجاست را از آن برطرف نكنند, پاك نميشود, ولى اگر بو يا
رنگ نجاست در آن مانده باشد اشكال ندارد.
(مسأ له 131) اگر
نجاست بدن را در آب كر يا جارى برطرف كنند بدن پاك ميشود و بيرون آمدن
و دوباره در آب رفتن لازم
نيست مگر آنكه آبى كه از اوميريزد بو يا رنگ يا طعم نجاست داشته
باشد. و اگر به ادرار نجس شده باشدبنابر احتياط بايد دوبار آب بكشند.
(مسأ له 132) غذاى
نجسى كه لاى دندانها مانده اگر آب در دهان بگردانند, و به تمام آن برسد,
با رعايت ساير شرائط پاك ميشود.
(مسأ له 133) اگر
موى سر و صورت زياد باشد و با آب قليل آب بكشند, بنابراحتياط بايد فشار
دهند تا آب باقيمانده در آن خارج شود.
(مسأ له 134) اگر جايى
از بدن يا لباس را با آب قليل آب بكشند, اطراف آن جاكه معمولا موقع آب
كشيدن , نجس ميشود,
با پاك شدن آن محل , پاك ميشودبه شرط آنكه آبى كه براى پاك شدن
ميريزند به اطراف نيز برسد.
(مسأ له 135)
اگر چيزى را آب بكشد و مطمئن شود كه پاك شده است , بعد شك كند كه عين
نجاست
را از آن بر طرف كرده يا نه , بنابر احتياط بايد دوباره آن را آب كشيد.
(مسأ له 136) زمينى
كه آب روى آن جارى نميشود اگر نجس شود بنابر احتياطبا آب قليل پاك
نميشود. ولى زمينى
كه روى آن شن يا ريگ باشد چون آبى كه روى آن ميريزند از آن جدا شده
و در شن و ريگ فرو ميرود
پاك ميشود, امازير ريگها بنابر احتياط نجس ميماند. و زمين آسفالت
يا سنگ فرش كه آب درآن
فرو نميرود, اگر نجس شود با آب قليل پاك ميشود, ولى بايد به قدرى
آب روى آن بريزند كه
جارى شود و بعد با وسيله اى آن آب را جمع كنند و گرنه جائى كه آب در
آن جمع ميشود بنابر احتياط نجس ميماند.
(مسأ له 137) اگر ظاهر
چيزهايى از قبيل ميز و صندلى نجس شود, با آب قليل هم پاك ميشود.
همچنين اگر ظاهر سنگ
نمك نجس شود با آب قليل ميتوان آن را آب كشيد مگر آنكه غساله آن
مضاف شود.
زمين
(مسأ له 138) زمين با سه شرط, كف پا و ته كفش
را كه در اثر راه رفتن نجس شده است , پاك ميكند:
1.پاك باشد. 2.
خشك باشد. 3. اگر عين نجس يا متنجس در كف پا و ته كفش باشد بنابر احتياط
بايد با راه رفتن يا ماليدن پا به زمين برطرف شود. بنابراين :
اولا با راه رفتن
روى فرش و حصير و سبزه و زمينى كه آسفالت شده يا با چوب فرش شده است ,
كف پا يا ته كفش پاك نميشود(2).
ثانيا
اگر با غير راه رفتن , نجس شده باشد, بنابر احتياط با راه رفتن پاك نميشود.
ثالثا مقدارى از اطراف
كف پا و ته كفش كه معمولا با راه رفتن بر روى نجس آلوده ميشود, در
صورتيكه زمين يا خاك به
آن مقدار برسد, پاك ميشود و الابنابر احتياط با راه رفتن پاك نميشود.
رابعا داخل كفش نيز با راه رفتن پاك نميشود.
خامسا كف جوراب , ته عصا,
ته پاى مصنوعى , نعل چارپايان , چرخ وسائل نقليه ,كف دست و زانوى
كسيكه با دست و زانو راه ميرود, بنابر احتياط با راه رفتن پاك نميشود.
