مساله 297 - اگر زن پيش از ده روز پاك شود, و احتمال دهد كه در باطن خون هست , بايد قدرى پنبه داخل فرج نمايد و كمى صبر كند و بيرون آورد.
پس اگر پاك بود,غسل كند و عبادتهاى خود را بـه جـا آورد و اگـر پاك نبود اگر چه به آب زرد رنگى هم آلوده باشد, چنانچه در حيض عادت نـدارد يـا عادت او ده روز است بايد صبر كند كه اگر پيش ازده روز پاك شد غسل كند و اگر سر ده روز پـاك شـد, يـا خون او از ده گذشت سر ده روز غسل نمايد, و اگر عادتش كمتر از ده روز اسـت , در صـورتى كه بداند پيش از تمام شدن ده روز ياسر ده روز پاك مى شود, نبايد غسل كند و اگر احتمال دهد خون او از ده روز مى گذرداحتياط واجب آن است كه تا يك روز عبادت را ترك كـنـد و بـعد از آن مى تواند تا ده روزعبادت را ترك كند ولى بهتر است تا ده روز كارهايى را كه بر حائض حرام است ترك كند وكارهاى مستحاضه را انجام دهد پس اگر پيش از تمام شدن ده روز يا سر ده روز از خون پاك شد تمامش حيض است و اگر ده روز گذشت , بايد عادت خود را حيض و بقيه رااستحاضه قرار دهد و عبادتهايى را كه بعد از روزهاى عادت به جا نياورده قضا نمايد.
مـسـاله 298 - اگر چند روز را حيض قرار دهد و عبادت نكند, بعد بفهمد حيض نبوده است , بايد نـمـاز و روزه اى را كـه در آن روزهـا به جا نياورده قضا نمايد.
و اگر چند روز را به گمان اين كه حيض نيست عبادت كند, بعد بفهمد حيض بوده , چنانچه آن روزها را روزه گرفته بايد قضا نمايد.
) استفاده پ .
ج .
(ا س 299 - عـده اى از بانوان براى پيشگيرى از باردارى , از ابزارهاى داخل رحمى مى كنند, از نوع جديد اين وسيله , معمولا براى خانمهايى كه عادت ماهانه سنگين دارند, براى كم كـردن مـيـزان خـونريزى نيز استفاده مى شود, حال مساله اين است كه خانمى , قبلا داراى عادت ماهانه وقتيه و عدديه بوده , پس ازكارگذارى اين وسيله عادت خود را از دست داده است , به اين صـورت كـه بـيش از يك ماه كاملا پاك است , و بعد از آن مدت 15 تا 20 روز يا كمتر و بيشتر فق ط لـك مـى بيند, و هيچ گاه سه روز پشت سرهم خون نمى بيند, به اين صورت كه مثلا يك روز خون مى بيند (به صورت رگه هاى خونى در ترشح ), سپس يك يا دو روز پاك است , دوباره لك مى بيند, و سپس چند روز پاك است , و دوباره لك مى بيند, و دقيقاهم نمى داند كى كاملا پاك خواهد شد؟ وظـيـفه اين خانم از جهت انجام عبادات روزهايى كه بايد حيض حساب كند, و يا احتياط نمايد, و زمان مناسب براى غسل چگونه است ؟ آيا همه اين روزها را بايد حيض قرار دهد, يا بايد در تمام اين روزهـااحتياط نمايد؟ و يا اصلا هيچ كدام حيض محسوب نمى شود؟ لطفا حكم را بيان فرماييد.
هم چنين اگر فرضا دروسط اين 2 روز يا 3 روز, پشت سر هم لكه بينى داشته باشد, و يا در صورتى كه به فرض مجموع خونها (به صورت مقدار كم و فقطلكه بينى , بدون اينكه سه روز اول پشت سر هم باشد,) 10 روز يا كمتر طول بكشد,چه حكمى دارد؟ ج - در حيض , ديدن سه روز متوالى خون در اول آن , شرط تعبدى است , و تا هر زمان كه اين شرط حـاصـل نشود, محكوم به استحاضه مى باشد, و توالى خروج خون كه شرطاست , اعم است از اينكه خـون از فـرج بيرون آيد, يا صرفا از رحم به داخل فرج بيايد, وبه هر حال بايد توالى احراز شود, و با شك هم محكوم به استحاضه است , ولى بعد ازسه روز اول , توالى شرط نيست و خون حيض مدتش شـرعا از ده روز تجاوز نمى كند,پس اگر خروج خونى كه شرايط و علايم حيض را دارد, از ده روز تجاوز نمايد, مازاد برعادت سابق و هميشگى , استحاضه است , و اگر به ده روز ختم شود, همه آن مـحـكوم به حيض است , و اگر زنى عادت زنانه ثابت ندارد, ولى شرايط و علايم حيض را در بيش ازده روز مى بيند, بايد هفت روز آن را حيض قرار دهد, به شرط آن كه عادت خويشان وى هم هفت روز باشد, والا بايد به تفصيلى كه در مسائل مضطربه بيان گرديده ,مراجعه شود.
