|
نجاسات
(مسأ له 61) نجاسات دوازده چيز است : ادرار, مدفوع ,
منى , مردار, خون , سگ ,خوك , كافر, شراب , آبجو,
عرق حيوان نجاستخوار و عرق جنب از حرام ,(بنابر احتياط در دو مورد اخير).
ادرار و مدفوع
(مسأ له 62) ادرار و مدفوع انسان و هر حيوان حرام گوشتى
كه خون جهنده دارد, نجس است . ولى فضله حشرات كوچك
مانند پشه و مگس , پاك است . واز ادرار و مدفوع حيوان حرام گوشتى كه
خون جهنده ندارد, بنابر احتياط بايداجتناب كرد.
(مسأ له 63) فضله پرندگان حرام گوشت , بنابر احتياط نجس است .
(مسأ له 64) بنابر احتياط
واجب , ادرار و مدفوع حيوان نجاستخوار و حيوانى كه كسى با او نزديكى
كرده باشد و هر حيوانى كه شير خوك خورده باشد, نجس است .
منى و مردار
(مسأ له 65) منى انسان و حيوانى كه خون جهنده
دارد نجس است . همچنين است بنابر احتياط, منى حيوانى كه خون جهنده ندارد.
(مسأ له 66)
مردار حيوانى كه خون جهنده دارد, نجس است , چه خودش مرده باشد يا به غير
دستورى كه در شرع
معين شده , آن را كشته باشند(1) و ماهى چون خون جهنده ندارد, اگر چه
در آب بميرد, پاك است .
(مسأ له 67) چيزهايى از
مردار كه روح ندارد, مثل پشم و مو و ناخن اگر از غيرحيوانى باشد كه
مثل سگ نجس
است , پاك ميباشد. و در مورد استخوان وقسمتى از دندان و شاخ كه روح دارد,
پاكى آن اشكال دارد.
(مسأ له 68) اگر از
بدن انسان يا حيوانى كه خون جهنده دارد, در حالى كه زنده است , گوشت يا
چيز ديگرى را كه روح دارد, جدا كنند, نجس است .
(مسأ له 69) پوستهاى
مختصر لب و جاهاى ديگر بدن كه موقع افتادنشان رسيده , اگر چه آنها را
بكنند پاك است . ولى
بايد از پوستى كه موقع افتادنش نرسيده و آن را كنده اند, بنابر احتياط
اجتناب نمود.
(مسأ له 70) تخم
مرغى كه از شكم مرغ مرده بيرون بيايد, و پوست روى آن سفت شده باشد پاك
است , ولى ظاهر آن
را بايد آب كشيد و اگر پوست روى آن سفت نشده باشد, بنابر احتياط بايد از آن
اجتناب كرد.
(مسأ له 71) اگر بره و بزغاله
پيش از آنكه علفخوار شوند بميرند, پنير مايه اى كه در شيردان آنهاست
پاك است ولى ظاهر آن را بايد آب كشيد.
(مسأ له 72) دواجات روان
و عطر و روغن و واكس و صابون كه از خارج ازكشوروارد ميشود, اگر
انسان يقين به نجاست آنها نداشته باشد, پاك است .
(مسأ له 73) گوشت ,
پيه و چرمى كه در بازار مسلمانان از دست مسلمان گرفته شود, پاك است .
ولى اگر بدانند
كه آن مسلمان , بدون بررسى طهارت ونجاست , آن را از كافر گرفته است ,
بنابر احتياط نجس
است . و اگر در بازار كفاراز دست مسلمان گرفته شود بنابر احتياط بايد از آن
اجتناب كرد مگر آنكه
آن مسلمان آن را پاك بداند و احتمال داده شود كه پاكى آن را احراز كرده
است .
خون
(مسأ له 74) خون انسان و هر حيوانى كه خون جهنده
دارد, نجس است . پس حيوانى مانند ماهى كه خون جهنده ندارد, خونش پاك است .
(مسأ له 75) اگر
حيوان حلال گوشت را به دستورى كه در شرع , معين شده بكشند و خون آن به
مقدار معمول بيرون
آيد, خونى كه در غير اجزاى حرامش ميماند, پاك است , هر چند خوردن آن
جائز نيست . ولى اگر خون
به مقدارمعمول خارج نشود, مثل آنكه سر حيوان در بلندى قرار داشته
باشد, خون باقيمانده
در بدن حيوان , نجس است . همچنين از خون باقيمانده در قلب واجزاى حرام
حيوان حلال گوشت بنابر احتياط بايد اجتناب كرد.
(مسأ له 76) از
تخم مرغى كه ذره اى خون در آن است , بايد بنابر احتياطاجتناب كرد. ولى اگر
پوست نازكى كه
بين زرده و سفيده است پاره نشده باشدو خون در زرده يا سفيده باشد, قسمت
ديگر پاك است .
