مساله 105 - اگر محرم يك ناخن از دست يا پايش بگيرد, يك مد طعام بايد كفاره بدهد, و براى هر نـاخـن دسـت و يا ناخن پا تا به ده ناخن نرسيده ,بايد براى هر ناخن يك مد طعام بدهد, ولى اگر تمام ناخن دستها و پاها رادر يك مجلس بگيرد, يك گوسفند كفاره آن است .
بيست و سوم : كندن و بريدن درخت يا گياهى كه در حرم روييده باشد مـسـالـه 106 - كندن و بريدن درخت و يا گياه بر محرم و غيرمحرم , چه مرد يا زن , در حرم حرام است .
مساله 107 - اگر گياهى يا درختى در منزل محرم روييده شده باشد,بعد از آن كه منزل او شده , پس اگر خودش آن را كاشته باشد, جايز است آن را بكند و يا قطع كند.
مساله 108 - از حرمت كندن و يا بريدن , چند چيز استثنا شده است : 1 - درختهاى ميوه و خرما.
2 - اذخر, كه گياه معروفى است .
3 - گياهى كه به راه رفتن متعارف قطع شود.
مـساله 109 - بنا بر احتياط, كفاره كندن درخت بزرگ , ذبح يك گاواست , و كفاره كندن درخت كوچك , يك گوسفند است , و اگر محرم قسمتى از درختى را قطع كند, اقوى آن است كه قيمت آن را كفاره بدهد, اما درقطع گياهان كفاره آن استغفار است .
مساله 110 - حمل سلاح از قبيل شمشير و نيزه و تفنگ و هر چه ازآلات جنگ باشد, بنا بر احتياط استحبابى در حال احرام ترك شود, مگربراى ضرورت باشد.

طواف عمره مفرده

كـسـى كه به احرام عمره مفرده محرم شود و وارد مكه معظمه شود, اولين عملى كه بر او واجب , است طواف خانه خداست , و آن عبارت است از هفت مرتبه دور خانه كعبه گرديدن , كه هر دورى را يك شوط مى گويند.
مـساله 111 - طواف از اركان عمره مفرده است و اگر كسى آن را از روى عمد ترك كند, چه عالم به مساله باشد و چه جاهل , عمره او باطل است .
مساله 112 - اگر كسى سهوا طواف را ترك كند, عمره او باطل نيست ,ولى لازم است هر وقت كه يـادش آمد, آن را به جا آورد, و اگر به وطن خودبرگشته و رجوع به مكه براى او مقدور نيست يا برايش مشقت دارد, بايد به شخص مورد اطمينانى نيابت دهد كه از طرف او به جا آورد.
مـساله 113 - احتياط واجب آن است كه محرم , مراعات موالات عرفيه را در طواف بكند, يعنى در بين دورهاى طواف آنقدر طول ندهد كه ازصورت يك طواف خارج شود.
مساله 114 - اگر شخص محرم به واسطه بيمارى , قدرت نداشته باشدكه خود طواف كند و تا آخر وقـت نـيـز قـدرت پـيدا نكند, پس اگر ممكن است خود او را به يك نحو ببرند و طواف دهند, به طـورى كـه پاهايش به زمين كشيده شود, و اگر ممكن نباشد, او را به دوش بگيرند, به نحوى كه پـاهـايـش به زمين كشيده شود يا بر تخت بگذارند, و اگر طواف دادن او به هيچ نحوممكن نشد, بـراى او نـايـب بگيرند و حكم فوق در بعض اشواط نيز جارى است . لذا نايب مى تواند بقيه اشواط را بلافاصله و بدون فوت موالات انجام دهد.