23/10/ 75 س 300 - رحـم زنـى را طى يـك عـمل جراحى برداشته اند, خونى كه از مجراى عادى دفع خون خارج مى شود, محكوم به حيض است يا استحاضه يا قروح و جروح ؟ ج - نه حيض است و نه استحاضه , بلكه خون قروح و جروح است .
7/3/ 76 س 301 - حدود 17 سال قبل , وقتى براى اولين بار عادت ماهيانه (قاعده ) شدم ,(چون در آن زمان رسـم نـبـود كـه مـادرهـا مـساله زنانه خود - حتى غسل كردن براى حيض - را براى دخترانشان بگويند,) به مدت 3 سال , هر وقت براى غسل كردن به حمام مى رفتم , زير آب دوش مى ايستادم , و چـون بـلـد نـبـودم , فـقـط صلوات مى فرستادم , ولى وقتى عادت بودم هم نماز و روزه ام را به جا مى آوردم , و هم به مسجد مى رفتم , ولى بعد از 3 سال كه ازدواج كردم , از مادر شوهرم ياد گرفتم كه زن حائض وقتى به حمام مى رود, بايد غسل كند, حالا همه مى گويند كه بايد نماز وروزه هاى 3 سـالـه را قضاء كنى ! آيا گناهم گردن خودم است يا مادرم ؟ شايد بپرسيدچرا سؤال نكردى ؟ چون مى ترسيدم كه اذيتم كنند (چون آن زمان مادرها هر چيزى را براى فرزندانشان -خصوصا دخترها - نمى گفتند), حال مى خواهم بدانم آيا نماز وروزه ام كه سه سال است , بايد قضا شود؟ ج - هـر چـنـد غسل به همان نحو كه در سؤال آمده , ظاهرا مبرء ذمه بوده است .
(چون قصد قربت حـاصـل , و جـهـل هـم از راه قصور بوده كه موجب سعه و رفع است ), لكن احتياط نمودن و قضاء نـمـازهـا بـه تـدريـج و به نحوى كه در مشقت و حرج قرار نگيريد,خوب و مطلوب است , هر چند رعايتش لازم نيست , اما روزه ها قطعا درست است , وقضاء ندارد.
18/10/ 75 س 302 - آيا زنها مى توانند براى جلوگيرى از عادت زنانه , قرص بخورند يا خير؟ ج - جايز است .
4/3/ 76 س 303 - آيا زن حائض مى تواند سر خود را حنا بگذارد, يا رنگ و يا آرايش كند؟ ج - اشكالى ندارد, هر چند كراهت دارد.
6/3/ 76 س 304 - زنى حائض يا به خاطر جهل به مساله و يا عمدا, حال خود را به شوهرنمى گويد, و بعد از جماع براى مرد يقين حاصل مى شود كه زن در حال حيض بوده است , آيا كفاره دارد يا نه ؟, و اگر دارد, برعهده زن است يا مرد يا هر دو؟ ج - چـون مـرد نـمـى دانسته است , كفاره اى بر او نيست , و زن هم كه آگاه بوده , و اطلاع به مرد نداده , معصيت كرده است , لكن بر زن نيز كفاره اى واجب نيست .
7/8/ 73 س 305 - كسى كه به مساله غسل حيض و وجوب آن آشنايى نداشته , و براى مدتى نماز و روزه اش را بدون غسل به جا آورده است , چه تكليفى دارد؟ ج - چون غسل جنابت در هر زمان كه انجام گرفت , مجزى از اغسال ديگر است (هرچند آن اغسال مـورد جـهل و فراموشى و عدم توجه انسان باشد), بنابراين , بعد اززمان غسل جنابت تازمان حدث ديـگـر, نمازهايش درست بوده است , و بقيه را كه باحيض و حدث خوانده , بايد قضا نمايد, چون از موارد لزوم اعاده و قضاست .
7/10/ 71