(مسأ له 77) اگر خون
لثه با مخلوط شدن با آب دهان از بين برود, پاك است . ولى احتياط آن است
كه آنرا فرو نبرند
و در صورتى كه دندان پر شده در دهان وجود داشته باشد, بنابر احتياط بايد
دهان را آب كشيد.
نيز اگر دندان مصنوعى داشته باشد و خون به آن برسد بايد آن را آب بكشد.
(مسأ له 78) خونى كه
در اثر كوبيده شدن زير ناخن يا زير پوست ميميرد, اگرطورى شود كه ديگر
به آن خون نگويند,
پاك است . و اگر به آن خون بگويند,در صورتى كه ناخن يا پوست سوراخ شود,
اگر مشقت ندارد, بايد براى
وضوو غسل خون را بيرون آورند. و اگر مشقت دارد, بنابر احتياط بايد
اطراف آن را به طورى
كه نجاست زياد نشود بشويند و پارچه يا چيزى مثل پارچه , بر آن بگذارند
و روى پارچه دست تر بكشند و تيمم هم بكنند.
(مسأ له 79) اگر موقع
جوشيدن غذا ذره اى خون در آن بيفتد, بنابر احتياطتمام غذا و ظرف آن
نجس ميشود و جوشيدن و حرارت و آتش , پاك كننده نيست .
(مسأ له 80) زردابه اى كه
در حال بهبودى زخم در اطراف آن پيدا ميشود, اگربه آن خون نگويند و
معلوم نباشد كه با خون مخلوط است , پاك است .
سگ و خوك
(مسأ له 81) سگ و خوكى كه در خشكى زندگى ميكنند,
نجس هستند. حتى مو و پنجه و ناخن و استخوان و رطوبتهاى آنها نيز نجس است , ولى سگ وخوك دريايى پاك است .
كافر
(مسأ له 82) كسى كه وجود خدا يا وحدانيت او يا رسالت
خاتم الانبيأ محمدبن عبداللّه (ص ) و يا معاد را انكار كند, اگر چه
به زبان نياورد, يا در يكى از اينها ترديد داشته باشد, كافر است و كافر
بنابر احتياط نجس است (2).
و نيز كسيكه يكى از مسلمات دين مثل نماز يا روزه را منكر شود,
بنابر احتياط بايد از اواجتناب كرد(3).
(مسأ له 83
) تمام بدن كافر, حتى مو و ناخن و رطوبتهاى او بنابر احتياط نجس است .
(مسأ له 84) اگر پدر
و مادر و جد و جده نزديك بچه نابالغ كافر باشند آن بچه هم بنابر احتياط
نجس است , و اگر يكى
از اينها مسلمان باشد, بچه پاك است مگر اينكه بچه مميز باشد و اظهار
كفر كند كه در
اين صورت بنابر احتياطنجس است . و در صورتيكه پدر و مادر بچه كافر باشند
يا فقط مادر بچه مسلمان باشد بايد احتياطا از بچه اجتناب كرد.
(مسأ له 85) كسى كه معلوم
نيست مسلمان است يا نه , و از گذشته اش نيزاطلاعى نداشته باشيم ,
پاك است ولى نميتواند
زن مسلمان بگيرد و بنابراحتياط نبايد در قبرستان مسلمانان دفن شود.
اين در صورتى است كه نشانه اى
بر مسلمانى او نباشد و در مناطق مسلمان نشين هم نباشد.
(مسأ له 86) اگر مسلمانى
به پيامبر اكرم يا يكى از دوازده امام , دشنام دهد,و يا با آنها دشمنى
داشته باشد بنابر احتياط نجس است .
شراب
(مسأ له 87) شراب نجس است و نيز هر مايعى كه
انسان را مست كند بنابراحتياط نجس است . ولى اگر مثل بنگ
و حشيش مايع نباشد, اگر چه چيزى درآن بريزند, تا به صورت مايع درآيد,
پاك است ولى خوردن آن حرام است .
(مسأ له 88) الكل صنعتى
و طبى , اگر ندانيم كه مست كننده است و يا از مايع مست كننده , درست
شده است پاك است .
(مسأ له 89) استفاده از عطرها,
اسپريها, ادكلنها و ديگر لوازم بهداشتى وآرايشى , در صورتى كه
انسان نداند كه از مايع مستكننده ساخته شده اند,اشكال ندارد.
(مسأ له 90) انگور و
آب انگور اگر به خودى خود يا با حرارت دادن جوش بيايد حرام و بنابر احتياط
نجس است .