شرايط طواف عمره مفرده

اول : نـيت , يعنى شخص بايد طواف را با قصد قربت و خلوص و براى اطاعت از خداوند به جا آورد و ترديد در نيت , موجب بطلان عمل است .
مـسـالـه 115 - لازم نـيست نيت را به زبان بياورد, بلكه همين كه بناداشته باشد اين عمل را به جا آورد كفايت مى كند, و در طواف لازم است نوع طواف را, ولو به طور اجمال مشخص كند.
مـسـاله 116 - اگر كسى در به جا آوردن طواف يا ساير اعمال عمره كه عبادى است ريا كند, يعنى بـراى نـشـان دادن بـه ديـگران و به رخ ديگران كشيدن باشد, عمل او باطل است , و در اين عمل مـعـصـيـت خـدا را هـم كرده است , اما ريا بعد از تمام كردن طواف يا اعمال ديگر, موجب بطلان عمل نمى شود.
دوم : طهارت از حدث اكبر (مثل جنابت و حيض و نفاس ) و حدث اصغر(يعنى با وضو باشد).
مـسـالـه 117 - طهارت از حدث اكبر واصغر در طواف واجب , شرطاست ,چه طواف عمره باشد يا طواف حج يا طواف نساء, حتى در عمره مستحبى ,چون پس از احرام , اتمام آنها واجب مى شود, اما طـهـارت از حـدث اكـبـر واصـغر در طواف مستحبى شرط نيست , هر چند شخص براى نماز آن بايدوضو بگيرد, لكن كسى كه جنب يا حائض است , جايز نيست به مسجدالحرام وارد شود.
مـسـاله 118 - اگر شخصى كه حدث اكبر يا اصغر داشته , طواف واجب به جا آورد, طواف او باطل است , چه از روى عمد باشد, چه از روى غفلت يانسيان يا به علت ندانستن مساله .
مساله 119 - اگر كسى در اثناى طواف حدث بر او عارض شود, پس اگربعد از تجاوز نصف طواف بـاشـد, بـايد طواف را قطع كند و طهارت تحصيل كند و از همان جا كه طواف را قطع كرده تمام كـنـد, و اگـر پيش از تمام شدن دور چهارم , و بعد از گذشتن نصف , حدث عارض شود, احتياط مـسـتـحب آن است كه طواف را تمام كند و سپس اعاده كند, و اين حكم در حدث اصغرنيز جارى است و اگر قبل از گذشتن از نصف باشد, بايد طواف را اعاده نمايد.
مـسـاله 120 - اگر در اثناى طواف حدث اكبر مثل جنابت يا حيض برفرد عارض شود, بايد فورا از مسجدالحرام بيرون رود. پس اگر پيش ازنصف دور چهارم باشد, پس از غسل طواف را اعاده كند, و اگـر بعد از نصف دور چهارم باشد, بعد از غسل , بقيه طواف را تمام كند و نيازى به اعاده نيست , هر چند احوط است .
مـساله 121 - اگر صاحب عادت وقتيه و عدديه كه عددش مثلا هفت روز است , در روز هفتم پاك شد و غسل كرد و اعمال عمره را به جا آورد, ولى بعدا لك ديد, اگر خون از روز دهم تجاوز نكرده , محكوم به حيض است وفرد بايد طواف و نماز را اعاده كند.
مـسـالـه 122 - اگـر زنى به علت خوردن قرص نظم عادت ماهانه اش به هم بخورد, به طورى كه گاهى در مدت طولانى مرتب خون و لك مى بيند, اگر خون سه روز استمرار داشته باشد, ولو به ايـن صـورت كـه تـا سـه روز بـاطـن فـرج آلـوده بـاشـد, حـكـم حـيـض را دارد, وگرنه بايد به وظايف مستحاضه عمل كند.
مـسـالـه 123 - نـماز و طواف براى زن در مستحاضه كثيره , هر كدام مستقل است و براى هر يك , غسلى لازم است , مگر آن كه از وقت غسل كردن براى طواف تا آخر نماز, خون قطع شود.
مساله 124 - اگر زنى پنجاه سال قمرى او تمام باشد و سيده هم نباشد, مدتى خون نبيند و بعد از آن خون ببيند, آن خون حكم مستحاضه را دارد, اگر چه همه اوصاف حيض را داشته باشد.
مساله 125 - زنى كه در اثناى طواف , مستحاضه قليله مى شود, اگر بعداز تمام شدن نصف شوط چـهارم باشد, بايد پس از تجديد وضو و تطهيربدن و لباس طواف را تمام كند, و اگر قبل از نصف شـوط چـهـارم بـاشـد, بـه احـتـيـاط مـستحب , پس از تجديد وضو و تطهير, آن را اتمام و سپس اعاده نمايد, و در هر دو صورت , اعاده كفايت مى كند.
مساله 126 - اگر شخصى غسل مس ميت به گردنش باشد وبعد ازاعمال متذكر شود, اگر بعد از مـس مـيـت غـسل جنابت كرده باشد, غسل جنابت كفايت مى كند وعملش صحيح است , والا بايد طواف و نماز آن رااعاده كند.
مـسـالـه 127 - اگر شخصى با وضو بوده و شك كند كه حدث بر او عارض شده است يا نه , بنارابر وضو داشتن بگذارد و لازم نيست وضو بگيرد,همچنين اگر از حدث اكبر پاك بوده و شك كند كه حدث بر او عارض شده يا نه , لازم نيست غسل كند.
مساله 128 - اگر كسى بعد از تمام شدن طواف , شك كند كه با وضو آن را به جا آورده يانه , يا شك كـنـد بـا غـسل آن را به جا آورده يا نه , طواف اوصحيح است , لكن براى اعمال بعدى بايد طهارت تحصيل كند.
س 129 - بعضى از معلولين طهارت از حدث اصغر بر آنها ممكن نيست , چون قوه ماسكه خود را از دست داده اند, چگونه طواف و نماز راانجام دهند.
ج - در اين صورت , مضر به صحت طواف و نماز آنان نيست .
سوم : طهارت بدن و لباس از نجاست مساله 130 - احتياط مستحب آن است كه محرم از نجاساتى كه درنماز عفو شده , مثل خون كمتر از درهـم و جـامـه اى كـه نمى توان با آن نمازخواند, مثل عرقچين و جوراب , حتى انگشتر نجس , اجتناب كند.
مـسـاله 131 - در خون قروح و جروح , تا آن اندازه اى كه مى توان تطهيركرد و لباس را عوض كرد, احتياط واجب آن است كه محرم تطهير كند ياجامه را عوض كند, و اگر مشقت داشته باشد, لازم نـيست تطهير كند,همچنين اگر طهارت بدن و لباس معلولين امكان تطهير نداشت , لازم نيست تطهير كند.
مـسـاله 132 - اگر شخص طواف كند و بعد از آنكه از طواف فارغ شد, به نجاست در حال طواف , علم پيدا كند, اظهر آن است كه طوافش صحيح است , واگر نجاست بدن يا لباس را فراموش كند, اعاده طواف خالى از قوت نيست , همين طور اگر در بين طواف يادش بيايد.
مساله 133 - اگر در بين طواف بدن يا لباس طواف كننده نجس شود,اظهر آن است كه دست از طـواف بـردارد و جـامـه يا بدن را تطهير كند وطواف را از همان جا تمام كند, و طواف او صحيح است .
مـسـالـه 134 - اگـر كسى در بين طواف علم پيدا كند كه نجاست به بدن يا لباس او از اول بوده , احـتياط آن است كه طواف را رها كند و تطهير كند, واز همان جا بقيه طواف را تمام كند و بعد از آن طواف را اعاده كند, گرچه اكتفا به اتمام , خالى از قوت نيست .
چهارم : ختنه كردن مساله 135 - مرد محرم در طواف واجب يا مستحب بايد مختون (ختنه شده ) باشد, و اين شرط در زنـهـا نـيـست , و احتياط واجب آن است كه درباره پسر بچه هاى نابالغ نيز مراعات شود, ولى اگر بچه اى ختنه كرده به دنيا بيايد, طواف او صحيح است .
مـسـاله 136 - اگر شخصى مستطيع شد, اما ختنه كردن براى او ممكن نيست يا خطر دارد, بايد مـحـرم شـود, و بنا بر احتياط واجب , خودش طواف ونماز آن را به جا آورد و براى طواف نايب هم بگيرد و پس از طواف نايب ,خودش نيز نماز طواف را به جا آورد, و در صورتى كه طواف با هم انجام شود,خودش يك نماز بخواند, كفايت مى كند.
پنجم : ستر عورت مـسـالـه 137 - اگـر طـواف كننده بدون ستر عورت طواف كند, طواف اوباطل است و در ساتر, ابـاحـه , شـرط است . پس با ساتر غصبى طواف صحيح نيست , و احتياط واجب آن است كه با لباس غصبى غيرساتر نيز طواف نكند, و احتياط آن است كه شرايط لباس نمازگزار را رعايت كند.