نفاس

مـساله 306 - از وقتى كه اولين جزء بچه از شكم مادر بيرون مى آيد هر خونى كه زن مى بيند اگر پيش از ده روز يا سر ده روز قطع شود خون نفاس است .
و زن را در حال نفاس ,نفساء مى گويند.
مساله 307 - خونى كه زن پيش از بيرون آمدن اولين جزء بچه مى بيند نفاس نيست .
مـسـاله 308 - لازم نيست كه خلقت بچه تمام باشد, بلكه اگر خون بسته اى هم ازرحم زن خارج شـود و خود زن بداند, يا چهار نفر قابله بگويند كه اگر در رحم مى ماند انسان مى شد, خونى كه تا ده روز ببيند خون نفاس است .
مساله 309 - ممكن است خون نفاس , يك آن , بيشتر نيايد, ولى بيشتر از ده روزنمى شود.
مـسـالـه 310 - هـرگاه شك كند كه چيزى سقط شده يا نه , يا چيزى كه سقط شده اگرمى ماند انسان مى شد يا نه لازم نيست وارسى كند, و خونى كه از او خارج مى شود شرعاخون نفاس نيست .
مـسـاله 311 - توقف در مسجد و رساندن جايى از بدن به خط قرآن و كارهاى ديگرى كه بر حائض حـرام اسـت , بـر نفساء هم حرام است و آنچه بر حائض واجب و مستحب ومكروه است , بر نفساء هم واجب و مستحب و مكروه مى باشد.
مـسـالـه 312 - طـلاق دادن زنى كه در حال نفاس مى باشد باطل است و نزديكى كردن با او حرام مى باشد و اگر شوهرش با او نزديكى كند احتياط مستحب آن است به دستورى كه در احكام حيض گفته شد كفاره بدهد.
مساله 313 - وقتى زن از خون نفاس پاك شد, بايد غسل كند و عبادتهاى خود را به جا آورد.
و اگر دوبـاره خون ببيند چنانچه روزهايى كه خون ديده با روزهايى كه در وسط پاك بوده , روى هم ده روز يـا كـمتر از ده روز باشد, تمام آن نفاس است , و اگر روزهايى كه پاك بوده روزه گرفته باشد بايد قضا نمايد.
مساله 314 - اگر زن از خون نفاس پاك شود و احتمال دهد كه در باطن خون هست بايد مقدارى پنبه داخل فرج نمايد و كمى صبر كند كه اگر پاك است , براى عبادتهاى خودغسل كند.
مساله 315 - اگر خون نفاس زن از ده روز بگذرد, چنانچه در حيض عادت دارد به اندازه روزهاى عادت او نفاس و بقيه استحاضه است و اگر عادت ندارد تا ده روز نفاس وبقيه استحاضه مى باشد, و احتياط مستحب آن است كسى كه عادت دارد از روز بعد ازعادت و كسى كه عادت ندارد بعد از روز دهـم تـا روز هـيجدهم زايمان , كارهاى استحاضه رابه جا آورد و كارهايى را كه بر نفساء حرام است ترك كند.
مـسـالـه 316 - زنـى كه عادت حيضش كمتر از ده روز است , اگر بيشتر از روزهاى عادتش خون نفاس ببيند, بايد به اندازه روزهاى عادت خود نفاس قرار دهد, و بعد از آن تاروز دهم بايد كارهاى مستحاضه را انجام دهد.
مـسـالـه 317 - زنـى كـه در حـيـض عادت دارد, اگر بعد از زاييدن تا يك ماه يا بيشتر ازيك ماه پـى درپـى خـون بـبـيند به اندازه روزهاى عادت او نفاس است و ده روز از خونى كه بعد از نفاس مى بيند اگرچه در روزهاى عادت ماهانه اش باشد, استحاضه است , مثلا زنى كه عادت حيض او از بيستم هر ماه تا بيست و هفتم آن است , اگر روز دهم ماه زاييد و تايك ماه يا بيشتر پى درپى خون ديـد, تـا روز هفدهم نفاس و از روز هفدهم تا ده روز حتى خونى كه در روزهاى عادت خود كه از بـيستم تا بيست و هفتم است مى بيند, استحاضه مى باشد, و بعد از گذشتن ده روز, اگر خونى را كـه مـى بـيـند در روزهاى عادتش باشد, حيض است چه نشانه هاى حيض را داشته باشد يا نداشته باشد و اگر در روزهاى عادتش نباشداگر چه نشانه هاى حيض را داشته باشد, بايد آن را استحاضه قرار دهد.
مـساله 318 - زنى كه در حيض عادت ندارد, اگر بعد از زايمان تا يك ماه يا بيشتر ازيك ماه خون بـبـيند, ده روز اول آن نفاس و ده روز دوم آن استحاضه است و خونى كه بعد ازآن مى بيند, اگر نشانه حيض را داشته باشد حيض وگرنه آن هم استحاضه مى باشد.
س 319 - غسل بعد از سقط جنين چيست ؟ آيا غسل نفاس است , يا اينكه ذى روح بودن جنين براى تحقق نفاس شرط است ؟ ج - خـونـى كـه بعد از سقط جنين ديده مى شود, غسل نفاس دارد, و ذى روح بودن جنين , شرط تحقق نفاس نيست .
18/11/ 74 س 320 - زنـى كه سزارين مى شود و بچه را از پهلوى او خارج مى كنند, خونى كه اين زن مى بيند, نفاس است يا استحاضه ؟ ج - خـونـى كـه از مجراى طبيعى و به سبب ولادت بيرون مى آيد, محكوم به نفاس است ,هر چند طـفـل را بـا جراحى از پهلو خارج كرده باشند, اما خونى كه از محل عمل به واسطه جراحى خارج مى شود نفاس نيست .
5/3/ 76

غسل مس ميت

مساله 321 - اگر كسى بدن انسان مرده اى را كه سرد شده و غسلش نداده اند مس كنديعنى جايى از بـدن خـود را بـه آن برساند بايد غسل مس ميت نمايد, چه در خواب مس كندچه در بيدارى , با اخـتـيـار مـس كند يا بى اختيار, حتى اگر ناخن و استخوان او به ناخن واستخوان ميت برسد بايد غسل كند, ولى اگر حيوان مرده اى را مس كند غسل بر او واجب نيست .
مساله 322 - براى مس مرده اى كه تمام بدن او سرد نشده , غسل واجب نيست اگرچه جايى را كه سرد شده مس نمايد.
مـسـالـه 323 - براى مس بچه مرده , حتى بچه سقط شده اى كه چهار ماه او تمام شده غسل مس ميت واجب است بلكه بهتر است براى مس بچه سقط شده اى كه از چهارماه كمتر دارد غسل كرد, بـنـابراين اگر بچه چهار ماهه اى مرده به دنيا بيايد, مادر او بايدغسل مس ميت كند, بلكه اگر از چهار ماه كمتر هم داشته باشد بهتر است مادر او غسل نمايد.
مـسـاله 324 - غسل مس ميت را بايد مثل غسل جنابت انجام دهند ولى كسى كه غسل مس ميت كرده , اگر بخواهد نماز بخواند, بايد وضو هم بگيرد.

احكام محتضر

مساله 325 - مسلمانى را كه محتضر است يعنى در حال جان دادن مى باشد مرد باشديا زن , بزرگ باشد يا كوچك , بايد به پشت بخوابانند بطورى كه كف پاهايش به طرف قبله باشد, و اگر خواباندن او كاملا به اين طور ممكن نيست بنابر احتياط واجب تا اندازه اى كه ممكن است بايد به اين دستور عـمـل كـنـنـد, و چـنانچه خواباندن او به هيچ قسم ممكن نباشد به قصد احتياط او را رو به قبله بـنشانند, و اگر آن هم نشود, باز به قصد احتياط او را به پهلوى راست يا به پهلوى چب , رو به قبله بخوابانند.

احكام غسل و كفن و نماز و دفن ميت

مـسـالـه 236 - غـسل و كفن و نماز و دفن مسلمان بر هر مكلفى واجب است , و اگر بعضى انجام دهند, از ديگران ساقط مى شود و چنانچه هيچ كس انجام ندهد همه معصيت كرده اند.
مساله 327 - اگر كسى مشغول كارهاى ميت شود بر ديگران واجب نيست اقدام نمايند, ولى اگر او عمل را نيمه كاره بگذارد, بايد ديگران تمام كنند.