(مسأ له 91) خرما و
مويز و كشمش و آب آنها, اگر خود به خود يا با حرارت دادن جوش بيايد, پاك
بودن و خوردن آن
اشكال دارد و اگر شك داشته باشيم كه جوش آمده يا نه , پرهيز لازم نيست .
بنابر اين اگر كشمش
را لابلاى پلوبگذارند و شك داشته باشيم كه مغز آن جوش آمده است يا نه ,
پاك و حلال است .
(مسأ له 92) آبجو بنابر
احتياط نجس است ولى مايعى كه از جو ميگيرند وفاقد الكل است , پاك
است .
عرق جنابت
(مسأ له 93) اگر كسى از طريق نامشروع جنب شود, عرق
او بنابر احتياطنجس است , و بايد با بدن يا لباسى كه به آن آلوده
شده است , بنابر احتياطنماز نخواند. آميزش با زن در زمان قاعدگى يا روزه
ماه رمضان
نيز همين حكم را دارد. يعنى بايد از عرق آن جنابت در نماز اجتناب كرد.
(مسأ له 94) اگر جنب از حرام
به واسطه تنگى وقت , بجاى غسل تيمم نمايد وبعد از نماز عرق كند,
بايد از عرق خود در نماز
اجتناب نمايد. و از عرق قبل ازنماز نيز بنابر احتياط بايد اجتناب كرد.
همچنين اگر در اثر عذر
ديگرى تيمم كند, بنابر احتياط بايد براى نماز از عرق خود اجتناب كند.
(مسأ له 95) اگر
كسى به طور نامشروع جنب شود و بعد با همسر خود آميزش كند و يا بعد از
آميزش با همسر
خود, از راه حرام جنب شود, بنابر احتياط بايداز عرق خود در نماز اجتناب كند.
عرق حيوان نجاستخوار
(مسأ له 96) عرق هر حيوانى كه به خوردن نجاست
انسان , عادت كرده است ,بنابر احتياط نجس است ولى گوشت و تخم آن نجس نيست هر چند خوردن آن حرام است .
راه ثابت شدن نجاست
(مسأ له 97
) نجاست هر چيز از سه راه ثابت ميشود: 1. يقين يا اطمينان پيدا
كردن به نجاست بنابر اين غذا خوردن در قهوه خانه هاو اماكن عمومى ,
اشكال ندارد.
2. كسى كه چيزى
در اختيار او است و متهم به دروغگويى نيست , بگويد آن چيز نجس است , مثلا
همسر انسان بگويد اين ظرف , نجس است .
3. دو مرد عادل
بگويند چيزى نجس است و در صورتى كه يك نفر موثق بگويد چيزى نجس است
بايد احتياط كرد.
(مسأ له 98) اگر در اثر
ندانستن مسأ له , نجس بودن يا پاك بودن چيزى رانداند, مثلا نداند عرق
جنب از حرام پاك است يا نجس , بايد مسأ له را بپرسد,يا احتياط كند.
ولى اگر مسأ له
را بداند ولى نسبت به مورد خاص شك داشته باشد و سابقه آن را هم نداند, پاك
است مثلا بداند كه
خون , نجس است ولى نداند لكه قرمز روى لباس او, خون است يا چيز ديگر,
آن لكه پاك است و وارسى و پرسش لازم نيست .
(مسأ له 99) چيز
نجسى كه انسان شك دارد پاك شده يا نه نجس است , و چيزپاك را اگر شك كند
نجس شده يا نه پاك
است , و اگر هم بتواند نجس بودن ياپاك بودن آن را بفهمد لازم نيست وارسى
كند.
(مسأ له 100) اگر بداند
يكى از دو ظرف يا دو لباسى كه از هر دوى آنها استفاده ميكند نجس شده
و نداند كدام است ,
بنابر احتياط بايد از هر دو اجتناب كند,و اگر نداند لباس خودش نجس شده يا
لباسى
كه هيچ از آن استفاده نميكند,احتياطابايد از لباس خودش اجتناب كند.
راه نجس شدن چيزهاى پاك
(مسأ له 101) اگر چيز پاك به چيز نجس برسد و هر دو يا يكى
از آنها به طورى تر باشد كه ترى يكى به ديگرى منتقل شود,
چيز پاك نجس ميشود و اگر ترى به قدرى كم باشد كه به ديگرى منتقل
نشود, چيز پاك نجس
نميشود. به استثناى جسد انسان كه اگر چيزى قبل از غسل ميت با آن تماس
پيدا كند اگرچه هر دوخشك باشند بنابر احتياط بايد از آن اجتناب كرد.
(مسأ له 102) اگر چيز
پاك به چيز نجس برخورد كند و انسان شك كند كه هردو يا يكى از آنها تر
بوده يا نه , چيز پاك نجس نميشود.