واجبات طواف

اول و دوم : اين كه طواف از حجرالاسود شروع شود و به حجرالاسود نيز ختم شود.
مساله 138 - در شروع كردن طواف از حجرالاسود, لازم نيست كه تمام اجزاى بدن طواف كننده , از تـمـام اجـزاى حـجرالاسود عبور كند, بلكه واجب آن است كه انسان از هر جاى حجرالاسود كه شـروع كـرد, بـه هـمـان جـاخـتم كند, و اگر در عرف گفته شود كه از حجرالاسود شروع و به حجرالاسودختم كرد, مجزى است .
مـساله 139 - بر محرم لازم نيست در هر شوط بايستد و قصد شوطبعدى نمايد, بلكه اگر در اول طواف نيت نمايد, مى تواند بقيه اشواط را دوربزند تا هفت شوط تمام شود.
مـسـالـه 140 - اگر كسى بدون نيت طواف را قبل از حجرالاسود شروع كند, ولى نيت طواف را از حـجـرالاسـود بكند, طواف او صحيح است , اما اگرقبل از حجرالاسود نيت طواف كند وبه همان جا ختم كند, طواف اوباطل است .
سوم : درتمام اشواط, خانه كعبه در طرف چپ طواف كننده واقع شود.
مساله 141 - طواف كردن بايد به نحو متعارف باشد و لازم نيست فرددر تمام حالات طواف , كعبه حقيقتا در طرف شانه چپ او باشد, بلكه اگر درموقع دور زدن از مقابل اركان و طواف دور حجر اسـماعيل (ع ) كعبه از طرف چپ او قدرى خارج شود مانع ندارد, حتى اگر كعبه متمايل به پشت اوشود.
مساله 142 - واجب نيست در حال طواف روى طواف كننده به طرف جلو باشد, بلكه جايز است به يـمين و يسار نگاه كند و صورت خود رابرگرداند, بلكه به عقب نگاه كند, و مى تواند طواف را رها كند, كعبه را ببوسدو برگردد از همان جا اتمام كند.
مـسـالـه 143 - اگـر به واسطه مزاحمت طواف كنندگان و كثرت جمعيت ,مقدارى از طواف بر خـلاف متعارف طى شود, مثل آنكه روى طواف كننده ياپشتش به كعبه واقع شود و يا عقب عقب طـواف كـنـد يـا بـدون اخـتـيار خود دوربزند, بايد آن مقدار را جبران كند و از سر بگيرد, و اگر نمى تواند برگرددمى تواند با جمعيت بدون قصد طواف حركت كند تا به جايى كه بايد طواف را از آنجا يا از محاذات آن محل تدارك نمايد, در غير اين صورت , طواف اواشكال دارد.
مساله 144 - اگر به واسطه كثرت جمعيت , كسى را بدون اختيار خود,حركت دهند و دور بدهند, كفايت نمى كند و بايد آن دور را از سر بگيرد,اگرچه خانه هم طرف چپ او باشد, و اگر چند قدم هـم از طـواف او رابـى اختيار ببرند, بايد همان مقدار را از سر بگيرد, و اگر از حجرالاسود به قصد طواف شروع كند, اشكال دارد. منظور از اختيار آن است كه هر وقت خواست , بتواند توقف كند.
مساله 145 - در طواف كردن , شخص هر طور حركت كند مانع ندارد,مى تواند آهسته يا تند برود يا بـدود و مـى تـوانـد سواره طواف كند يا با ويلچرطواف كند, لكن بهتر آن است كه به نحو متعارف طواف كند.
چهارم : داخل كردن حجر اسماعيل (ع ) در طواف مـسـاله 146 - حجر اسماعيل (ع ) محلى است متصل به خانه كعبه , وطبق اخبار وارده , محل دفن حضرت اسماعيل (ع ) و مادر او و جمعى ازانبيا(ع ) است .
مساله 147 - اگر شخص در حين طواف داخل حجر اسماعيل (ع )شود, طوافش باطل است و بايد آن را اعـاده كند, و اگر عمدا اين كار را بكند,حكم ابطال عمدى طواف را دارد, كه گفته شد, و اگر سهوا اين كار را بكند,حكم ابطال سهوى را دارد.
مساله 148 - اگر كسى در بعضى از دورها, حجر اسماعيل (ع ) را داخل در دور زدن نكرد, احتياط واجب آن است كه فقط آن دور را از سر بگيرد وطواف را نيز اعاده كند, اگر چه ظاهر آن است كه اعاده طواف لازم نيست .
مساله 149 - اگر كسى در بعضى از دورها از روى ديوار حجراسماعيل (ع ) حركت كند, احتياط آن است كه آن دور را از سر بگيرد و دراين فرض نيز, به احتياط مستحب تمام كردن دور از آنجايى كه از روى ديوار رفته است , كفايت نمى كند.
پنجم : طواف بين كعبه و مقام ابراهيم (ع ) مـسـاله 150 - احتياط آن است كه محدوده طواف , بين كعبه و مقام حضرت ابراهيم (ع ) باشد, هر چند كفايت طواف در خارج از مقام , بامراعات اتصال صفوف طواف كنندگان خالى از قوت نيست .