احكام غسل ميت

مساله 328 - واجب است ميت را سه غسل بدهند اول : به آبى كه با سدر مخلوط باشد.
دوم : به آبى كه با كافور مخلوط باشد.
سوم : با آب خالص .
مـسـاله 329 - سدر و كافور بايد به اندازه اى زياد نباشد كه آب را مضاف كند و به اندازه اى هم كم نباشد, كه نگويند سدر و كافور با آب مخلوط شده است .
مـسـالـه 330 - اگـر سـدر و كـافـور به اندازه اى كه لازم است پيدا نشود بنابر احتياط واجب بايد مقدارى كه به آن دسترسى دارند در آب بريزند.
مـسـالـه 331 - بـچـه سقط شده را اگر چهارماه يا بيشتر دارد, بايد غسل بدهند, و اگرچهار ماه ندارد, بايد در پارچه اى بپيچند و بدون غسل دفن كنند.
مـسـالـه 332 - كسى را كه در حال حيض يا در حال جنابت مرده , لازم نيست غسل حيض يا غسل جنابت بدهند, بلكه همان غسل ميت براى او كافى است .

احكام كفن ميت

مـسـالـه 333 - مـيت مسلمان را بايد با سه پارچه كه آنها را لنگ و پيراهن و سرتاسرى مى گويند كفن نمايند.
مـسـاله 334 - لنگ بايد از ناف تا زانو, اطراف بدن را بپوشاند, و بهتر آن است كه ازسينه تا روى پا بـرسـد.
و بنابر احتياط واجب پيراهن بايد از سر شانه تا نصف ساق پا, تمام بدن را بپوشاند و درازى سرتاسرى بايد به قدرى باشد كه بستن دو سر آن ممكن باشد, وپهناى آن بايد به اندازه اى باشد كه يك طرف آن روى طرف ديگر بيايد.
مـساله 335 - كفن زن بر شوهر است , اگر چه زن از خود مال داشته باشد, وهمچنين اگر زن را به شرحى كه در كتاب طلاق گفته مى شود, طلاق رجعى بدهند و پيش از تمام شدن عده بميرد, شـوهـرش بـايـد كفن او را بدهد و چنانچه شوهر بالغ نباشد يا ديوانه باشد ولى شوهر بايد از مال او كفن زن را بدهد.

احكام حنوط

مـسـالـه 336 - بـعـد از غسل واجب است ميت را حنوط كنند, يعنى به پيشانى و كف دستها و سر زانـوهـا و سـر دو انگشت بزرگ پاهاى او كافور بمالند.
و مستحب است به سربينى ميت هم كافور بمالند و بايد كافور ساييده و تازه باشد و اگر به واسطه كهنه بودن ,عطر او از بين رفته باشد كافى نيست .

احكام نماز ميت

مساله 337 - نماز خواندن بر ميت مسلمان , اگرچه بچه باشد واجب است , ولى بايد پدرو مادر آن بچه يا يكى از آنان مسلمان باشند و شش سال بچه تمام شده باشد.
مساله 338 - نماز ميت بايد بعد از غسل و حنوط و كفن كردن او خوانده شود, و اگرپيش از اينها, يا در بين اينها بخوانند, اگر چه از روى فراموشى يا ندانستن مساله باشدكافى نيست .
س 339 - اگر مردى كه نماز ميت را بلد باشد, پيدا نشود, آيا زن مى تواند نماز ميت را بخواند؟ ج - مانعى ندارد, ولى نمى تواند براى مردها امام جماعت شود.
18/8/ 74

نماز وحشت

مساله 340 - مستحب است در شب اول قبر, دو ركعت نماز وحشت براى ميت بخوانند ودستور آن اين است كه , در ركعت اول بعد از حمد يك مرتبه آية الكرسى و در ركعت دوم بعد از حمد ده مرتبه سوره انا انزلناه بخوانند و بعد از سلام نماز بگويند: اللهم صل على محمد و آل محمد و ابعث ثوابها الى قبر فلان و به جاى كلمه فلان اسم ميت رابگويند.
مساله 341 - نماز وحشت را در هر موقع از شب اول قبر مى شود خواند, ولى بهتراست در اول شب بعد از نماز عشا خوانده شود.

