آيا پيامبر اسلام (ص) مسموم از دنيا رفت ؟

پاسخ :

دانشمندان مسلمان در باره اين كه پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله وسلم چگونه از دنيا رفت ، ديدگاه‌هاى گوناگونى دارند ؛  بسيارى از علماى شيعه و سنى معتقدند كه آن حضرت را مسموم  كردند و همين سم در بدن آن حضرت اثر كرده و او را به شهادت رسانده است .

حاكم نيشابورى عالم معروف اهل سنت در كتاب معتبر المستدرك على الصحيحين مي‌نويسد :

ثنا داود بن يزيد الأودى قال سمعت الشعبى يقول والله لقد سم رسول الله صلى الله عليه وآله وسم أبو بكر الصديق وقتل عمر بن الخطاب صبرا وقتل عثمان بن عفان صبرا وقتل على بن أبى طالب صبرا وسم الحسن بن على وقتل الحسين ابن على صبرا رضى الله عنهم فما نرجو بعدهم .

المستدرك - الحاكم النيسابورى - ج 3 - ص 59 .

داود بن يزيد گويد كه از شعبى شنيدم كه مى گفت : به خدا قسم رسول خدا و ابوبکر با سمّ کشته شدند و عمر و عثمان و على بن ابيطالب با شمشير کشته شدند و حسن بن على با سم و حسين بن على با شمشير کشته شد .

و نيز ابن كثير دمشقى سلفى كه امروزه وهابيت براى سخن او ارزش ويژه‌اى قائل هستند به نقل از بيهقى مي‌نويسد :

عن عبد الله بن مسعود ، قال : لئن أحلف تسعا أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قتل قتلا أحب إلى من أن أحلف واحدة أنه لم يقتل ، وذلك أن الله اتخذه نبيا واتخذه شهيدا .

السيرة النبوية - ابن كثير - ج 4 - ص 449 – 450 .

از عبدالله بن مسعود روايت کرده است که مي‌ گفت : اگر ۹ بار قسم بخورم که رسول خدا کشته شده اشت برايم محبوب‌تر است از اين که يک بار قسم بخورم که او کشته نشده است ؛ زيرا خداوند او را پيامبر و شهيد قرار داده است .

و از علماى شيعه ، مرحوم شيخ طوسى در كتاب تهذيب الأحكام مي‌نويسد :

محمد بن عبد الله... وقبض بالمدينة مسموما يوم الاثنين لليلتين بقيتا من صفر سنة عشرة من الهجرة .

تهذيب الأحكام - الشيخ الطوسى - ج 6 - ص 2 .

محمد بن عبد الله  (صلى الله عليه وآله وسلم ) ... در روز دوشنبه 28 صفر سال دهم هجرى در حالى از دنيا رفت كه مسموم شده بود .

و نيز مرحوم علامه حلى در كتاب المنتهى مي‌نويسد :

محمد بن عبد الله ... وقبض بالمدينة مسموما يوم الاثنين لليلتين بقينا من صفر سنة عشرين من الهجرة .

 منتهى المطلب (ط.ق) - العلامة الحلى - ج 2 - ص 887 .

اما اين كه چه كسى و در چه زمانى آن حضرت را سمّ داده است ، همانند بسيار ديگر از زواياى زندگى آن حضرت براى ما روشن نيست .

 محمد بن اسماعيل بخارى در صحيحش مي‌نويسد :

قَالَ عُرْوَةُ قَالَتْ عَائِشَةُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا كَانَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ فِى مَرَضِهِ الَّذِى مَاتَ فِيهِ يَا عَائِشَةُ مَا أَزَالُ أَجِدُ أَلَمَ الطَّعَامِ الَّذِى أَكَلْتُ بِخَيْبَرَ فَهَذَا أَوَانُ وَجَدْتُ انْقِطَاعَ أَبْهَرِى مِنْ ذَلِكَ السُّمِّ .

صحيح البخارى ،ج 5 - ص 137 .

 عايشه گفته است كه رسول خدا در مريضى خود كه در آن از دنيا رفتند مي‌فرمودند:

 تا كنون درد غذايى را كه در خيبر خوردم احساس مي‌كردم و الآن زمانى است كه احساس كردم شريان‌هاى قلبم از آن پاره شده است .شايد برخى بگويند كه چنين مطلبى بعيد به نظر مي‌رسد كه سمى بعد از چهار سال اثر كند ،  ضمن اين كه پيامبر اسلام قبل از خوردن آن سم در جنگ خيبر از مسموم بودن گوشت گوسفند آگاه شد و از خوردن دست كشيد ؛ چنانچه ابن كثير دمشقى مي‌نويسد :

 وفى صحيح البخارى عن ابن مسعود قال : لقد كنا نسمع تسبيح الطعام وهو يؤكل - يعنى بين يدى النبى صلى الله عليه وسلم - وكلمه ذراع الشاة المسمومة ، وأعلمه بما فيه من السم .

 البداية والنهاية - ابن كثير - ج 6 - ص 317 – 318 .

در صحيح بخارى از ابن مسعود نقل شده است كه مي‌گفت : "ما صداى تسبيح گفتن غذا را هنگامى كه رسول خدا از آن تناول مي‌فرمود ، مي‌شنيديم" . يعنى در جلوى پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم . و گوشت سردست مسموم با حضرت سخن گفت و ايشان از سمى بودن خود مطلع كرد .