پس بنابراين ,تا جايى كه جمعيت طواف كننده متصل به هم مشغول طوافند, طواف درآن محدوده صحيح است , هر چند از پشت مقام باشد و بين طواف واجب ومستحب , در محدوده فرقى نيست .
مساله 151 - كسى كه به حدود مطاف آگاهى ندارد و بعد از فراغ ازطواف شك مى كند در مطاف بـوده يـا نـه , در ايـن صورت اگر از اول در مطاف بوده و در خارج شدن از آن شك كند, طوافش صـحيح است , ولى اگر از اول شك داشته باشد, با جهل به حدود مطاف نمى تواند على الاحوط به اين طواف اكتفا كند, هر چند اكتفا به قاعده فراغ , خالى از وجه نيست .
ششم : خروج طواف كننده از خانه كعبه و آنچه از آن محسوب مى شود.
مـساله 152 - در اطراف ديوار خانه خدا يك برآمدگى است كه آن راشاذروان گويند, و آن جزء خـانـه كـعبه است , و طواف كننده بايد آن را هم داخل طواف قرار دهد, ولى اگر كسى به واسطه كثرت جمعيت يا غير آن ازبالاى شاذروان برود و دور بزند, آن مقدار كه دور زده باطل است , و بايد آن را اعاده كند.
مـسـالـه 153 - دسـت بـه ديوار خانه كعبه گذاشتن در آنجايى كه شاذروان است , جايز است و به طواف ضرر نمى رساند, گرچه احتياط مستحب ترك اين عمل است .
مـساله 154 - در حال طواف , دست گذاشتن روى ديوار حجراسماعيل (ع ) جايز است و به طواف ضرر نمى رساند, گرچه احتياط مستحب در ترك آن است .
هفتم : طواف بايد هفت شوط كامل باشد, نه كمتر و نه زيادتر.
مـسـالـه 155 - اگـر از اول طواف كننده عمدا قصد كند كمتر از هفت دوريا بيشتر طواف كند, طـوافـش بـاطـل است , اگر چه به هفت دور تمام كند, واحتياط واجب آن است كه اگر از روى ندانستن حكم , بلكه از روى سهو وغفلت هم باشد, طواف را اعاده كند, مگر آنكه جاهل قاصر باشد, كه عدم وجوب اعاده , خالى از وجه نيست , هر چند احتياط در اعاده است .
مـساله 156 - اگر كسى در اثناى طواف , از قصد هفت شوط برگردد ونيت كند طواف را كمتر يا بيشتر از هفت شوط انجام دهد, هر چه را با اين نيت به جا آورده , باطل است و بايد آن را اعاده كند, و اگر با اين قصد زيادترطواف كند, اصل طواف او باطل مى شود.
مساله 157 - اگر كسى از اول قصد كند كه هشت دور طواف به جا آورد,لكن قصدش آن باشد كه هـفـت شـوط آن طـواف واجـب بـاشد و يك شوط,قدم زدن دور خانه خدا براى تبرك يا تماشا يا پيداكردن كسى و يا مقصدديگر باشد, طواف او صحيح است .
مـساله 158 - اگر شخصى عمدا از طواف واجب , كم كند, چه يك دورياكمتر يا بيشتر از يك دور, واجـب است آن را اتمام كند, در صورتى كه موالات فوت نشود, و در صورت فوت موالات , حكمش حـكـم قطع طواف است كه بيان مى شود, و اگر اتمام نكند, حكم كسى را دارد كه طواف راعمدا ترك كرده , به احتياط واجب , و حكم جاهل به مساله , همان حكم عالم است .
مـسـالـه 159 - اگـر شخص طواف را سهوا كم كند و از نصف طواف تجاوزنكرده باشد, طواف را اعاده نمايد, لكن در همه موارد سهو, احتياط به تمام كردن طواف ناقص و اعاده طواف مى باشد و سزاوار است به اين احتياطعمل شود.
مـساله 160 - اگر كسى جهلا بيش از هفت شوط طواف كند و بقيه اعمال بعد از آن را انجام دهد, اگر از اول قصد بيش از هفت شوط داشته ,طواف و نمازش صحيح نيست و بايد آنها را اعاده كند, و ظاهرا اعاده بقيه اعمال , لازم نيست .
مـساله 161 - اگر كسى بعد از مراجعت به وطن , متوجه شود كه طواف اوناقص بوده , احتياط آن است كه خودش برگردد و آن را به جا آورد, و درصورت مشقت داشتن , نايب بگيرد.
مـساله 162 - در طواف واجب , قران جايز نيست , يعنى جايز نيست شخص طواف واجب را كه تمام مى كند, بدون اين كه نماز طواف را بخواند وبدون فاصله , يك طواف ديگر به جا آورد, و اگر از اول طواف يا در اثناى طواف اول قصد قران داشته , احتياط در اعاده طواف است . همچنين اگربعد از تـمـام شـدن طـواف اول , قـصد قران كند, بنا بر احتياط طواف را اعاده كند, ولى قران در طواف مستحبى مكروه است .