غسلهاى مستحب

مساله 342 - غسلهاى مستحب در شرع مقدس اسلام بسيار است و از آن جمله است : 1 - غـسل جمعه , و وقت آن از اذان صبح است تا ظهر, و بهتر است نزديك ظهر به جاآورده شود, و اگـر تا ظهر انجام ندهد بهتر است كه بدون نيت ادا و قضا تا عصر جمعه به جاآورد.
و اگر در روز جمعه غسل نكند مستحب است از صبح شنبه تا غروب قضاى آن را به جا آورد.
و كسى كه مى ترسد در روز جـمـعـه آب پـيدا نكند مى تواند روز پنجشنبه غسل راانجام دهد, بلكه اگر در شب جمعه غـسـل را به اميد آن كه مطلوب خداوند عالم است به جاآورد صحيح است , و مستحب است انسان در موقع غسل جمعه بگويد: اشـهـد ان لا الـه الا اللّه وحـده لاشريك له و ان محمدا عبده و رسوله اللهم صل على محمد و آل محمد و اجعلنى من التوابين و اجعلنى من المتطهرين .
2 - غسل شب اول ماه رمضان و تمام شبهاى طاق مثل شب سوم و پنجم و هفتم ,ولى از شب بيست و يـكـم مـستحب است همه شب غسل كند, و براى غسل شب اول وپانزدهم و هفدهم و نوزدهم و بـيـسـت و يكم و بيست و سوم و بيست و پنجم و بيست وهفتم و بيست ونهم بيشتر سفارش شده است .
و وقت غسل شبهاى ماه رمضان تمام شب است , و بهتر است مقارن غروب آفتاب به جا آورده شـود ولى از شب بيست و يكم تاآخر ماه بهتر است غسل را بين نماز مغرب و عشا به جا آورد.
و نيز مستحب است در شب بيست و سوم غير از غسل اول شب , يك غسل هم در آخر شب انجام دهد.
3 - غـسل روز عيد فطر و عيد قربان , و وقت آن از اذان صبح است تا غروب و بهتراست آن را پيش از نـماز عيد به جا آورد, و اگر از ظهر تا غروب به جا آورد, احتياط آن است كه به قصد رجاء انجام دهد.
4 - غـسـل شب عيد فطر, و وقت آن از اول مغرب است تا اذان صبح و بهتر است دراول شب به جا آورده شود.
5 - غسل روز هشتم و نهم ذى حجه , و در روز نهم بهتر است آن را نزديك ظهر به جاآورد.
6 - غسل روز اول و پانزدهم و بيست وهفتم و آخر ماه رجب .
7 - غسل روز عيد غدير, و بهتر است در وقت چاشت (صدر نهار) آن را انجام دهد.
8 - غسل روز بيست و چهارم ذى حجه .
9 - غسل روز عيد نوروز و پانزدهم شعبان و نهم و هفدهم ربيع الاول و روز بيست وپنجم ذيقعده ولى غسل روز پانزدهم شعبان و نهم ربيع الاول را رجاء انجام دهد.
10 - غسل دادن بچه اى كه تازه بدنيا آمده .
11 - غسل زنى كه براى غير شوهرش بوى خوش استعمال كرده است .
12 - غسل كسى كه در حال مستى خوابيده .
13 - غسل كسى كه جايى از بدنش را به بدن ميتى كه غسل داده اند رسانده .
14 - غسل كسى كه در موقع گرفتن خورشيد و ماه نماز آيات را عمدا نخوانده در صورتى كه تمام ماه و خورشيد گرفته باشد.

تيمم

در هفت مورد به جاى وضو و غسل بايد تيمم كرد: اول از موارد تيمم آن كه تهيه آب بقدر وضو يا غسل ممكن نباشد.
مساله 343 - اگر انسان در آبادى باشد, بايد براى تهيه آب وضو و غسل , بقدرى جستجو كند كه از پيدا شدن آن نا اميد شود, و اگر در بيابان باشد, چنانچه زمين آن پست وبلند است و يا به واسطه درخـت و مانند آن عبور در آن زمين مشكل است بايد در هر يك از چهارطرف به اندازه پرتاب يك تير قديمى كه با كمان پرتاب مى كردند در جستجوى آب برود و اگر زمين آن اينطور نيست , بايد در هر طرف به اندازه پرتاب دو تير جستجونمايد.
دوم از موارد تيمم مساله 344 - اگر بواسطه پيرى , يا ترس از دزد و جانور و مانند اينها يا نداشتن وسيله اى كه آب از چـاه بـكـشد, دسترسى به آب نداشته باشد, بايد تيمم كند و همچنين است اگرتهيه كردن آب يا استعمال آن بقدرى مشقت داشته باشد كه مردم تحمل آن را نكنند.
سوم از موارد تيمم مـسـاله 345 - اگر از استعمال آب بر جان خود بترسد, يا بترسد كه بواسطه استعمال آن مرض يا عيبى در او پيدا شود, يا مرضش طول بكشد يا شدت كند, يا بسختى معالجه شود, بايد تيمم نمايد, ولى اگر آب گرم براى او ضرر ندارد, بايد با آب گرم وضو بگيرد ياغسل كند.
مساله 346 - لازم نيست يقين كند كه آب براى او ضرر دارد, بلكه اگر احتمال ضرربدهد, چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا باشد و از آن احتمال ترس براى او پيدا شود بايدتيمم كند.
چهارم از موارد تيمم مساله 347 - هرگاه بترسد كه اگر آب را به مصرف وضو يا غسل برساند خود او يا عيال واولاد او, يا رفيقش و كسانى كه با او مربوطند مانند نوكر و كلفت از تشنگى بميرند يامريض شوند, يا بقدرى تـشـنـه شـونـد كـه تحمل آن مشقت دارد, بايد به جاى وضو و غسل تيمم نمايد و نيز اگر بترسد حيوانى كه مانند اسب و قاطر معمولا براى خوردن , سرش رانمى برند از تشنگى تلف شود, بايد آب را به آن بدهد و تيمم نمايد اگر چه حيوان مال خودش نباشد و همچنين است اگر كسى كه حفظ جان او واجب است بطورى تشنه باشدكه اگر انسان آب را به او ندهد تلف شود.
پنجم از موارد تيمم مساله 348 - كسى كه بدن يا لباسش نجس است و كمى آب دارد كه اگر با آن وضوبگيرد يا غسل كند, براى آب كشيدن بدن يا لباس او نمى ماند بايد بدن يا لباس را آب بكشد و با تيمم نماز بخواند.
ولى اگر چيزى نداشته باشد كه بر آن تيمم كند, بايد آب را به مصرف وضو يا غسل برساند و با بدن يا لباس نجس نماز بخواند.
ششم از موارد تيمم مـسـاله 349 - اگر غير از آب يا ظرفى كه استعمال آن حرام است آب يا ظرف ديگرى ندارد, مثلا آب يـا ظـرفـش غصبى است و غير از آن , آب و ظرف ديگرى ندارد بايد به جاى وضو و غسل تيمم كند.
هفتم از موارد تيمم مساله 350 - هرگاه وقت بقدرى تنگ باشد كه اگر وضو بگيرد, يا غسل كند تمام نماز يامقدارى از آن بعد از وقت خوانده مى شود, بايد تيمم كند.
مـساله 351 - اگر عمدا نماز را بقدرى تاخير بيندازد كه وقت وضو يا غسل نداشته باشد, معصيت كـرده , ولـى نـماز او با تيمم صحيح است , اگر چه احتياط مستحب آن است كه قضاى آن نماز را بخواند.
مـساله 352 - كسى كه شك دارد كه اگر وضو بگيرد, يا غسل كند وقت براى نماز اومى ماند يا نه , بايد تيمم كند.