(مسأ له 103) دو
چيزى كه انسان نميداند كدام پاك و كدام نجس است , اگر چيزپاكى بعدا با
رطوبت به
يكى از آنها برسد نجس نميشود, مگر آنكه حالت سابقه هر دو نجاست باشد.
ولى اگر يكى از آنها
قبلا نجس بوده و انسان نداندپاك شده يا نه , چنانچه چيز پاكى به آن برسد
نجس ميشود.
(مسأ له 104) زمين
و پارچه و مانند اينها اگر رطوبت داشته باشد, هر قسمتى كه نجاست به آن
برسد نجس ميشود
و قسمتهاى ديگر پاك است . همچنين ميوه هائى مثل خيار و خربزه .
(مسأ له 105) هرگاه شيره و
روغن و امثال آنها به حالت مايع باشند, همين كه يك نقطه از آن نجس
يك نقطه از آن نجس شد,
تمام آن نجس ميشود ولى اگر طورى باشد كه اگرمقدارى از آنرا بردارند
جاى آن در
موقع برداشتن خالى بماند, فقط جائيكه نجاست به آن رسيده , نجس ميشود.
(مسأ له 106) اگر
مگس يا حشرات ديگر روى چيز نجسى كه تر است , بنشيند وبعد روى چيز پاكى
كه آن هم تر است بنشيند,
چنانچه انسان يقين پيدا كندكه نجاست به چيز پاك رسيده , چيز پاك
نجس ميشود و الا پاك است .
(مسأ له 107) اخلاط
غليظ بينى و گلو اگر خون داشته باشد فقط قسمتى كه خونى است , نجس
است . پس اگر به بيرون
دهان يا بينى برسد و شك داشته باشيم كه بدن يا لباس به قسمت نجس آن
رسيده است , پاك است .
(مسأ له 108) اگر
چيزهايى مثل ابزار پزشكى داخل بدن شود و به نجاست برخورد كند, اگر چه بعد
از بيرون آمدن آلوده به نجاست نباشد, بنابر احتياط نجس است .
احكام نجاسات
(مسأ له 109) خوردن و آشاميدن چيز نجس يا متنجس حرام است و
بنابراحتياط بايد از خورانيدن متنجس به ديگران حتى بچه ها خوددارى كرد.
(مسأ له 110) فروختن
و عاريه دادن چيز نجسى كه ميشود آن را آب كشيد,اشكالى ندارد, ولى
بنابر احتياط بايد به خريدار يا عاريه گيرنده اطلاع دهد.
(مسأ له 111) اگر
انسان ببيند كسى چيز نجسى را ميخورد يا با لباس نجس نماز ميخواند, لازم
نيست به او بگويد
مگر آنكه از اصل حكم شرعى بياطلاع باشد يا طورى با او معاشرت داشته باشد
كه اگر نگويد, وسايل مشترك بين آن دو نجس شود.
(مسأ له 112) اگر جايى
از خانه يا فرش كسى نجس باشد و ببيند بدن يا لباس يا چيز ديگر كسانى كه
وارد خانه او
شده اند در اثر تماس با آن , نجس شده است , بنابر احتياط بايد به آنها اطلاع دهد.
(مسأ له 113)
اگر صاحب خانه در بين غذا خوردن بفهمد غذا نجس است , بنابراحتياط بايد به
مهمانها اطلاع
دهد. اما اگر يكى از مهمانها بفهمد, لازم نيست به ديگران خبر دهد.
ولى چنانچه طورى با
آنان معاشرت دارد كه ميداند دراثر نگفتن , خود او هم نجس ميشود, بايد
بعد از غذا به آنان بگويد.
(مسأ له 114) اگر
چيزى را كه عاريه گرفته نجس شود, اگر بداند يا احتمال بدهدكه صاحبش آن
را در خوردن و آشاميدن
يا كارى كه شرط آن طهارت است ,استعمال ميكند بايد به او اطلاع بدهد
بلكه در غير اين صورت نيز بنابراحتياط بايد به او خبر دهد.
(مسأ له 115) بچه مميز,
اگر چه نزديك تكليف باشد, اگر بگويد چيزى را آب كشيدم , بنابر احتياط از
او پذيرفته نميشود
ولى اگر بگويد چيزى كه در دست اوست نجس است , بنابر احتياط بايد از آن
اجتناب كنند.
پاورقى
1ـ در مورد دوم بنابر احتياط. 2ـ شايد حكمت نجاست كفار,
پرهيز از معاشرت با آنها و پيشگيرى از آلودگى انديشه ها و سلطه
آنها بر مسلمانان باشد.
3ـ جمعى از فقها مثل
حضرات آقايان سيستانى , خامنه اى , تبريزى , وحيد خراسانى و فاضل , اهل
كتاب را پاك ميدانند.
 
|