احكام قطع طواف

مـسـالـه 163 - قـطع كردن طواف مستحبى , هر چند بدون عذر باشد, جايزاست , و اقوى كراهت قـطـع طـواف واجـب است , بدون عذر, و احوط عدم قطع است , به طورى كه بقيه را ترك كند تا موالات عرفيه به هم بخورد.
مساله 164 - اگر شخص بدون عذر طواف را قطع كند, احوط آن است كه اگر بعد از نصف شوط چـهـارم باشد, طواف را تمام كند و بعد آن را اعاده كند, هر چند مى توان به اتمام هم اكتفا نمود, و ايـن در صـورت اتـيـان مـنـافـى است , حتى مثل فصل طويل , والا اتمام مطلقا كافى است , اما در صورت عدم اتيان منافى , اگر برگردد و طواف را تمام كند, طوافش صحيح است .
مساله 165 - اگر كسى در اثناى طواف آن را قطع كند و از اول شروع كند, اگر بعد از نصف شوط چـهـارم بـاشد, آن طوافى را كه از سر گرفته كفايت مى كند, والا يك طواف ديگر به جا آورد, و با فرض جهل , ظاهر اين است كه اعمال مترتبه صحيح است و از احرام خارج شده است .
مـساله 166 - اگر در بين طواف عذرى براى اتمام آن , مثل مرض ياحيض يا حدث بى اختيار,پيش آمد, پس اگر بعد از تمام شدن نصف شوطچهارم باشد, فرد بعد از رفع عذر برگردد و از همان جا تـمـام كـنـد, و اگـر قـبل ازنصف شوط چهارم باشد, طواف را اعاده كند, و احتياط مستحب در فرض اول در غير حيض و حدث , آن است كه اتمام كند و اعاده نمايد.
مساله 167 - اگر شخصى كه با عذرى مثل مرض نه حدث , طواف راقطع كرد و نتوانست طواف را بـه جـا آورد تا آن كه وقت تنگ شد, اگر ممكن است او را حمل كنند و طواف دهند, و اگر ممكن نيست , براى او نايب بگيرند.
مـساله 168 - اگر كسى مشغول طواف باشد و وقت نماز واجب او تنگ شود, واجب است طواف را رها كند و نمازش را بخواند. پس اگر بعد از نصف شوط چهارم , طواف را رها كرده , در اين صورت طـواف را از هـمـان جـا تمام كند, و اگر تمام نكرد و طواف را از سرگرفت , ظاهرا مجزى است و طـوافـش صحيح است , و اگر قبل از نصف شوط چهارم باشد, بنا بر احتياط بعد ازاتمام , طواف را اعاده كند.
مـسـالـه 169 - جايز است بلكه مستحب است شخص طواف را براى رسيدن به نماز جماعت قطع كند, هر چند جماعت عامه و غيرشيعه باشد يارسيدن به وقت فضيلت نماز واجب , و از هر جا قطع كرد از همان جا بعد ازنماز اتمام كند.

احكام شك در طواف

مساله 170 - اگر كسى بعد از تمام شدن طواف و انصراف از آن , شك كندكه آيا طواف را زيادتر از هـفت دور به جا آورده , يا شك كند كه كمتر به جاآورده , به شك خود اعتنا نكند و طوافش صحيح است , لكن در صورت دوم ,خالى از اشكال نيست و احتياط ترك نشود.
مساله 171 - اگر بعد از طواف شك كند كه طواف را صحيح به جا آورده يا نه , در صورتى كه اتيان هفت دور معلوم باشد و مثلا احتمال بدهد كه ازطرف راست طواف كرده يا محدث بوده يا از داخل حـجر اسماعيل (ع )طواف كرده , اعتنا نكند و طوافش صحيح است , گرچه در محل طواف باشدو از آنجا منصرف نشده باشد يا به كارهاى ديگر مشغول نشده باشد.
مـسـالـه 172 - اگـر كسى در آخر دور كه به حجرالاسود ختم شد, شك كند كه هفت دور زده يا هـشـت دور يـا بـيـشـتر, به شك خود اعتنا نكند وطوافش صحيح است , و اگر قبل از رسيدن به حـجرالاسود و تمام شدن دور,شك كند كه آنچه را دور مى زند, دور هفتم است يا هشتم , طوافش باطل است .
مـسـالـه 173 - اگـر كـسى در آخر طواف يا در اثناى آن ميان شش دور وهفت دور و هر چه پاى نـقـيـصـه در كـار اسـت , شك كند, طواف او باطل است ,اما شك در طواف مستحبى بنا را بر اقل بگذارد و طوافش صحيح است .
مـساله 174 - شخص كثيرالشك در عدد دورها به شكش اعتنا نكند, ومعيار در كثيرالشك عرفى است و ظن در عدد دورها اعتبار ندارد و حكم شك را دارد.