چيزهايى كه تيمم بر آنها صحيح است

مـسـاله 353 - تيمم به خاك و ريگ و كلوخ و سنگ اگر پاك باشند صحيح است , و به گل پخته مثل آجر و كوزه و آهك و گچ پخته نيز صحيح است .
مساله 354 - تيمم بر سنگ گچ و سنگ آهك و سنگ مرمر سياه و ساير اقسام سنگها صحيح است ولى تيمم به جواهر مثل سنگ عقيق و فيروزه باطل مى باشد.
مـساله 355 - اگر خاك و ريگ و كلوخ و سنگ و آنچه كه تيمم بر آن صحيح است پيدا نشود, بايد بـه گـرد و غـبارى كه روى فرش و لباس و مانند اينهاست تيمم نمايد و اگرغبار در لاى لباس و فرش باشد تيمم به آن صحيح نيست مگر آن كه اول دست بزند تاروى آن غبار آلوده شود بعد تيمم كند و چنانچه گرد پيدا نشود, بايد به گل تيمم كند, و اگرگل هم پيدا نشود, احتياط مستحب آن است كه نماز را بدون تيمم بخواند و بنا بر احتياطبعدا قضاى آن را به جا آورد.
مـسـالـه 356 - اگـر بـا خـاك و ريـگ چـيزى مانند كاه كه تيمم به آن باطل است مخلوطشود, نـمـى تـوانـد بـه آن تيمم كند, ولى اگر آن چيز بقدرى كم باشد كه در خاك يا ريگ , ازبين رفته حساب شود, تيمم به آن خاك و ريگ صحيح است .
مساله 357 - چيزى كه بر آن تيمم مى كند بايد غصبى نباشد.

دستور تيمم

مـساله 358 - در تيمم چهار چيز واجب است : اول نيت .
دوم : زدن كف دو دست با هم برچيزى كه تيمم به آن صحيح است .
سوم : كشيدن كف هر دو دست به تمام پيشانى و دوطرف آن , از جايى كه مـوى سـر مى رويد, تا ابروها و بالاى بينى و بنابر احتياط واجب بايددستها روى ابروها هم كشيده شـود.
چـهـارم : كـشيدن كف دست چپ به تمام پشت دست راست و بعد از آن كشيدن كف دست راست به تمام پشت دست چپ .
مساله 359 - تيمم بدل از غسل و بدل از وضو با هم فرقى ندارند.

احكام تيمم

مـساله 360 - اگر مختصرى از پيشانى و پشت دستها را هم مسح نكند تيمم باطل است , چه عمدا مـسح نكند, يا مساله را نداند, يا فراموش كرده باشد ولى دقت زياد هم لازم نيست و همين قدر كه بگويند تمام پيشانى و پشت دست مسح شده كافى است .
مـساله 361 - پيشانى و پشت دستها را بايد از بالا به پايين مسح نمايد و كارهاى آن را بايد پشت سر هم به جا آورد و اگر بين آنها بقدرى فاصله دهد كه نگويند تيمم مى كندباطل است .
مساله 362 - در موقع نيت بايد معين كند كه تيمم او بدل از غسل است يا بدل ازوضو, و اگر بدل از غسل باشد بايد آن غسل را معين نمايد, و چنانچه اشتباها به جاى بدل از وضو, بدل از غسل يا به جـاى بـدل از غـسل , بدل از وضو نيت كند, يا مثلا در تيمم بدل ازغسل جنابت , نيت تيمم بدل از غسل مس ميت نمايد, تيمم او باطل است .
مساله 363 - انسان بايد براى تيمم انگشتر را از دست بيرون آورد و اگر در پيشانى يا پشت دستها يا در كف دستها مانعى باشد, مثلا چيزى به آنها چسبيده باشد, بايدبرطرف نمايد.
مساله 364 - چيزهايى كه وضو را باطل مى كند, تيمم بدل از وضو را هم باطل مى كند, و چيزهايى كه غسل را باطل مى نمايد, تيمم بدل از غسل را هم باطل مى نمايد.
مساله 365 - اگر بدل از غسل جنابت تيمم كند, لازم نيست براى نماز وضو بگيرد,ولى اگر بدل از غسلهاى ديگر تيمم كند, بايد وضو بگيرد, و اگر نتواند وضو بگيرد, بايدتيمم ديگرى هم بدل از وضو بنمايد.
س 366 - آيامى توان باتيمم بدل ازغسل جنابت , وارد مسجد شد و در جماعت شركت كرد؟ ج - مادامى كه عذر باقى است , مانعى ندارد.
16/3/ 75 س 367 - اگر عمدا, تا وقت تنگ نشود, نماز را نخواند, و در تنگى وقت نماز را باتيمم (تيمم بدل از غـسـل ) بـخـواند, و براى نماز بعدى عمدا غسل نكند, نماز او چه حكمى دارد؟ آيا با همان تيمم درست است ؟ ج - تاخير نماز عمدا و با تمكن از وضو و غسل تا تنگى وقت كه مجبور شود با تيمم آن را به جا آورد, گناه و معصيت است , هر چند خود نماز صحيح است , وبايد توبه نمايد, واين گونه تيمم ها كه براى تـنگى وقت است , براى نمازى كه وقتش موسع است , مفيدنيست , و نماز با آن باطل است , هر چند آن نـماز را تا تنگى وقتش هم به تاخير بيندازد,كه در اين صورت باز بايد تيمم نمايد, و حكم سابق را دارد.
27/10/ 70 س 368 - كسى كه در تنگى وقت , قبل از اذان صبح در شبهاى ماه مبارك رمضان ,در صورت عدم وجـود آب و عـدم غـسـل كردن تا طلوع آفتاب , تيمم مى كند, آيا شرعامى تواند با آن يك تيمم كه كرده است , نماز بخواند, يا بايد باز هم تيمم كند؟ ج - تـيمم در تنگى وقت , فقط همان نماز يا كارى را كه براى آن تيمم كرده , مباح مى كند, و براى نمازهاى بعدى فايده ندارد.
20/3/ 75