(مسأ له 139) براى پاك
شدن كف پا و ته كفش بهتر است پانزده ذراع (تقريباپانزده گام معمولى )
يا بيشتر راه بروند اگر
چه به كمتر از اين مقدار هم پاك ميشود. (يك ذراع تقريبا نيم متر است . )
(مسأ له 141) لازم
نيست كف پا و ته كفش نجس , تر باشد بلكه اگر خشك هم باشد با راه رفتن
پاك ميشود.
(مسأ له 140) اگر
بعد از راه رفتن , ذرات كوچك نجاست دركف پا يا ته كفش بماند, بنابر احتياط
بايد برطرف كرد, ولى باقى ماندن بو يا رنگ اشكال ندارد.
آفتاب
(مسأ له 142) آفتاب , زمين
و پشت بام را, با پنج شرط پاك ميكند: 1. زمين يا پشت
بام به گونه اى تر باشد كه اگر چيز ديگرى به آن برسد, تر شود,پس اگر خشك
باشد, بايد به وسيله اى آن را تر كنند.
2. عين نجاست در آن نباشد.
3. چيزى از تابش آفتاب
جلوگيرى نكند. پس اگر آفتاب از پشت پرده يا ابر ومانند اينها بتابد,
پاك كننده نيست .
4. آفتاب
به تنهايى چيز نجس را خشك كند. پس اگر مثلا چيز نجس در اثر بادو آفتاب خشك
شود, پاك نميگردد.
5. آفتاب به طور
يك جا, زمين را خشك كند. پس اگر يك مرتبه روى آن راخشك كند و دفعه
ديگر زير آن را, فقط روى آن پاك ميشود
(مسأ له 143
) حصير و درخت و گياهى كه در زمين است , بنابر احتياط با تابش آفتاب پاك
نميشود.
(مسأ له 144) اگر
آفتاب به زمين نجس بتابد, بعد انسان شك كند كه زمين موقع تابش آفتاب تر
بوده يا نه , يا ترى
آن به واسطه آفتاب خشك شده يا نه , يا ژ شك كند كه پيش از تابش آفتاب ,
عين نجاست از آن برطرف
شده يا نه , و يا شك كندكه چيزى مانع تابش آفتاب بوده يا نه , در همه
اين موارد زمين نجس محسوب ميشود.
استحاله
(مسأ له 145) اگر جنس چيز نجس به طورى عوض
شود كه به صورت چيز پاك ديگرى درآيد, پاك ميشود
و ميگويند استحاله شده است . مثل آن كه چوب نجس بسوزد و خاكستر گردد.
ولى اگر جنس آن عوض
نشود, مثل آن كه گندم نجس را آرد كنند يا نان بپزند يا از گل نجس
كوزه درست كنند, يا چوب را زغال كنند پاك نميشود(3).
(مسأ له 146) چيز نجسى كه معلوم نيست استحاله شده يانه , نجس است
(مسأ له 147) اگر
شراب به خودى خود يا با اضافه كردن چيزى مثل سركه و نمك , سركه شود,
پاك ميگردد.
(مسأ له 148
) شرابى كه از انگور نجس درست شده است , بنابر احتياط با سركه شدن پاك نميشود, همچنين است اگر نجاستى از خارج به شراب برسد.
(مسأ له 149)
سركه اى كه از انگور و كشمش و خرماى نجس درست كنند, بنابراحتياط نجس
است .
(مسأ له 150) پوشال ريز انگور
يا خرما اگر با آنها باشد و سركه بيندازند, مانعى ندارد. ولى احتياط
آن است
كه پيش از سركه شدن , خيار و بادنجان و مانندآنها را در آن نيندازند.
(مسأ له 151) بخار ادرار و بخار آب متنجس پاك است .