مسائل متفرقه طواف

مـساله 175 - در حال طواف , پا گذاشتن روى لباس احرام ديگران كه موجب اذيت و عدم رضايت آنـهـا شـود, به طواف ضرر نمى زند, همچنين است پا گذاشتن روى وسايلى كه از حجاج در حال طواف كردن مى افتد,مثل ساعت و لباس احرام و غيره .
مـساله 176 - اگر در حين طواف , ماموران نظافت مسجدالحرام دست به دست هم دادند و همان طـور حـلـقـه را تـوسـعـه دادنـد تـا عـده اى از مـطـاف خـارج شـوند, در اين صورت , اگر صف طواف كنندگان باقى باشد, يعنى هنوزمردم در حال طواف باشند, طواف آنها صحيح است , و اگر مدتى طول كشيد و خيال كردند موالات عرفيه به هم خورده و طواف را از سر گرفتند, درصورتى كه به هم خوردن موالات مشكوك باشد, طوافشان صحيح است .
مـسـالـه 177 - اگـر دخترى در سنين كودكى و يا در اوايل سنين بلوغ جنب شده باشد و تا زمان عـمـره غسل جنابت را انجام نداده باشد و با اين حال اعمال عمره را به جا آورد, اگر يقين كند كه جـنب شده , نماز و طواف اوبدون غسل جنابت صحيح نيست و غسلهاى ديگر مثل حيض و جمعه ازغـسـل جـنـابت كفايت نمى كند, ولى طوافهاى عمره و نساء را بايد انجام دهدو در صورت عدم تمكن , نايب بگيرد و تا نايب اعمال را انجام نداده , از بوى خوش و ازدواج كردن اجتناب نمايد.
مـسـاله 178 - اگر كسى در اثناى طواف محدث شود و خجالت بكشدخود را تطهير كند و با اين حـال تـمام اعمال عمره را انجام دهد, اگر با اعتقادبه صحت اعمال را تمام كرده باشد, عمره اش صحيح است و بايد طواف ونماز آن را اعاده كند, و اگر خودش نمى تواند, بايد نايب بگيرد.
مـسـالـه 179 - اگر كسى قبل از شوط چهارم طواف را بدون عذر به هم بزند, بايد طواف را از سر بگيرد و اتمام مفيد نيست , چون استدامه نيت ازبين رفته است .
مـسـالـه 180 - اگـر شـخصى بداند در موقع طواف از روى شهوت بدنش بابدن زنها تماس پيدا مى كند و از اين تماس متلذذ مى گردد, مضر به طواف او نيست , همچنين اگر از روى شهوت به نـامـحرم نگاه كند, و اگر كارى كه موجب كفاره است انجام داده , بايد كفاره بدهد, و اين حكم در طواف مستحبى هم جارى است .
مساله 181 - اگر شخصى در طواف احساس كند كه لباس احرام اونجس شده ولى اعتنا نكند, بعد از طواف يقين كند كه در همان حال طواف نجس بوده , ولى در حال طواف به نجس بودن لباسش شك داشته , در اين صورت از احرام خارج شده و فقط بايد طواف و نماز را اعاده كند.
مساله 182 - نيابت در يك شوط صحيح نيست , ولى انسان مى تواندمجموع طوافها را به نيت چند نـفـر انجام دهد, و اگر كسى گمان كند كه اتيان يك شوط يا دو شوط هم مستحب است و بعد از طـواف واجـب اين شوطها را به جا آورد و بعد نماز طواف را بخواند, استحباب آن ثابت نيست ,ولى طواف واجب او صحيح است .
مساله 183 - اگر مقدارى از موى سر زن يا جاهاى ديگر بدن او عمداظاهر باشد, طواف او صحيح نيست , على الاحوط, و در غير مورد عمدصحيح است , مگر در جاهل مقصر, على الاحوط, و حجاب زن در طواف باحجاب او در حال نماز تفاوت دارد و فقط وجه و كفين در طواف مستثنا شده است , على الاحوط.
مساله 184 - اگر شخصى با پول خمس نداده لباس احرام بخرد و با آن محرم شود و طواف و نماز به جا آورد, اگر از روى علم و عمد نباشد, عمره وحج او صحيح است , ولى اگر جاهل مقصر باشد, بايد طواف و نماز را اعاده كند.
مـسـالـه 185 - اگـر كسى در حال طواف پول خمس نداده همراه داشته باشد, به طواف او ضرر نمى رساند, و عدم شرطيت اباحه در محمول در حال نماز, بعيد نيست .