احكام نماز

نماز مهمترين اعمال دينى است كه اگر قبول درگاه خداوند عالم شود, عبادتهاى ديگر هم قبول مـى شـود و اگـر پـذيـرفـتـه نـشـود اعمال ديگر هم قبول نمى شود.
و همان طور كه اگرانسان شـبـانـه روزى پـنج نوبت در نهر آبى شستشو كند, چرك در بدنش نمى ماند نمازهاى پنجگانه هم انسان را از گناهان پاك مى كند.
سزاوار است كه انسان نماز را در اول وقت بخواند و كسى كه نماز را پـست و سبك شمارد, مانند كسى است كه نماز نمى خواند, پيغمبراكرم - صلى اللّه عليه و آله و سلم - فرمود: كسى كه به نماز اهميت ندهد و آن را سبك شمارد سزاوار عذاب آخرت است .
روزى حضرت در مسجد تشريف داشتند مردى وارد ومشغول نماز شد و ركوع و سجودش را كاملا به جا نـياورد, حضرت فرمودند اگر اين مرد درحالى كه نمازش اينطور است از دنيا برود, به دين من از دنـيا نرفته است پس انسان بايدمواظب باشد كه به عجله و شتابزدگى نماز نخواند و در حال نماز به ياد خدا و با خضوع وخشوع و وقار باشد, و متوجه باشد كه با چه كسى سخن مى گويد و خود را در مـقـابـل عـظمت و بزرگى خداوند عالم بسيار پست و ناچيز ببيند و اگر انسان در موقع نماز كـامـلا بـه ايـن مـطـلـب تـوجـه كند, از خود بى خبر مى شود, چنانچه در حال نماز تير را از پاى مـبـارك امـيـرالـمـؤمـنـيـن - عـلـيه السلام - بيرون كشيدند و آن حضرت متوجه نشدند.
و نيز بـايـدنـمـازگـزار تـوبـه و استغفار نمايد و گناهانى كه مانع قبول شدن نماز است , مانند حسد, كـبـر,غـيبت , خوردن حرام , آشاميدن مسكرات , و ندادن خمس و زكات بلكه هر معصيتى راترك كـنـد.
و هـمـچـنـين سزاوار است كارهايى كه ثواب نماز را كم مى كند به جا نياورد, مثلا درحال خواب آلودگى و خوددارى از بول به نماز نايستد, و در موقع نمازبه آسمان نگاه نكند ونيز كارهايى كه ثواب نماز را زياد مى كند به جا آورد, مثلا انگشترى عقيق به دست كند ولباس پاكيزه بپوشد و شانه و مسواك كند و خود را خوشبو نمايد.

نمازهاى واجب

نـمـازهاى واجب شش است : اول : نماز يوميه , دوم : نماز آيات , سوم : نماز ميت , چهارم : نمازطواف واجب خانه كعبه , پنجم : نماز قضاى پدر كه بر پسر بزرگتر واجب است , ششم :نمازى كه بواسطه اجاره و نذر و قسم و عهد واجب مى شود.
نمازهاى واجب يوميه نـمـازهاى واجب يوميه پنج است : ظهر و عصر, هر كدام چهار ركعت , مغرب سه ركعت , عشاچهار ركعت , صبح دو ركعت .
مساله 369 - در سفر بايد نمازهاى چهار ركعتى را با شرايطى كه گفته مى شود دوركعت خواند.

احكام وقت نماز

مـسـاله 370 - موقعى انسان مى تواند مشغول نماز شود, كه يقين كند وقت داخل شده است , يا دو مرد عادل يا يك مرد ثقه به داخل شدن وقت خبر دهند.
مساله 371 - اگر وقت نماز بقدرى تنگ است كه بواسطه به جا آوردن بعضى ازكارهاى مستحب نماز, مقدارى از آن بعد از وقت خوانده مى شود, بايد آن مستحب را به جانياورد.
مثلا اگر بواسطه خواندن قنوت , مقدارى از نماز بعد از وقت خوانده مى شود, بايدقنوت نخواند.
مـسـاله 372 - كسى كه به اندازه خواندن يك ركعت نماز وقت دارد, بايد نماز را به نيت ادا بخواند ولى نبايد عمدا نماز را تا اين وقت تاخير بيندازد.
مساله 373 - مستحب است انسان نماز را در اول وقت آن بخواند و راجع به آن خيلى سفارش شده اسـت و هـرچه به اول وقت نزديكتر باشد بهتر است , مگر آن كه تاخيرآن از جهتى بهتر باشد, مثلا صبر كند كه نماز را به جماعت بخواند.

نمازهايى كه بايد به ترتيب خوانده شود

مساله 374 - انسان بايد نماز عصر را بعد از نماز ظهر و نماز عشا را بعد از نماز مغرب بخواند و اگر عمدا نماز عصر را پيش از نماز ظهر و نماز عشا را پيش از نماز مغرب بخواندباطل است .
مـسـاله 375 - اگر به نيت نماز ظهر مشغول نماز شود و در بين نماز يادش بيايد كه نماز ظهر را خوانده است , نمى تواند نيت را به نماز عصر برگرداند بلكه بايد نماز را بشكند ونماز عصر را بخواند و همين طور است در نماز مغرب و عشا.
مساله 376 - اگر در بين نماز عصر شك كند كه نماز ظهر را خوانده يا نه , بايد نيت رابه نماز ظهر بـرگـردانـد.
ولى اگر وقت بقدرى كم است كه بعد از تمام شدن نماز, مغرب مى شود بايد به نيت نماز عصر, نماز را تمام كند و نماز ظهرش قضا ندارد.

