در بحث غدير خم اهل سنت اين بحث را مطرح مى كنند كه دور از ذهن است كه 120 هزار نفر شركت كننده در روز 18 ذى الحجه همه فراموش مى كنند وصيت پيامبر(ص) را و از اين جهت مورد شبهه قرار مى دهند چه پاسخى داريد؟

پاسخ:

درپاسخ به سؤال شما دوست عزيز عرض مى شود، همانطور كه مرقوم فرموده ايد، حديث غدير از احاديث متواترى است، كه احدى نمى تواند در صدور آن از پيامبر اكرم ترديد كند. تا آنجا كه نويسنده محقق، علامه امينى، در كتاب معروف "الغدير" اين حديث را از صد وده نفر از صحابه و ياران پيامبر(ص) و از سيصد و شصت دانشمند و كتاب معروف اسلامى، نقل كرده است.

اما مسأله اصلى اينست كه اختلاف بنيادين شيعه و سنى، به نحوه نگرش آنها به معناى امامت بر مى گردد. از نظر شيعه، امام چنانكه از عنوانش پيداست، به معنى پيشوا و رهبر مسلمان است. و در اصول عقايد شيعه، امام معصوم به كسى گفته مى شود، كه در همه چيز جانشين پيامبر(ص)است. با اين تفاوت كه پيامبر مؤسس مكتب مى باشد، و امام حافظ و پاسدار مكتب است؛ بر پيامبر وحى نازل مي‌گردد، ولى بر امام نه؛ او تعليماتش را از پيامبر(ص) مى گيرد، و داراى علم فوق العاده اى است. از نظر شيعه، امام معصوم تنها به معنى رهبر حكومت اسلامى نيست، بلكه رهبرى معنوى و مادى، و ظاهرى و باطنى، و خلاصه رهبرى همه جانبه جامعه اسلامى را برعهده دارد. او پاسدارى از عقايد و احكام اسلامى را بدون هيچگونه اشتباه و انحراف، بر عهده دارد؛ و بندة برگزيده خداست.(1)

 و شيعه با توجه به معناى امام، معتقد است كه هيچكس جز خدا و پيامبر(ص) آنهم به الهام الهي)، نمى تواند امام و خليفه مسلمين را تعيين كند. زيرا شرط امامت طبق اين تفسير، داشتن علم وافر به تمام اصول و فروع اسلام است. علمى كه از منبع آسمانى مايه بگيرد، و متكى بر علم پيامبر باشد؛ تا بتواند شريعت اسلام را حفاظت كند. و شرط ديگر آن است كه امام بايد معصوم باشد، يعنى از هرگونه خطا و گناه مصونيت داشته باشد؛ تا بتواند مقام امامت و رهبرى معنوى و مادى، و ظاهرى و باطنى است را بر عهده بگيرد. بنابراين امامت مقام بسيار والايى بوده است. و جز خداوند، كسى توانايى تعيين امام را ندارد. همانگونه كه قرآن كريم، در ارتباط با امامت حضرت ابراهيم مى فرمايد :

"و اذا ابتلى ابراهيم ربه بكلمات فاتمهن قال انى جاعلك للناس اماماً" (2) (خداوند ابراهيم را آزمايشهاى بزرگى كرد. هنگامى كه از عهده آزمايشها به خوبى بر‌آمد؛ خداوند به او فرمود : "من ترا امام و پيشواى خلق قرار دادم."

 قرائن قرآنى و تاريخى مختلف، نشان مى دهد كه رسيدن به اين مقام،‌ بعد از مبارزه با بت پرستان بابل، و هجرت ابراهيم به شام، و ساختن خانه كعبه، و بردن فرزندش اسماعيل به قربانگاه بوده است. و جائى كه نبوت و رسالت، بايد از طرف خدا تعيين گردد، مقام امامت و رهبرى همه جانبه خلق، كه اوج تكامل رهبرى است، به طريق اولى بايد از سوى خدا تعيين گردد. (3)

  اما اهل سنت، امامت و مقام امام را چنين تفسير نكرده، بلكه آن را به معنى رئيس حكومت جامعه اسلامى مى دانند. و به تعبير ديگر، زمانداران هر عصر و زمان را خلفاى پيامبر(ص)وائمه مسلمين مى شمرند.(4) و به خاطر همين مسأله، جمعى از كسانى كه سند حديث غدير را غير قابل انكار ديده اند، سعى داشته اند در دلالت آن به مسأله امامت و خلافت، ترديد كنند. لذا معناى ولايت را در حديث مذكور، صرفاً به محبت و ارادت خاصى،‌كه مردم بايد نسبت به حضرت على(ع) داشته باشند، تفسيركرد.(5) معتقد است كه دقت در مضمون حديث، و شرايط مكانى و زمانى آن، و قرائن ديگر، به خوبى گواهى مى دهد كه هدف از آن، چيزى جز مسأله امامت و ولايت، به معنى رهبرى همه جانبه خلق نبوده است :

  1.طرز پياده شده حديث، با آن همه مقدمات، در آن بيابان سوزان، با آن خطبه مفصّل، و با اقرار گرفتن ازمردم، و در آن شرايط حساس زمانى و مكانى، همه دليل بر اين مدّعا است.

  2. تبريكهايى كه از ناحيه گروهها و اشخاص مختلف، به على(ع)گفته شد، و نيز اشعارى كه شعرا در همان روز و بعد از آن سرودند، همه بيانگر اين واقعيت است، كه سخن از منصب على(ع)و مقام والاى امامت و ولايت بوده، نه چيز ديگر. (6)

   منابع و مآخذ:

   1.پنجاه درس اصول عقايد براى جوانان، ناصر مكارم شيرازى، ص237

   2.سوره مباركة بقره/ آيه 124

   3.پنجاه درس اصول عقايد براى جوانان، ناصرمكارم شيرازى، ص268

   4.همان، ص238

   5.استاد مطهرى در كتاب "ولاء و ولايتها"، ص45،مى فرمايند : "معناى آيه الله ولى الذين آمنوا يخرجهم من الظلمات الى النور"، اين نيست كه خدا دوست اهل ايمان است، بلكه معنا اين است كه خداوند با عنايت خاص خود، متصرف در شؤون اهل ايمان بوده. آنها در حفظ و صيانت خاص پرودرگارند.

   6.    پنجاه درس اصول عقايد براى جوانان، ناصر مكارم شيرازى، ص283