آداب و مستحبات طواف

1 - شخص پياده و با پاى برهنه طواف كند.
2 - قدمها را كوتاه بردارد و با آرامش طواف كند.
3 - در حال طواف , به ذكر خدا و دعا يا خواندن قران مشغول باشد.
4 - به گناهان خود اقرار كند و از گناهان خود طلب آمرزش كند.
5 - در مقابل هر يك از اركان كعبه , دو ركعت نماز بگزارد.
6 - حـجرالاسود را استلام كند و در صورت امكان آن را تقبيل كند و درصورت ازدحام جمعيت به حجرالاسود اشاره كند و تكبير بگويد.
7 - نزديك به خانه خدا طواف كند.
8 - بـه عـدد ايـام سـال طواف كند, و اگر اين مقدار ممكن نشد, پنجاه ودو مرتبه , و اگر آن هم ميسور نشد, هر مقدارى كه مى تواند از طرف خود ياديگران طواف كند.
9 - از هر عمل لغو و كارى كه او را از ياد خدا باز مى دارد, بپرهيزد.
10 - بـه خانه خدا زياد نگاه كند, زيرا در روايت آمده كه نگاه كردن به كعبه عبادت است . در روايت ديگر آمده است كه خداوند متعال دور خانه خدا صدوبيست رحمت قرار داده است , شصت رحمت آن بـراى طـواف كنندگان , چهل رحمت براى نمازگزاران و بيست رحمت از آن براى ناظرين به خانه خدا.
11 - خواندن ادعيه ماثوره از اهل بيت (ع ) و آن ادعيه چنين است : در حال طواف , مستحب است بگويد: الـلهم اني اسالك باسمك الذي يمشى به على طلل الماءكما يمشى به على جدد الا رض و اسالك بـاسمك الذي يهتز له عرشك و اسالك باسمك الذي تهتز له اقدام ملائكتك و اسالك باسمك الذي دعـاك بـه مـوسـى من جانب الطور فاستجبت له و القيت عليه محبة منك واسالك باسمك الذي غـفرت به لمحمد صلى اللّه عليه وآله ما تقدم من ذنبه و ما تاخر و اتممت عليه نعمتك ان تفعل بي كذا و كذا.
و به جاى كذا و كذا, حاجت خود را بطلبد.
و نيز مستحب است فرد در حال طواف بگويد: اللهم اني اليك فقير و اني خائف مستجير فلا تغير جسمي و لا تبدل اسمي .
و بر محمد(ص ) و آل محمد(ع ) صلوات بفرستد, بخصوص وقتى كه به جلودر خانه كعبه مى رسد, و اين دعا را بخواند: سـائلـك فقيرك مسكينك ببابك , فتصدق عليه بالجنة , اللهم البيت بيتك والحرم حرمك والعبد عـبـدك و هـذا مـقام العائذبك المستجير بك من النار فاعتقنى و والدى و اهلي و ولدي و اخواني المؤمنين من النار يا جواد يا كريم .
و وقتى كه به حجر اسماعيل (ع ) رسيد, رو به ناودان كرده , سر را بلند كند وبگويد: اللهم ادخلني الجنة و اجرني من النار برحمتك و عافني من السقم و اوسع على من الرزق الحلال وادرا عني شرفسقة الجن والا نس و شر فسقة العرب والعجم .
و چون از حجر بگذرد و به پشت كعبه برسد, بگويد: يـا ذاالـمـن والطول ياذا الجود والكرم ان عملي ضعيف فضاعفه لي و تقبله مني انك انت السميع العليم .
و چون به ركن يمانى مى رسد, دست به دعا بردارد و بگويد: يـا اللّه يـا ولـي الـعافية و خالق العافية و رازق العافية والمنعم بالعافية والمنان بالعافية والمتفضل بـالعافية على و على جميع خلقك يا رحمن الدنيا والاخرة و رحيمهماصل على محمد و آل محمد وارزقنا العافية و تمام العافية و شكر العافية في الدنيا والاخرة يا ارحم الراحمين .
سپس سر به جانب كعبه بالا كند و بگويد: الـحمد للّه الذي شرفك و عظمك والحمدللّه الذي بعث محمدا نبيا و جعل عليا اماما اللهم اهد له خيار خلقك وجنبه شرار خلقك .
و چون ميان ركن يمانى و حجر الاسود برسد, بگويد: ربنا آتنا في الدنيا حسنة و في الا خرة حسنة و قنا عذاب النار.
و در شـوط هـفـتـم , وقـتى كه به مستجار رسيد, مستحب است دو دست خود رارو به ديوار خانه بگشايد و شكم و روى خود را به ديوار كعبه بچسباندوبگويد: اللهم البيت بيتك والعبد عبدك و هذا مكان العائذ بك من النار.
پـس بـه گناهان خود اعتراف نمايد و از خداوند عالم آمرزش بطلبد كه ان شاءاللّه تعالى مستجاب خواهد شد, بعد بگويد: اللهم من قبلك الروح والفرج والعافية اللهم ان عملي ضعيف فضاعفه لي واغفر لي مااطلعت عليه مني و خفى على خلقك استجير باللّه من النار.
و آنچه مى خواهد دعا كند, و ركن يمانى را استلام كند و نزد حجرالاسودآمده , طواف خود را تمام نمايد و بگويد: اللهم قنعني بما رزقتني و بارك لي فيما آتيتني .
و بـراى طـواف كننده مستحب است در هر شوط, اركان خانه كعبه وحجرالاسود را استلام نمايد و در وقت استلام آن بگويد: امانتي اديتها و ميثاقي تعاهدته لتشهد لي بالمؤافاة .

مكروهات طواف

1 - تكلم به غير از ذكر خداوند و از ياد خدا غافل شدن .
2 - خنديدن و با حالت تكبر راه رفتن .
3 - خوردن و آشاميدن .
4 - شعر خواندن .