نمازهاى مستحب

مـسـالـه 377 - نـمـازهاى مستحبى زياد است و آنها را نافله گويند, و بين نمازهاى مستحبى به خـوانـدن نافله هاى شبانه روز بيشتر سفارش شده و آنها در غير روز جمعه سى وچهار ركعتند كه هشت ركعت آن نافله ظهر, و هشت ركعت نافله عصر, و چهار ركعت نافله مغرب , و دو ركعت نافله عـشا, و يازده ركعت نافله شب , و دو ركعت نافله صبح مى باشد وچون دو ركعت نافله عشا را بنابر احـتياط واجب بايد نشسته خواند, يك ركعت حساب مى شود.
ولى در روز جمعه بر شانزده ركعت نافله ظهر و عصر, چهار ركعت اضافه مى شود.
مـسـاله 378 - از يازده ركعت نافله شب , هشت ركعت آن بايد به نيت نافله شب و دوركعت آن به نيت نماز شفع و يك ركعت آن , به نيت نماز وتر خوانده شود.
و دستور كامل نافله شب در كتابهاى دعا گفته شده است .
مساله 379 - نمازهاى نافله را مى شود نشسته خواند, ولى بهتر است دو ركعت نمازنافله نشسته را يك ركعت حساب كند, مثلا كسى كه مى خواهد نافله ظهر را كه هشت ركعت است نشسته بخواند, بـهـتر است شانزده ركعت بخواند و اگر مى خواهد نماز وتر رانشسته بخواند, دو نماز يك ركعتى نشسته بخواند.
س 380 - آيـا تمام نمازهاى مستحب - حتى نماز شب - را مى توان در حال حركت خواند؟ كيفيت ركوع و سجده در اين گونه نمازها چگونه است ؟ ج - جـايـز اسـت هـمه نمازهاى مستحبى (مثل نماز شب ) را در حال حركت و ركوع وسجده را با اشاره انجام دهد.
5/5/ 75

وقت نافله هاى يوميه

مساله 381 - نافله نماز ظهر پيش از نماز ظهر خوانده مى شود و وقت آن از اول ظهر تاموقعى كه آن مقدار از سايه شاخص كه بعد از ظهر پيدا مى شود, به اندازه دو هفتم آن شود,مثلا اگر درازاى شـاخـص هـفت وجب باشد, هر وقت مقدار سايه اى كه بعد از ظهر پيدامى شود به دو وجب رسيد, آخر وقت نافله ظهر است .
مساله 382 - نافله عصر پيش از نماز عصر خوانده مى شود و وقت آن تا موقعى است كه آن مقدار از سـايـه شاخص كه بعد از ظهر پيدا مى شود, به چهار هفتم آن برسد وچنانچه بخواهد نافله ظهر يا نافله عصر را بعد از وقت آنها بخواند, بهتر است نافله ظهر رابعد از نماز ظهر و نافله عصر را بعد از نماز عصر بخواند و بنابر احتياط واجب , نيت ادا و قضانكند.
مـساله 383 - وقت نافله مغرب بعد از تمام شدن نماز مغرب است تا وقتى كه سرخى طرف مغرب كه بعد از غروب كردن آفتاب در آسمان پيدا مى شود از بين برود.
مـساله 384 - وقت نافله عشا بعد از تمام شدن نماز عشا تا نصف شب است و بهتراست بعد از نماز عشا بلافاصله خوانده شود.
مساله 385 - نافله صبح پيش از نماز صبح خوانده مى شود و وقت آن بعد از گذشتن از نصف شب به مقدار خواندن يازده ركعت نماز شب است , ولى احتياط آن است كه قبل ازفجر اول نخوانند مگر آن كه بعد از نافله شب بلافاصله بخوانند كه در اين صورت مانعى ندارد.
مساله 386 - وقت نافله شب از نصف شب است تا اذان صبح و بهتر است نزديك اذان صبح خوانده شود.

نماز غفيله

مساله 387 - يكى از نمازهاى مستحبى نماز غفيله است كه بين نماز مغرب و عشاخوانده مى شود.
و وقـت آن بعد از نماز مغرب است تا وقتى كه سرخى طرف مغرب از بين برود و در ركعت اول آن , بعد از حمد بايد به جاى سوره , اين آيه را بخوانند: وذا الـنـون اذ ذهب مغا ضبا فظن ان لن نقدر عليه فنادى فى الظلمات ان لا اله الا انت سبحانك انى كنت من الظالمين فاستجبنا له و نجيناه من الغم و كذلك ننجى المؤمنين .
و در ركعت دوم بعد از حمد به جاى سوره , اين آيه را بخوانند: و عـنـده مـفاتح الغيب لايعلمها الا هو و يعلم ما فى البر و البحر و ما تسقط من ورقة الايعلمها ولا حبة فى ظلمات الا رض و لا رطب و لا يابس الا فى كتاب مبين .
و در قنوت آن بگويند: الـلهم انى اساءلك بمفاتح الغيب التى لا يعلمها الا انت ان تصلى على محمد و آل محمد وان تفعل بى كذا و كذا, و بجاى كلمه كذا و كذا حاجتهاى خود را بگويند.
و بعد بگويند: الـلهم انت ولى نعمتى و القادر على طلبتى تعلم حاجتى فاساءلك بحق محمد و آل محمد عليه و عليهم السلام لما قضيتها لى .

احكام قبله