(مسأ له 152) دود
نفت , بنزين , گازوئيل يا چوب نجس پاك است مگر آنكه به صورت دوده جمع
شود و ذرات نجس در آن باشد.
تبخير
(مسأ له 153) آب انگورى كه با آتش يا به خودى خود
جوش آمده باشد, حرام وبنابر احتياط نجس است . ولى اگر
آنقدر حرارت داده شود كه دو قسمت آن كم شود و يك قسمت باقى بماند, حلال
و پاك خواهد
شد. اما اگر به خودى خودجوش آمده باشد, بنابر احتياط فقط با سركه شدن پاك
ميشود.
(مسأ له 154) اگر در يك
خوشه غوره چند دانه انگور باشد, چنانچه به آبى كه ازآن گرفته ميشود
آبغوره
بگويند و طعم شيرينى در آن نباشد و بجوشد, پاك وخوردن آن حلال است .
همچنين چيزى
كه معلوم نيست غوره است يا انگور,اگر جوش بيايد, خوردن آن حلال است .
انتقال
(مسأ له 155) اگر خون بدن انسان يا حيوانى كه خون
جهنده دارد, جذب بدن حيوانى كه خون جهنده ندارد, شود و خون آن حيوان حساب شود پاك ميگردد.
(مسأ له 156) اگر كسى
پشه اى را بكشد و نداند خونى كه از پشه بيرون آمده , خونى است كه
تازه از او مكيده يا
خون خود پشه است , پاك است . اما اگر فاصله بين مكيدن خون و كشتن پشه
به قدرى كم باشد كه
بگويند خون انسان است , يا معلوم نباشد كه خون پشه است يا خون انسان ,
نجس است (1).
اسلام
(مسأ له 157) اگر كافر به يگانگى خدا و نبوت خاتم الانبيأ 6
شهادت دهد,مسلمان ميشود, و بعد از مسلمان شدن ,
بدن و رطوبات بدن او پاك است . ولى اگر موقع مسلمان شدن , عين نجس به
بدن او باشد, بايد برطرف كند و جاى آن را آب بكشد.
و اگر پيش
از مسلمان شدن عين نجس برطرف شده باشد نيزبنابر احتياط بايد جاى آنرا آب
بكشد. همچنين
لباسى كه بر تن كافر است و با رطوبت بدن او تماس پيدا كرده , وقتى اسلام
بياورد, بنابر احتياط پاك نميشود.
(مسأ له 158) اگر كافر شهادتين
بگويد و انسان نداند قلبا مسلمان شده يا نه ,پاك است . ولى اگر
بداند قلبا مسلمان نشده است , بنابر احتياط بايد از او اجتناب كند.
تبعيت
(مسأ له 159) تبعيت آن است كه چيز نجسى
در اثر پاك شدن چيز نجس ديگر,پاك شود.
(مسأ له 160
) اگر شراب سركه شود, ظرف آن هم تا جايى كه شراب موقع جوش آمدن به آن
جا رسيده , پاك
ميشود. ولى اگر موقع جوشيدن سر برود و پشت ظرف به آن آلوده شود بعد
از سركه شدن , بنابر احتياط پشت ظرف پاك نميشود.
(مسأ له 161)
جائى كه ميت را روى آن غسل ميدهند, و پارچه اى كه با آن عورت ميت را
ميپوشانند,
و دست كسى كه او را غسل ميدهد, بعد از تمام شدن غسل پاك ميشود.
(مسأ له 162) اگر لباس و مانند
آن را با آب قليل , آب بكشند و به اندازه معمول فشار دهند, آبى كه
در آن ميماند پاك است .
(مسأ له 163)
ظرف نجس را اگر در آب قليل بشويند, بعد از جدا شدن آبى كه براى پاك شدن ,
روى آن ريخته اند, قطره هاى آبى كه در آن ميماند پاك است .