نماز طواف عمره مفرده

مـساله 186 - واجب است طواف كننده , بعد از تمام شدن طواف عمره , دوركعت نماز - مثل نماز صبح - بخواند, و بنا بر احتياط واجب , بايد نماز رافورا پس از طواف بخواند و ميزان مبادرت عرفيه اسـت , و در هـر صـورت , بـاتـاخـير در نماز اعاده طواف لازم نيست , و نمازگزار در قرائت نماز, مخيراست بين جهر و اخفات (نماز را بلند بخواند يا آهسته ).
مـسـالـه 187 - در نـمـاز طـواف , شـخـص مى تواند آن را با هر سوره اى كه مى خواهد بخواند, جز سـوره هـايـى كه در آنها سجده واجب است , ولى مستحب است در ركعت اول , بعد از حمد سوره توحيد را بخواند, و درركعت دوم , سوره جحد قل يا ايها الكافرون را بخواند.
مساله 188 - شك در ركعات نماز طواف , موجب بطلان نماز طواف كننده است و بايد آن را اعاده كند, و بعيد نيست اعتبار ظن در ركعات , و اگردر افعال يا اقوال شك كرد, اگر محل آن نگذشته آن را به جا آورد, و اگرمحل آن گذشته , به آن اعتنا نكند.
مساله 189 - نماز طواف واجب را بايد پشت مقام ابراهيم (ع ) و نزديك به آن به جا آورد, به نحوى كه مقام در جلوى او قرار گيرد و پشت مقام , حدمعينى ندارد و ميزان عرف است , و بهتر آن است كه فرد هر قدر ممكن باشد نزديكتر به مقام بايستد, اما مزاحمت براى سايرين ايجاد نكند, و اگردر غير مـحـل ذكـر شده نماز بخواند و ساير اعمال را با اعتقاد به صحت آن انجام دهد, فقط نماز را اعاده كند.
مـساله 190 - شخص بايد نماز طواف را پشت مقام ابراهيم (ع ) ونزديك به آن به جا آورد, ولى اگر بـه واسـطـه زيادى جمعيت نتوانست در آن مكان به جا آورد بايد هر كجا از پشت مقام كه مى تواند, آن را بـجـا آورد, لـكن با رعايت الاقرب فالاقرب , على الاحوط, و نمى تواند به خواندن در يكى ازدو جانب مقام اكتفا كند, و اما نماز طواف مستحبى را در هر جاى مسجدالحرام كه بخواهد به جا آورد, جايز و كافى است , اگر چه در حال اختيار باشد.
مساله 191 - بر هر مكلف , واجب است نماز خود و شرايط و واجبات وقرائت و ذكرهاى واجب آن را به طور صحيح ياد بگيرد, مخصوصا كسى كه مى خواهد به حج يا عمره مفرده برود, و اگر كوتاهى كند و نماز خود راتصحيح نكند, ممكن است با اشكال مواجه شود.
مـسـالـه 192 - اگـر كسى نماز طواف عمره را فراموش كند, بايد هر وقت كه يادش آمد, آن را در پشت مقام و نزديك آن به جا آورد, و اگر در اثناى سعى صفا و مروه يادش آمد, از همان جا سعى را رهـا كند و برگردد دو ركعت نماز طواف را بخواند, بعد از آن سعى را از همان جا كه قطع نموده , تمام كند.
مـسـالـه 193 - شخصى كه نماز طواف را فراموش كرده و به ساير اعمالى كه بعد از نماز بايد به جا آورد عـمـل كـرده باشد, اعاده آنها ظاهرا لازم نيست .اگر چه احتياط استحبابى در اعاده است , و لازم است اتيان نماز, در صورت ترك آن جهلامثل ناسى .
مـساله 194 - اگر كسى نماز طواف عمره را فراموش كند و بعد از اعمال يادش بيايد پس اگر در مـكـه اسـت , بـايـد نـمـاز را پـشت و نزد مقام به جا آورد, واگر از مكه خارج شده و برگشتن به مسجدالحرام برايش مشكل باشد, بايدهر جا كه يادش آمد, آن را به جا آورد.
مساله 195 - اگر شخصى نتوانست قرائت يا اذكار واجب را ياد بگيرد,بايد نماز را به هر ترتيبى كه مـى تـوانـد خودش به جا آورد, لكن اگر بخواهداحتياط كند, علاوه بر خواندن خودش كه مجزى است , هم با جماعت بخواند و هم نايب بگيرد.
مـسـالـه 196 - اگر كسى نماز طواف عمره را داخل حجر اسماعيل (ع )به جا آورد و بعد از تقصير متوجه شود, بايد نماز را پشت مقام ابراهيم (ع ) ونزديك به آن اعاده كند.
مـساله 197 - لباس ساتر نمازگزار, بايد مباح باشد, واگر شخصى باعين پولى كه خمس يا زكات آن را نداده , لباس ساتر بخرد, نماز خواندن اودر آن لباس باطل است , همچنين اگر به ذمه بخرد و در موقع معامله ,قصدش اين باشد كه از پولى كه خمس يا زكاتش را نداده بدهد. ((3))

مستحبات نماز طواف

1 - مـسـتـحـب اسـت بعد از نماز طواف , حمد و ثناى خداوند را به جا آورد و برپيامبر اكرم (ص ) و خاندانش (ع ) صلوات بفرستد.
2 - از خداوند عالم تقاضاى استجابت دعا كند و بگويد: اللهم تقبل مني و لا تجعله آخر العهد مني . الحمد للّه بمحامده كلها على نعمائه كلها حتى ينتهي الـحـمـد الـى مـايحب و يرضى , اللهم صل على محمد و آل محمد وتقبل مني و طهر قلبي و زك عملي .
و در روايت ديگرى است كه بگويد: الـلـهم ارحمني بطاعتي اياك و طاعة رسولك صلى اللّه عليه و آله و سلم اللهم جنبني ان اتعدى حدودك واجعلني ممن يحبك و يحب رسولك و ملائكتك و عبادك الصالحين .
3 - در بـعـضـى روايـات اسـت كـه حـضـرت صادق (ع ) بعد از نماز طواف به سجده رفته , چنين مى گفت : سـجد لك وجهي تعبدا و رقا لا اله الا انت حقا حقا الاول قبل كل شي ء والا خر بعد كل شي ء و ها انا ذا بين يديك ناصيتي بيدك فاغفرلي انه لايغفر الذنب العظيم غيرك فاغفر لي فاني مقر بذنوبي على نفسي و لا يدفع الذنب العظيم غيرك .