در نتيجه اين كه چه كسى پيامبر را سمّ داده و اين سمّ در چه زمانى بوده است ، براى ما به صورت دقيق روشن نيست .

ازطرف ديگر مى بينيم كه محمد بن اسماعيل بخارى و مسلم و بسيارى ديگر از بزرگان اهل سنت نوشته‌اند :

قَالَتْ عَائِشَةُ لَدَدْنَاهُ فِى مَرَضِهِ فَجَعَلَ يُشِيرُ إِلَيْنَا أَنْ لَا تَلُدُّونِى فَقُلْنَا كَرَاهِيَةُ الْمَرِيضِ لِلدَّوَاءِ فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ أَلَمْ أَنْهَكُمْ أَنْ تَلُدُّونِى قُلْنَا كَرَاهِيَةَ الْمَرِيضِ لِلدَّوَاءِ فَقَالَ لَا يَبْقَى أَحَدٌ فِى الْبَيْتِ إِلَّا لُدَّ وَأَنَا أَنْظُرُ إِلَّا الْعَبَّاسَ فَإِنَّهُ لَمْ يَشْهَدْكُمْ .

صحيح البخارى - البخارى ج 8 - ص 40، ح 6886 ، ج 5 - ص 143 و ج 7 - ص 17 و و صحيح مسلم - مسلم النيسابورى - ج 7 - ص 24 و مسند احمد - الإمام احمد بن حنبل - ج 6 - ص 53 و تاريخ الطبرى - الطبرى - ج 2 - ص 437 و...

ام المومنين عايشه گفته است در دهان رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم  در زمان مريضى ايشان به زور دوا ريختيم ، پس با اشاره به ما فهماندند كه به من دوا نخورانيد ،‌ ما با خود گفتيم اين از آن جهت است كه مريض از دوا بدش مي‌آيد و وقتى حضرت بهتر شد ، فرمودند : آيا من شما را از اين كه به من دوا بخورانيد نهي  نكردم ؟ پس فرمودند : بايد در دهان هر كسى كه در اين خانه است ،‌ در جلوى چشم من دوا ريخته شود ؛ غير از عباس كه او شاهد ماجرا نبوده است .

نكته جالب توجه اين است كه بخارى اين حديث را در كتاب ديات ، باب قصاص نقل كرده است

ابن حجر عسقلانى در شرح اين روايت مي‌نويسد :

( قوله لددناه ) أى جعلنا فى جانب فمه دواه بغير اختياره وهذا هو اللدود .

 اين كه گفته : «لددنا» يعنى اين كه ما در دهان آن حضرت بدون اين كه اختيارى داشته باشد (بازور) دوا ريختيم

در اين جا چند سؤال از برادران اهل سنت داريم كه اميد است پاسخ بدهند:

1 -  چرا عايشه و كسانى كه در آن‌جا حضور داشتند ، حرف پيامبر را گوش نكردند و على رغم نهى آن حضرت ،  دارو را به زور در حلق آن حضرت ريختند ؟ مگر نه اين كه قرآن كريم مي‌فرمايد :

 وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا . الحشر / 7 .

 هر دستورى كه رسول به شما داد اطاعت كنيد و از هر گناهى نهيتان كرد آن را ترك كنيد ، و از خدا بترسيد كه خدا عقابى سخت دارد .

2 - چرا عايشه پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله وسلم را با ديگر مريض‌ها يكسان مي‌بيند ؟ مگر نه اين كه خداوند مى فرمايد :

وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الهَْوَى‏ . إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْىٌ يُوحَى‏ . النجم / 3 و 4 .

هرگز از روى هوى و هوس سخن نمى‏گويد و آنچه مى‏گويد چيزى جز وحيى كه به وى مى‏شود نيست .

چرا فكر كرد كه هر مريضى حتى پيامبر خوردن دوا را دوست ندارد؟

آيا پيامبر اسلام به اندازه اطرافيان درك نمى كرد كه چه چيزى براى او خوب است و چه چيزى بد ؟ يا اين كه اطرافيان مي‌خواستند  با انجام اين عمل ، همان سخن افرادى را تكرار كنند كه به هنگام درخواست قلم و كاغذ به پيامبر گرامى (ص) نسبت هذيان دادند ؟

و از همه عجيب‌تر اين است كه نقل كرده‌اند : پيامبر اسلام بعد از اين كه به هوش آمد ، دستور داد به همه آن‌ها كه به زور به حضرت دوا داده بودند ، از همان دوا بخورانند غير از عمويش عباس ! چرا پيامبر اسلام همه را مجازات مي‌كند ؟ مگر قرآن كريم نفرموده :

وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى‏ . الأنعام / 164 و الأسراء /15 و فاطر 18 و الزمر / 7 .

هيچ گنهكارى بار گناه ديگرى را بر دوش نمى‏كشد .

با اين تفصيل بايد براى مظلوميت آقا رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم بيش از همه اشك ريخت كه در ميان امت خود بيش از همه مظلوم بوده است .

 مؤسسه تحقيقاتى حضرت ولى عصر (عج)