(مسأ له 164) فرزندان
نابالغ كفار پس از اسلام آوردن پدر و مادرشان محكوم به اسلام بوده و به
تبعيت آنان پاك ميشوند,
ولى قبل از مسلمان شدن پدر ومادر,حكم كافر را دارند, مگر آنكه
خودشان اهل فكر و تشخيص باشند و تابع پدرومادر نباشند.
ازاله
(مسأ له 165) اگر بدن حيوان نجس شود, چنانچه
عين نجاست برطرف شود, آن حيوان پاك ميشود. مثلا اگر
بدن اسب خونى شده باشد, پاك كردن خون كافيست و نيازى به آبكشى نيست .
(مسأ له 166)
داخل بدن انسان مثل توى دهان و بينى و گوش اگر نجس شود, بابرطرف شدن
عين نجس پاك
ميشود و نيازى به شستن نيست . مثلا اگر دندان خونى شود و آن خون در آب
دهان مستهلك
شود, آبكشى توى دهان لازم نيست . ولى اگر دندان مصنوعى نجس شود, بايد
بنابر احتياط واجب , آنرا آب كشيد.
(مسأ له 167) اگر غذا
لاى دندان مانده باشد و داخل دهان خون بيايد, چنانچه انسان نداند كه
خون به غذا
رسيده , آن غذا پاك است . و اگر خون به آن برسد,بنابر احتياط نجس ميشود.
(مسأ له 168) جايى
را كه انسان نميداند از ظاهر بدن است يا باطن آن , اگرنجس شود, بنابر
احتياط بايد آب بكشد.
(مسأ له 169) اگر گرد
و خاك نجس به فرش يا لباس و مانند اينها بنشيند,چنانچه خشك باشند,
نجس نميشوند و
بايد طورى آنها را تكان داد كه گرد وخاك از آنها جدا شود و اگر تر باشند,
نجس ميشوند.
قرنطينه
(مسأ له 170) ادرار و مدفوع حيوانى كه به خوردن
نجاست انسان عادت كرده ,نجس است و اگر بخواهند پاك شود بايد
مدت معينى آنرا قرنطينه كنند. بنابر احتياط واجب , شتر نجاستخوار را
چهل روز, گاو را سى
روز, گوسفند راده روز, مرغابى را پنج روز و مرغ خانگى سه روز و ماهى
را يك شبانه روزبايد
از خوردن نجاست , باز دارند. (هر چند پيش از اين مدت به آنهانجاستخوار
گفته نشود). و اگر بعد
از اين مدت باز هم به آنها نجاستخوار گفته شود, بايد تا مدتى كه بعد از
آن ديگر به آنها نجاستخوار نگويند, قرنطينه راادامه دهند.
راه پاك شدن چيز نجس
(مسأ له 171) پاك
شدن هر چيز نجس از چهار راه ثابت ميشود: 1. خود انسان يقين كند كه چيزى كه نجس بوده , پاك شده است .
2. دو نفر عادل به پاك شدن آن خبر دهند.
3. مالك چيز نجس كه آن را در اختيار دارد, بگويد آن چيز پاك شده است .
4. مسلمانى
چيز نجس را آب كشيده باشد, اگر چه معلوم نباشد درست آب كشيده يا نه .
(مسأ له 172) كسى
كه قبول ميكند لباس انسان را آب بكشد مثل كارگررختشوى يا مسئول
مغازه لباسشويى , اگر بگويد
آب كشيدم و انسان به گفته آنها يقين پيدا كند, آن لباس پاك است .
(مسأ له 173) اگر
انسان وسواسى شود و به پاك شدن چيز نجس مثل ديگران يقين پيدا نكند,
اگر همانطور كه افراد متعارف آب ميكشند عمل كند كافى است .
پاورقى
1ـ اين حكم در مورد
موش صحرائى مبنى بر احتياط است . 2ـ پاك نشدن ته كفش يا كف پا در مورد آسفالت محل اشكال است .
3ـ در مورد آخر بنابر احتياط.
ـ1 در صورت دوم بنابر احتياط.
 
|